تبلیغات
چگونه مسلمان وشیعه شوم؟

چگونه مسلمان وشیعه شوم؟
آموزش گام به گام اسلام به زبان ساده برای غیر شیعیان

سؤال:

آیا ممکن است انتخاب نادرست زمان یا موضوع گفتگو درباره خدا و دین، بر روی طرف مقابل، اثر عکس داشته باشد و باعث دلزدگی یا پرخاشگری او شود؟


پاسخ:

گاهی رفتار کسانی که در بحث و گفتگو درباره خدا و دین توهین و ناسزاگویی می کنند، به این دلیل است که ما گفتگو را در زمان مناسبی مطرح نکرده ایم. در واقع، ما علی رغم این که فرد مخاطب، هنوز آمادگی لازم را نداشته، بحث را به میان کشیده ایم. زیاد پیش می آید افراد مذهبی که می دانند فلان شخص با اعتقاد به خداوند متعال مشکل دارد یا نسبت به دین اسلام مخالفت هایی دارد، وقت و بی وقت تا اشخاص مزبور را می بینند، مباحث اعتقادی را به میان می کشند. در نهایت کار به جایی می رسد که آن شخص از کوره در می رود و با ناسزاگویی به مقدسات یا صحنه را ترک و یا اوقات جمع را تلخ می کند.

در این گونه موارد انگیزه ها متفاوت است. گاهی آن فرد مذهبی که چنین کاری کرده، از سر دلسوزی و با نیت خیرخواهانه عمل کرده تا بلکه فردی را هدایت کند و از نهایت کار نیز دلگیر و غمگین می شود. اما این روش اشتباه است. چرا که ناخودآگاه فرد را به موضع لجاجت افکنده است.
قرآن کریم می فرماید برخی از انسان ها هستند که از گفتگو و سخن درباره خداوند، ناراحت می شوند:
«وَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذَا ذُكِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ» (الزمر: 45)
هنگامی که خداوند به یگانگی یاد می‌‏شود، دل های کسانی که به آخرت ایمان ندارند، مشمئز (و متنفر) می‏‌گردد؛ اما هنگامی که از معبودهای دیگر یاد می‌‏شود، آنان خوشحال می‏‌شوند.
متقابلاً مؤمن نیز هر کجا سخن از خدا باشد، خوشحال می شود:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَ عَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ» (الأنفال: 2)
مؤمنان همان كسانى ‏اند كه چون خدا یاد شود، دل هایشان بترسد (از خوف و شوق بلرزد) و چون آیات او بر آنان خوانده شود، بر ایمانشان بیافزاید و بر پروردگار خود توكل مى‏ كنند.

حال برای گفتگو با فردی که آکنده از شبهات است و به هر دلیلی از خدا رویگردان شده است، نباید به گونه ای عمل کنیم که لجاجت وی را بیشتر برافروزیم و بیشتر او را از خداوند متعال و دین متنفر کنیم. بلکه باید با روشی درست، او را هدایت کنیم. گاهی فرد مؤمن بی توجه است و تصور می کند که چون خودش از کلام و گفتگو درباره خداوند خشنود می شود، لابد طرف مقابل هم همین گونه است. در حالی که آیه شریفه به ما هشدار می دهد که همه مثل مؤمنین نیستند. در این گونه موارد، همان گونه که امام علی علیه السلام فرموده اند.[1]، از دریچه اشتیاق و اقبال قلب ها وارد شوید. لذا درباره این گونه شخصیت ها و مخاطب ها،‌ لازم نیست از همان ابتدا مباحث اعتقادی را به میان بکشید تا با اشمئزاز و تنفر جلسه را ترک کنند و فاصله آنان با خداوند نیز بیشتر شود. می توانید درباره امور دیگری گفتگو کنید تا دریچه اشتیاق و ورود به قلب آن فرد را بیابید و سپس از همان دریچه با روشی دقیق و هدایتگرانه، خداوند را به وی معرفی کنید.
 اما گاهی آن فرد مذهبی که بحث را در مقابل این گونه خداناباوران ستیزه خو پیش کشیده، نیت خیرخواهانه ندارد. در این گونه موارد با خوشحالی می گوید: دیدید بالاخره کم آورد! او کافر شده و حقش بود و ... . در جلسات خانوادگی، بین اعضای خانواده مانند برادر و خواهر، پدر و فرزند و ... این نوع مجادلات زیاد در می گیرد. این گونه گفتگوها پر از نفسانیت است. این کار، بسیار نادرست و زشت است که ما بخواهیم برای این که به دیگران ثابت کنیم اطلاعات مذهبی بالایی داریم،‌ در گفتگوهای جمعی، یک قربانی برای خود پیدا کنیم و او را جلوی همه تحقیر نماییم. ما این شخص را تحقیر می کنیم و در خارج از جمع ما، دوستان خداناباور او را تکریم می کنند. لذا همین باعث می شود که او روز به روز از ما دورتر شده و به جمع آنان نزدیک تر گردد؛ تا حدی که بعد از مدتی واقعاً خود را از سنخ آنان خواهد دانست. لذا گفتگویی که برای هدایت نباشد و هدف از آن صرفاً مجادله و حس برتری جویی باشد، نه تنها ارزش معنوی ندارد، بلکه ممکن است از مصادیق مراء به حساب بیاید که عملی حرام است. اگر این رفتار ما سبب شود که فرد مزبور به طور کلی از دین و خداوند جدا شود، روز قیامت ما به دلیل رفتار خود مسؤولیتی بسیار سنگین خواهیم داشت.
 گاهی علت رفتار تند کسانی که نسبت به خداوند متعال شبهه دارند و در جبهه خداناباوری قرار می گیرند، این است که نسبت به نوع نگاه ما ناراحت اند. آنان دو دسته هستند. یک دسته افراد عنود و لجوج که در مورد این دسته نیز در آینده، نکاتی را خواهیم گفت. دسته دیگر، خداناباورانی هستند که دشمنی و لجاجت ندارند؛ بلکه خواسته اند با عقل و پژوهش به نتیجه برسند؛ اما مسیر را اشتباه رفته اند. بارها با چنین افرادی در دانشگاه های مختلف مواجه شده ایم. این شخص شنیده است که برای عقاید دینی باید تحقیق کرد؛ او هم بدون مشورت و اطلاعات لازم، تحقیق خود را از خواندن کتاب های کسانی همچون نیچه، راسل، کسروی و ... شروع کرده است. این شخص عناد ندارد؛ اما ذهنی آکنده از سؤال و ویروس های اعتقادی دارد. حال وقتی که سؤالات خود را می پرسد، از آن جا که تحت تأثیر ادبیات نویسندگانی بوده که آثارشان را خوانده است، فرد خداباوری که مخاطب وی قرار می گیرد، تصور می کند این فرد، کافری لاابالی و خداستیزی هدایت ناپذیر است. لذا با چنین زمینه ذهنی با او برخورد می کند. وقتی پای درد دل این گونه افراد می نشینیم، می بینیم از این موضوع ناراحت اند و می گویند: چرا همه تصور می کنند ما دشمن آن ها هستیم؛ به ما کافر می گویند؛ ما را نجس می دانند و ...؟! در حالی که ما فقط سؤال داریم.
بنا بر این، مسأله خیلی دقیق است. نباید به صرف مواجه شدن با چنین افرادی آنان را دشمن خدا تلقی کرد. بین یک کافر واقعی با کسی که در جبهه کفر نفس می کشد، باید تفاوت قائل شد. در این گونه موارد بهترین کمک به جبهه خداناباوران و آتئیست ها این است که افراد شبهه دار را از خود برانیم و بگوییم شما کافر شده اید. آتئیست ها نیز دقیقاً همین را می خواهند و به دنبال چنین افرادی می گردند تا آنان را جذب کنند. به جرأت می توان گفت بیش از نود درصد کسانی که به جبهه خداناباوری ملحق می شوند، به دلیل برخورد نادرست ما خداباوران بوده است. بیش از نود درصد کسانی هم که به جبهه خداباوری می پیوندند به دلیل برخورد و رفتار شایسته و درست خداباوران بوده است. تنها حدود ده درصد عامل این تغییر اعتقادی، پژوهش در باورها و اعتقادات، یا تمایل به لاابالی گری و فرار از محدودیت های شرعی و ... است.

گاهی جوانانی هستند که غافل و بی توجه اند. مثلاً در جمعی که گرد هم می آیند، با تعریف کردن جوک های زننده اعتقادی، به تمسخر و توهین به باورهای دینی و گاه خداوند متعال و یا مقدسات دینی می پردازند؛ کلیپ هایی در تمسخر نماز درست می کنند و ... . این گونه افراد واقعاً کافر نیستند. غافل اند. نباید با برخورد چکشی، آنان را در جبهه خداناباوری محسوب کرد. در پاسخ سؤالات بعد، به نوع مواجهه صحیح با این افراد، بیشتر خواهیم پرداخت.




[1]  «إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَةً وَ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَأْتُوهَا مِنْ قِبَلِ شَهْوَتِهَا وَ إِقْبَالِهَا فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُكْرِهَ عَمِیَ» (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت 193)

دل ها را روى آوردن و پشت كردنى است. پس دل ها را آن گاه به كار وادارید كه خواهشى دارند و روى آوردنى. زیرا اگر دل را به اجبار به كارى وادارى كور مى گردد.

 




طبقه بندی: هدایت، آتئیسم، اسلام،
برچسب ها: زمان نامناسب، موضوع نا مناسب، اثر معکوس،
دنبالک ها: عکس العمل ما در برابر تمسخر مقدسات در جمع،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ شنبه 23 بهمن 1395 ] [ 11:59 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
در این وبلاگ شما با آموزش‌هایی درباره این که چگونه یک مسلمان و شیعه شوید، آشنا خواهید شد. شما حتی اگر مسلمان و شیعه هستید و در این زمینه سوال یا نظراتی دارید، دیدگاه‌های خود را برای ما بنویسید تا در ثواب تکمیل کردن این آموزش‌ها شریک باشید. دست شما را برای هر گونه همکاری می‌فشاریم.
ای دی ارتباط با ما در تلگرام:
@Adyan_mazaheb
دوره های آموزشی و رایگان ما به صورت مجازی:
www.channel313.ir
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
شما چقدر با اسلام آشنا هستید؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب