تبلیغات
چگونه مسلمان وشیعه شوم؟

چگونه مسلمان وشیعه شوم؟
آموزش گام به گام اسلام به زبان ساده برای غیر شیعیان
سؤال:
چه طور با دوستم که مسیحی شده، گفتگو کنم تا بتوانم او را به اسلام برگردانم؟

پاسخ:
بعضی از مسلمان ها وجود دارند که به دلایل مختلف، مسیحی شده اند و هدایتگر مناسبی نداشته اند که حق دوستی را به طور کامل برای آنها ادا کند؛ دستشان را بگیرد؛ به آنها مشاوره دقیق و خوبی بدهد و آنها را یاری کند. به همین دلیل، در مسیر اشتباهی قدم گذاشته و مسیحی شده اند. اکنون می خواهیم ببینیم که چه طور می توان چنین شخصی را راهنمایی کرد.
برای این کار، نخستین گام این است که با  او ارتباط خوبی برقرار کنید. این ارتباط باید به گونه ای باشد که اعتماد او به سمت شما جلب شود؛ شما را دوست خود بداند؛ بتواند به شما اعتماد کند و حرف هایش را به شما بگوید.
اشکالی که وجود دارد، این است که در چنین مواردی، افرادی که می خواهند اقدام به هدایت آن فرد کنند، یا با موضع گیری و به شکل مناظره جلو می روند و یا اگر خیلی دلسوزانه بخواهند کار کنند، از دریچه نصیحت وارد می شوند. هر دوی این روش ها نادرست است. مواضعی مانند تقابل، مناظره، دشمنی، دعوا و حتی نصیحت برای این کار مناسب نیستند. فقط و فقط باید از موضع محبت و خیر خواهی وارد شد. منظور از محبت و خیر خواهی، بیان کلمات عاشقانه نیست. ممکن است فرد مقابل شما از جنس مخالف باشد. به کار بردن عباراتی مانند «دوستت دارم» و «عاشقت هستم» در گفتگو با افراد نامحرم، در دین ما جایز نیست. منظور از محبت، این است که ورود ما به این عرصه و اقداماتی که انجام می دهیم، دلسوزانه، از صمیم قلب، خیر خواهانه و برای هدایت فرد باشد.
کسی که در موضع تقابل قرار می گیرد و می گوید: «من مسلمان هستم و تو مسیحی شده ای؛ پس دیگر هیچ حرف مشترکی با هم نداریم؛ تو دیگر از ما دور شده ای و ... »، گفتگوی دلسوزانه ای را برقرار نکرده و این رابطه، تداوم پیدا نمی کند. وقتی که او به چند سؤال دوستش پاسخ بدهد و ببیند که آن فرد، پاسخ هایش را درک نمی کند، خسته می شود و او را رها می کند.
اما اگر در موضع محبت و خیر خواهانه باشد، با خود می گوید: «اگر این فرد، حرف های من را درک نمی کند، به دلیل آسیبی است که دیده است. بنا بر این، من باید بیشتر به او کمک کنم و بیشتر برای او وقت بگذارم و تلاش کنم.» و این زجر و سختی را به جان می خرد تا بتواند کمک بیشتری را به دوست خود ارائه دهد.
بنا بر این، نخستین گام این است که ارتباطی خیر خواهانه و از سر محبت با آن فرد برقرار شود. لازمه چنین ارتباطی این است که:
۱- راز او را حفظ کند و همه جا اعلام نکند که فلانی مسیحی شد!
۲- صادقانه برای هدایت دوستش تلاش کند.
۳- تلاش او در این هدایت، خستگی ناپذیر باشد. یعنی اگر این تلاش او چندین روز طول کشید و حتی در این مدت، از طرف مقابل، ناسزا و توهین هم شنید، از کوره در نرود و همچنان خیر خواهانه و محبت آمیز ادامه دهد.
۴- حتی اگر نیاز به هزینه کردن داشته باشد، با جان و دل از جیب خودش هزینه کند. به عنوان مثال، اگر آن دوست شما در شهر دیگری است، هزینه و زمان خود را صرف کنید؛ به آن شهر بروید تا بتوانید با او گفتگو کنید. یا اگر ترتیب دادن یک اردوی تفریحی به همراه چند تن دیگر از دوستانتان را مؤثر می دانید، این کار را انجام دهید. اگر لازم است، کتابی را تهیه کنید و در اختیار او قرار دهید.
چرا ما باید این کار را انجام دهیم؟ چون ارزش هدایتگری آن قدر زیاد است که اگر آن را بدانیم، هیچ وقت برای هزینه کردن در این راه، دچار تردید یا حسرت نمی شویم. هدایت کردن یک فرد، برابر با هدایت تمام انسان هاست. ما اگر دست یک نفر را بگیریم و او را به سمت اسلام برگردانیم، تمام عباداتی که او از این لحظه به بعد انجام می دهد و تمام عبادات نسل او برای ما هم نوشته می شود. چه قدر خوب است که ما الآن یکی دو میلیون یا حتی ده میلیون تومان هزینه کنیم و عبادت تمام نسل های بعدی آن شخص را بخریم! به نظرتان نمی ارزد؟ یقیناً این ارزش را دارد.

***

حال به سراغ گام دوم می رویم.
گام دوم این است که دلیل اصلی مسیحی شدن آن شخص را پیدا کنید.
به عنوان مثال، آیا به خاطر رفتار پدر و مادرش در خانه تصمیم به مسیحی شدن گرفته است؟
یا یک مسأله سیاسی اتفاق افتاده و مثلاً مدیر یا وزیری رفتار نادرستی انجام داده و این شخص، آن رفتار را به پای کل اسلام نوشته است؟
آیا پلیسی از او رشوه خواسته و به ناحق، او را جریمه کرده و این شخص، عمل نادرست آن پلیس خطاکار را به حساب دین اسلام گذاشته است؟
آیا از حیث اجتماعی، در جامعه اسلامی سرکوب شده و جزء گروهِ افتاده های شخصیتی - اجتماعی (مثل معتادان، بعضی از متکدی ها، افراد بی خانمان و اشخاص فراری از خانه) است؛ در جامعه سرکوب شده؛ کسی را نداشته و در طول سال ها، دچار آسیب هایی شده است؟ چنین فردی ممکن است از دین زده شده و اگر از جایی نان گرمی دریافت کند، به همان سمت جذب شود.
آیا مطالعات خاصی داشته؟ کتاب های حاوی شبهات را خوانده و یا به طریق دیگری در معرض شبهات قرار گرفته است؟ در این صورت، آن کتاب متعلق به چه کسی بوده و آن شبهات از چه ناحیه ای به او رسیده است؟ چه نوع سؤالات و شبهاتی برای او مطرح شده که او را به سمت مسیحیت متمایل کرده است؟
آیا در زمینه مسیحیت مطالعه خاصی داشته و مثلاً در بحث روانشناسی موفقیت مطالعاتی داشته و دیده که مسیحی ها در این زمینه، حرف های جذابی برای گفتن دارند و همین موضوع باعث شده که به سمت مسیحیت متمایل شود؛ جذابیت های آنها را بپذیرد و همین امر سبب شود که به دین آنها هم گرایش پیدا کند؟
آیا مسائل عاطفی در میان بوده؟ مثلاً به شخصی از جنس مخالف علاقه مند شده و آن شخص، مسیحی است.
این مسأله خیلی پیش می آید که بعضی از جریان های اعتقادی، از جذابیت های جنس مخالف استفاده می کنند. گاهی هم اصلاً بحث جنس مخالف نیست و صرفاً مسأله عاطفی در میان است. یعنی شخصی به او محبت کرده و از این طریق، او را جذب نموده است. چون او در دامان خانواده خود، محبتی ندیده؛ اما از یک خانواده مسیحی محبت دیده و جذب شده است.

هر کدام از این موارد، نسخه ای دارد و نمی توان برای کمک به همه افرادی که مسیحی شده اند، دستورالعمل واحدی را ارائه داد.
فراموش نکنیم که قدم اول، ارتباط دوستانه و خیرخواهانه بود. اگر این قدم را به درستی برندارید، در گام دوم یعنی کشف دلیل واقعی مسیحی شدن نیز موفق نخواهید بود و در نتیجه، نسخه مناسب را هم نمی توانید به دست بیاورید. پس همه این مراحل، لازم و ملزوم یکدیگر هستند.
مواردی را که به عنوان نمونه هایی از دلایل مسیحی شدن افراد بیان شد، می توان تحت دو عنوان کلی دسته بندی کرد:
۱- بعضی از این ها مواردی هستند که با مشاوره و ارائه خدمات اجتماعی، قابل درمان اند. مثل ناراحتی از پدر و مادر، مشکلات سیاسی، مسأله جنس مخالف و مشکلات عاطفی.
راه حل کمک به این افراد، گره گشایی از کار آنهاست. بعد از باز کردن گره، می توانید از اسلام هم برای آنها سخن بگویید. در این رابطه، قبلاً توضیحاتی را بیان کرده ایم.
۲- اما دسته دوم دلایل جذب فرد به مسیحیت، مسأله مطالعاتی و مطرح شدن شبهات است. یعنی آن فرد کتاب ها و منابعی را مطالعه کرده که این مطالعه درست نبوده است. او بر این اساس دچار شبهاتی شده و مجذوب مسیحیت گردیده است. در این جا چه باید کرد؟
برای بیان راهکار، به سراغ گام سوم می رویم.





طبقه بندی: هدایت، مسیحیت، اسلام،
برچسب ها: خیر خواهی، محبت، مشاوره، شبهات،
دنبالک ها: روش کمک به دوستی که مسیحی شده (بخش دوم)،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 ] [ 09:58 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
در این وبلاگ شما با آموزش‌هایی درباره این که چگونه یک مسلمان و شیعه شوید، آشنا خواهید شد. شما حتی اگر مسلمان و شیعه هستید و در این زمینه سوال یا نظراتی دارید، دیدگاه‌های خود را برای ما بنویسید تا در ثواب تکمیل کردن این آموزش‌ها شریک باشید. دست شما را برای هر گونه همکاری می‌فشاریم.
ای دی ارتباط با ما در تلگرام:
@Adyan_mazaheb
دوره های آموزشی و رایگان ما به صورت مجازی:
www.channel313.ir
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
شما چقدر با اسلام آشنا هستید؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب