تبلیغات
چگونه مسلمان وشیعه شوم؟

چگونه مسلمان وشیعه شوم؟
آموزش گام به گام اسلام به زبان ساده برای غیر شیعیان

بسم الله الرحمن الرحیم

سوال:

گفتگو بر اساس موضوعات مشترک که قرآن کریم آن را مطرح کرده، به چه معناست؟ اگر قرار باشد فقط موضوعات مشترک را بگوییم، پس این گفتگو چه فایده ای دارد؟! ما هر دو به موضوعات مشترک معتقدیم. مهم آن است که او اعتقادات ما را بپذیرد. لطفاً در این باره توضیح دهید.

پاسخ:

در گفتگویی که بین ما به عنوان یک مسلمان با یک عزیز مسیحی صورت می گیرد تا بدون هیچ فریبی ادیان یکدیگر را بشناسیم، برای موفق بودن این گفتگو، لازم است از روشی که خداوند در قرآن کریم فرموده است، استفاده کنیم. قرآن کریم می فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَكُم ...[1]»

اهل کتاب شامل یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان (طبق نظر بعضی از مراجع تقلید) می شود. بنا بر این به دستور قرآن، ما باید با این افراد بر اساس «کلمة سواء» گفتگو کنیم. کلمه سواء در بیان بسیاری از مفسرین و کسانی که در این زمینه مطالعه کرده اند، این است که بیایید و مطالب مشترک را بیان کنید. این کار خوبی است و از ظاهر آیه هم می توان این استفاده را کرد.

«کلمةٍ سَواء» معنای دومی نیز دارد که تاکید ما بر استفاده از همین معنای دوم است: بر این اساس «کلمةٍ سواء» در نظر مشهور مفسرین این است که به عنوان مثال، شما در گفتگو با یک شخص مسیحی، در مورد حضرت مریم سلام الله علیها صحبت کنید و بگویید که حضرت مریم سلام الله علیها شخصیتی گرامی است که هم در اسلام از ایشان سخن گفته شده و هم در مسیحیت. قرآن کریم می فرماید «... یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ[2]» (خداوند تو را انتخاب کرده؛ پاک نموده و بر زنان عالم برتری بخشیده است.) و در سوره آل عمران و سوره مریم تعابیر بسیار زیبایی از قول حضرت مسیح علیه السلام نسبت به مادر بزرگوار و عزیزشان بیان شده است.

کتاب مقدس، آیات بسیار محدودی در مورد حضرت مریم سلام الله علیها در موضوع تولد مسیح علیه السلام، رابطه ایشان با فرزندشان و نامزدی آن حضرت سلام الله علیها با یوسف نجار دارد که یکی دو تای آنها را هم اگر نمی داشت، بهتر بود. مثلاً می گوید حضرت مریم سلام الله علیها با حضرت مسیح علیه السلام کار داشتند. به خانه ای که ایشان در آن بودند، می روند و در می زنند. به حضرت مسیح علیه السلام گفته می شود که مادرتان با شما کار دارند. ایشان با تعبیر زننده ای می گویند: «ای زن! مرا با تو چه کار؟![3]» یعنی حتی این بانوی بزرگوار را شایسته نمی دانند که به نام مادر خطاب کنند! و تعابیری از این دست، باز هم در کتاب مقدس وجود دارد. تا جایی که «مریم مَجدلیه» که یک بانوی روسپی بوده و بعداً توبه می کند، در کتاب مقدس بیشتر از حضرت مریم سلام الله علیها رنگ و جلوه دارد. اما در قرآن کریم این طور نیست. در آیات متعددی از سوره مبارکه مریم و تعداد دیگری از سُوَر قرآن، از ایشان با تعابیر بسیار زیبایی یاد می شود.

بنا بر این، گفته می شود که ما بیاییم و مشترکاتمان را بیان کنیم. مثلاً بگوییم: ما هم حضرت مریم سلام الله علیها را قبول داریم و جایگاه والایی را برای ایشان قائل هستیم. آیاتی از قرآن کریم را هم برای آنها تلاوت کنیم. مانند همان کاری که نماینده پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در حبشه و در نزد نجاشی انجام داد. جناب جعفر در آن جا آیات سوره مریم را خواند و این کار، بر آن پادشاه تأثیر داشت.

یا مثلاً باورمان به خود حضرت مسیح علیه السلام را با بهترین بیانات، معرفی کنیم و بگوییم ما هم به حضرت مسیح علیه السلام اعتقاد داریم و ایشان را معصوم از خطا می دانیم و نکاتی را در این رابطه بیان نماییم. یا به اصل تورات و انجیل بپردازیم. درست است که در این زمینه اختلافاتی وجود دارد و ما تورات و انجیل کنونی را به طور صد در صد نمی پذیریم (بخشی از آنها را می پذیریم و بخشی را قبول نمی کنیم)؛ ولی باور به اصل کتاب های آسمانی و ایمان به انبیاء گذشته، از ارکان اعتقادی ما هستند. این ها مشترکاتی است که می شود بر اساس آنها گفتگو کرد. موارد بیشتری هم وجود دارد. اخلاقیاتی که در کتاب مقدس آمده و در اسلام هم هست. مثلاً: قتل مکن؛ دروغ نگو؛ زنا مکن و همچنین سفارش به محبت، معجزات حضرت مسیح علیه السلام و داستان های انبیائی را که در کتاب مقدس و اسلام مشترک است، می توانیم بیان کنیم.

پس برداشت نخستی که از «کلمةٍ سواء» عرضه می شود، این است که ما ابتدا موضوعات مشترک را به خوبی بشناسیم. (خود این هم هنری است و تخصص می خواهد. باید موضوعات مختلف را مطالعه کنیم و ببینیم نظر اسلام واقعاً چیست تا دچار انحراف نشویم؛ سپس نظر مسیحیت را هم بدانیم و مشترکات را بیان کنیم. برای تبیین این که گفته شد دچار انحراف نشویم، به این مثال توجه کنید: ما قائل هستیم به این که همه پیامبران، معصوم از خطا هستند. حال وقتی می خواهیم مشترکات را بیان کنیم و به سراغ داستان پیامبرانی همچون حضرت سلیمان علیه السلام، حضرت داوود علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام می رویم، نباید آن مطالبی را که انحرافی است، بیان کنیم. مثلاً در کتاب مقدس آمده است که حضرت داوود علیه السلام مرتکب عمل نامشروع زنا شدند![4] ولی ما به چنین موضوعی معتقد نیستیم. البته روایاتی در منابع اسلامی تحت عنوان اسرائیلیان وجود دارد. به عنوان مثال، از منابع اهل سنت، در صحیح بخاری، صحیح مسلم و ... مطالبی وجود دارد که عصمت انبیاء را زیر سؤال می برد. بسیاری از عزیزان اهل سنت هم این ها را می پذیرند و قائل به عصمت انبیاء نیستند. منظور ما از مشترکات، این گونه مطالب نیست. زیرا در منابع شیعی، مسأله متفاوت است و این روایات مورد قبول ما نیستند. پس باید مشترکات صحیح را بر اساس اسلام ناب بیان کنیم.

تعبیر دومی که در مورد «کلمةٍ سواء» و بحث کردن بر اساس کلام مشترک، قابل برداشت بوده و صحیح تر نیز به نظر می رسد، مقداری با تفسیر اول متفاوت است. اگر شما فقط مشترکات را بیان کنید، اشکالی به وجود می آید و آن اشکال این است که شخص مسیحی از کجا بداند که شما در زمینه های اختلافی، چه اعتقادی دارید تا بتواند متوجه اشتباه خودش بشود و دین شما را به درستی بشناسد؟! وقتی شما فقط مشترکات را بیان کنید و مثلاً بگویید که ما هم به داستان حضرت داوود علیه السلام اعتقاد داریم، او از کجا بفهمد که شما حضرت داوود علیه السلام را معصوم از خطا می دانید و داستان زنایی را که (العیاذ بالله) به این پیامبر الهی نسبت داده شده، قبول ندارید؟

اکنون این سوال مطرح می شود که بالاخره آیا ما بحث های اختلافی را بگوییم یا نه؟


ادامه پاسخ:

گفتگو با اهل کتاب بر اساس «کَلِمَةٍ سِواء» (بخش دوم)



[1]  قُلْ یَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران، 64)

ﺑﮕﻮ : ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﻛﺘﺎﺏ! ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺳﺨﻨﻰ ﻛﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺎ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻳﻜﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ [ﻭ ﻫﻤﻪ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﺎﻯ ﺁﺳﻤﺎﻧﻰ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺑﻠﺎﻍ ﻛﺮﺩﻧﺪ] ﻛﻪ ﺟﺰ ﺧﺪﺍﻯ ﻳﮕﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﻴﻢ، ﻭ ﭼﻴﺰﻯ ﺭﺍ ﺷﺮﻳﻚ ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﻫﻴﻢ، ﻭ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻌﻀﻰ ﺭﺍ ﺍﺭﺑﺎﺑﺎﻧﻰ ﺑﻪ ﺟﺎﻯ ﺧﺪﺍ ﻧﮕﻴﺮﺩ. ﭘﺲ ﺍﮔﺮ [ﺍﺯ ﺩﻋﻮﺗﺖ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﻘﺎﻳﻖ] ﺭﻭﻯ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻧﺪ [ﺗﻮ ﻭ ﭘﻴﺮﻭﺍﻧﺖ] ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ : ﮔﻮﺍﻩ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﺎ [ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺣﻜﺎم ﺍﻭ] ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻫﺴﺘﻴﻢ.

[2]  وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ (آل عمران، 42)

ﻭ [ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﻯ ﻣﺮﻳﻢ! ﻗﻄﻌﺎً ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ ﻭ [ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺁﻟﻮﺩﮔﻰ ﻫﺎﻯ ﻇﺎﻫﺮﻯ ﻭ ﺑﺎﻃﻨﻰ] ﭘﺎﻙ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺑﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﺑﺮﺗﺮﻯ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

[3] یوحنا 2: 4.                                                                                                     

[4]  دوم سموئیل 11.




طبقه بندی: هدایت،
برچسب ها: کَلِمَةٍ سِواء، موضوعات مشترک، گفتگو با اهل کتاب،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ جمعه 24 دی 1395 ] [ 03:02 ق.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
در این وبلاگ شما با آموزش‌هایی درباره این که چگونه یک مسلمان و شیعه شوید، آشنا خواهید شد. شما حتی اگر مسلمان و شیعه هستید و در این زمینه سوال یا نظراتی دارید، دیدگاه‌های خود را برای ما بنویسید تا در ثواب تکمیل کردن این آموزش‌ها شریک باشید. دست شما را برای هر گونه همکاری می‌فشاریم.
ای دی ارتباط با ما در تلگرام:
@Adyan_mazaheb
دوره های آموزشی و رایگان ما به صورت مجازی:
www.channel313.ir
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
شما چقدر با اسلام آشنا هستید؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب