تبلیغات
چگونه مسلمان وشیعه شوم؟

چگونه مسلمان وشیعه شوم؟
آموزش گام به گام اسلام به زبان ساده برای غیر شیعیان
من یک مسلمان شناسنامه‌ای هستم که با تقلید به دین خودم یقین پیدا کرده‌ام. خداوند در قرآن کریم کسانی که از دین پدران خودشان تقلید کرده اند را سرزنش نموده اند. آیا این آیات شامل امثال من نیز می شود؟ آیا حتما باید در اعتقادات و اصول دین هر کسی برود و خودش تحقیق کند؟‌
پاسخ:
هر مسلمانی که خود را حقیقتاً تابع دین اسلام می داند؛ باید برای اعتقادات خود، دلیلی جز پیروی کورکورانه از پدران خود داشته باشد و به همین جهت در اوّل رساله های عملیه که هر فرد مسلمان مکلف به فراگیری آن است، آمده است که اصول دین تقلیدی نیست، بلکه هر کس باید خود به علم و یقین برسد.[1]علاوه بر این، روح دستورات اسلام همان تعقل و دانش است و در همه جا ما را دعوت به تفکر و اندیشه می کند.[2]


البته، بدیهی است که درجات فکر و اندیشه به تناسب تفاوت افراد از نظر برخورداری از معلومات و دانش متفاوت است، از یک فرد بی سواد استدلالی مطابق با فکر و اندیشه و شرایط زندگی او انتظار است. همان گونه که در آن روایت معروف آمده است: پیر زنی در حال نخ ریسی بود که با این سوال پیامبر (ص) روبرو شد که خدا را از چه راه ثابت می کنی، او از کار دست کشید و گفت از این.

در این جا پیرزن به دلایل فلسفی و ... توسل نجست که نه از او انتظار بود و نه در توان او، بلکه به این نکته ی قابل فهم برای همه اشاره کرد که اگر این چرخ نیازی به گرداننده دارد، چگونه این جهان نیاز به آفریدگار و گرداننده نداشته باشد.

و از همین باب است استدلال آن اعرابی که گفت همان گونه که جای پای شتر دلالت بر شتر می کند، آسمان و زمین هم دلالت بر خداوند لطیف خبیر می کند.[3]

اما به نظر می رسد ساده ترین و عمومی ترین استدلال برای حقانیت اسلام، تطابق آن با فطرت و سرشت انسانی است که اگر کسی با رفتار و اخلاق ناپسند خود فطرت خدادادی را در زیر لایه های تاریک گرد و غبار آلودگی به گناه و معصیت قرار ندهد، می تواند به حقانیت اسلام علم و یقین پیدا کند و از این راه هم می تواند برای دست یابی به اعتقادات صحیح، در کنار اندیشه و تعقل، بهره ببرد.


درست است که اعتقاد به اصل دین باید به حد علم یقینى برسد و اگر به این حد نرسد؛ یعنى اعتقادى آمیخته با شک و ریب باشد کافى نیست، هر چند به حد ظن راجح رسیده باشد، و براى مسلمان شدن راه تقلید کافى نیست و کسى که مى‏خواهد مسلمان شود باید در حق و باطل بودن دین بحث و دقت به عمل آورد .


اما این علم یقینی هم می تواند از راه استدلال هاى علمى حاصل شود و هم از راه های دیگر مثل شنیدن آیات قرآن و...[4] .

و از جمله ی راه ها، پیروى کردن از راهنمایى دانشمندان براى به دست آوردن علم و یقین در اصول دین است.

آنچه در قرآن مورد مذمت قرار گرفته، تقلید کاملاً کورکورانه و از روی تعصب است.

«و هنگامی که به آنها گفته می شود از آنچه خدا نازل کرده است پیروی کنید می گویند، بلکه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم پیروی می نماییم، آیا نه این است که پدران آنها چیزی نمی فهمیدند و هدایت نیافتند».[5]

و نظیر همین مضمون در آیه ی 104 سوره ی مائده آمده است.

از این آیات می توان چنین استنباط نمود که اگر نیاکان آنها دانشمندان صاحب نظر و افراد هدایت یافته ای بودند جای این بود که از آنها تبعیت شود،[6] اما با این که می دانند آنها مردمی نادان و بی سواد و موهوم پرست بودند، پیروی از آنها چه معنایی دارد؟ آیا مصداق تقلید جاهل از جاهل نیست».[7]

پس چگونه می توان یک فرد را مسلمان دانست، در حالی که او کورکورانه از افرادی که نه اهل دانش و تعقل اند و نه رفتار آنها بر اساس هدایت الاهی و فطری است، تبعیت می کند و البته واضح است که مسلمانان واقعی یا اهل دانش و تعقل اند و یا رفتار آنها بر اساس هدایت الاهی و فطری است و تقلید آنها همواره دارای پشتوانه علمی و استدلالی است و تقلید کورکورانه و از سوی تعصب و لجاجت نیست چون می داند که در غیر این صورت در پیشگاه الاهی معذور نخواهد بود.

تفسیر نمونه در این باره دارد که: بعضى از مفسران حدیثى از امام صادق (ع) نقل کرده‏ اند که داراى نکات قابل ملاحظه‏ اى است ، حدیث چنین است: مردى به امام صادق (ع) عرض کرد با این که عوام یهود اطلاعى از کتاب آسمانى خود جز از طریق علمایشان نداشتند، چگونه خداوند آنها را نسبت به تقلید از علما و پذیرش از آنان مذمت مى‏ کند ؟! (اشاره به آیات مورد بحث است). آیا عوام یهود با عوام ما که از علماى خود تقلید مى‏ کنند تفاوت دارند.
... امام فرمود: بین عوام ما و عوام یهود از یک جهت فرق و از یک جهت مساوات است، از آن جهت که مساوى هستند خداوند عوام ما را نیز مذمت کرده همان گونه که عوام یهود را نکوهش فرموده.


اما از آن جهت که با هم تفاوت دارند این است که عوام یهود از وضع علماى خود آگاه بودند، مى‏ دانستند آنها صریحا دروغ مى‏ گویند، حرام و رشوه مى ‏خورند و احکام خدا را تغییر مى‏ دهند، آنها با فطرت خود این حقیقت را دریافته بودند که چنین اشخاصى فاسق اند و جایز نیست سخنان آنها را در باره ی خدا و احکام او بپذیرند، و سزاوار نیست شهادت آنها را در باره ی پیامبران قبول کنند، به این دلیل خداوند آنها را نکوهش کرده است، ولى عوام ما پیرو چنین علمایى نیستند.

و اگر عوام ما از علماى خود فسق آشکار و تعصب شدید و حرص بر دنیا و اموال حرام ببینند هر کس از آنها پیروى کند، مثل یهود است که خداوند آنان را به خاطر پیروى از علماى فاسق نکوهش کرده است، «فاما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا على هواه، مطیعا لامر مولاه، فللعوام ان یقلدوه». اما دانشمندانى که پاکى روح خود را حفظ کنند، و دین خود را نگه دارند، مخالف هوا و هوس و مطیع فرمان مولاى خویش باشند، عوام مى‏تواننداز آنها پیروى کنند ...

روشن است که این حدیث اشاره به تقلید تعبدى در احکام نمى‏کند، بلکه منظور پیروى کردن از راهنمائى دانشمندان براى به دست آوردن علم و یقین در اصول دین است، زیرا حدیث در مورد شناخت پیامبر سخن مى‏گوید که مسلما از اصول دین مى‏باشد و تقلید تعبدى در آن جایز نیست. (تفسیر نمونه، ج1، ص320) و هم چنین در جایی دیگر می نویسد: در آیات قرآن آمده است که ابراهیم، آزر را به پیروى از خود دعوت مى‏کند، با این که قاعدتا عمویش از نظر سن از او بسیار بزرگ تر بوده و در آن جامعه سرشناس تر، و دلیل آن را این ذکر مى‏کند که من علومى دارم که نزد تو نیست (قد جائنى من العلم ما لم یاتک).

این یک قانون کلى است در باره ی همه که در آنچه آگاه نیستند، از آنها که آگاهند پیروى کنند و این در واقع برنامه ی رجوع به متخصصان هر فن و از جمله مساله تقلید از مجتهد را در فروع احکام اسلامى مشخص مى‏ سازد ، البته بحث ابراهیم در مسائل مربوط به فروع دین نبود، بلکه از اساسى‏ ترین مسئله ی اصول دین سخن مى‏ گفت، ولى حتى در این گونه مسائل نیز باید از راهنمایی هاى دانشمند استفاده کرد، تا هدایت صراط مستقیم است حاصل گردد. تفسیر نمونه، ج13، ص81.



..............

[1] رساله های عملیه، مسئله  1.

[2] قرآن که اصلی ترین منبع دینی ماست، سراسر دعوت به تفکر و اندیشه است. مثلاً حداقل 17 بار از طریق واژه ی «فکر» غیر از مواردی که از طریق ماده ی «علم»، یا واژه ی «فقه» و یا واژه ی عقل و ... استفاده کرده، ترغیب و تشویق به فکر نموده است.

[3]"حیث قال: البعرة تدل على البعیر و أثر الأقدام على المسیر أ فسماء ذات أبراج و أرض ذات فجاج لا تدلان على اللطیف الخبیر"، بحارالأنوار، ج66، ص133.

[4] برای اطلاع بیشتر رجوع شود به: ترجمه ی المیزان، ج 9، ص 209 .

[5] بقره، 170.

[6] در واقع می توان گفت که چنین تقلیدی پشتوانه ی علمی و عقلی دارد و تقلید صرف نیست.

[7] تفسیر نمونه، ج1، ص 576.



طبقه بندی: بعد از اسلام، قبل از اسلام،
برچسب ها: تفکر در اعتقادات، تقلید در عقاید، مسلمان شناسنامه‌ای، پدر و مادر مسلمان،
دنبالک ها: مسلمان شناسنامه ای و تقلید در اعتقادات،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ] [ 07:38 ب.ظ ] [ شهاب ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
در این وبلاگ شما با آموزش‌هایی درباره این که چگونه یک مسلمان و شیعه شوید، آشنا خواهید شد. شما حتی اگر مسلمان و شیعه هستید و در این زمینه سوال یا نظراتی دارید، دیدگاه‌های خود را برای ما بنویسید تا در ثواب تکمیل کردن این آموزش‌ها شریک باشید. دست شما را برای هر گونه همکاری می‌فشاریم.
ای دی ارتباط با ما در تلگرام:
@Adyan_mazaheb
دوره های آموزشی و رایگان ما به صورت مجازی:
www.channel313.ir
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
شما چقدر با اسلام آشنا هستید؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب