تبلیغات
چگونه مسلمان وشیعه شوم؟

چگونه مسلمان وشیعه شوم؟
آموزش گام به گام اسلام به زبان ساده برای غیر شیعیان
سؤال:
بعضی از افراد، وجود مشکلات زندگی خود را به خدا و تقدیر نسبت داده و اعتقاد دینی خود را از دست می دهند. دلیل این گونه رفتارها چیست و چگونه می توان به آنها کمک کرد؟

پاسخ:
بعضی از افراد که با مشکلات و شکست هایی در زندگی رو به رو شده اند، این مشکلات را به گردن تقدیر، سرنوشت و خدا می اندازند و می گویند خدا می توانست این مشکل را از راه معجزه حل کند؛ چرا این کار را نکرد؟! چرا من باید در این خانواده متولد شوم؟ چرا من خلق شدم؟ من اصلاً نمی خواستم به این دنیا بیایم ...
این فرافکنی می تواند حاصل چند موضوع باشد:
۱- بعضی از این اشخاص جسارت و شجاعت مقابله کردن با موقعیتی را که در آن قرار گرفته اند، ندارند و به همین دلیل قادر به تغییر این موقعیت نیستند.
۲- گروهی دیگر، جسارت انجام این کار را دارند؛ اما شرایط آنها به گونه ای است که مانع موفقیت آنها می شود.
۳- دسته سوم جسارت لازم را دارند؛ شرایط هم برای آنها فراهم است؛ اما بلد نیستند که چه کار کنند.

مثلاً دخترخانمی که سنش افزایش پیدا کرده و موفق به ازدواج نشده است و نمی تواند کاری کند، از باب الحاد وارد می شود و ایمان به خدا را زیر سؤال می برد. او با این کار، نتیجه معکوس می گیرد. یعنی در جایی که باید به خدا ایمان محکم تری داشته باشد تا خداوند به عنوان یک قدرت برتر به او کمک کند، آن طناب باریکی را هم که وجود داشته، قیچی می کند تا با سرعت بیشتر در چاهی که برایش ایجاد شده، سقوط کند. این کار غلطی است.
ما برای راهنمایی این افراد، باید از سبک متفاوتی استفاده کنیم. یکی از این اشخاص را تصور کنید که در گروه ها و کانال های مختلف، شبهات الحادی سنگینی را مطرح می کند. شما برای کمک به این فرد، باید با او در فضای خصوصی و دو نفره صحبت کنید. بهترین راه برای رسیدن به هدف، این است که به او کمک کنید تا مشکلش حل شود. هنر شما این است که سعی کنید عامل این مشکل را کشف نمایید و کمک کنید که آن عامل برطرف شود. در این صورت، خود به خود ویروس خدا ناباوری و الحاد از وجود او رخت بر می بندد.
شما فکر می کنید این افراد دلایل اثبات وجود خدا را نمی دانند و یا بلد نیستند که سرچ کنند و به عنوان مثال، برهان نظم و برهان علیت را مطالعه نمایند؟ چرا. بلد هستند؛ ولی دل و دماغ این کار را ندارند و اصلاً از این کار نفرت دارند. لذا وقتی که می خواهند با یک خداباور گفتگو کنند، با ستیزه جویی و ستیزه خویی سخن می گویند.
شما باید راز و رمز این نفرت را کشف و حل کنید تا بقیه مسائل او هم حل شود.
به عنوان مثال، فرض کنید که یک نفر سرما خورده است و برای درمان بیماری خود به پزشک مراجعه می کند. دو راه برای حل مشکل سرما خوردگی او وجود دارد:
یک راه حل این است که پزشک دارویی به او بدهد تا سرفه و آبریزش بینی او متوقف شود. این دارو در واقع علائم بیماری را از بین می برد.
راه حل دوم این که پزشک دارویی را به او بدهد که ویروس از بدن او حذف شود. در این حالت ممکن است درمان او مدتی طول بکشد؛ اما این درمان، اساسی خواهد بود.
در حالت اول، ویروس در وجود بیمار باقی مانده است و با از بین رفتن اثر دارو، دوباره علائم بیماری آشکار می شود. ولی در حالت دوم، اگرچه ممکن است درمان، طولانی تر و سخت تر باشد؛ اما ویروس کاملاً از وجود او برطرف می شود. ویروس که برود، علائم هم خود به خود از بین می روند.
در برخورد با الحاد و آتئیسم هم همین ماجرا وجود دارد. به عنوان مثال، شخصی می گوید من خدا را قبول ندارم و به همین دلیل، در اعتراض به خدا حجابم را بر می دارم.
راه اول برخورد این است که چند ساعت با او در مورد حجاب صحبت کنید و انگیزه های متعددی برای رعایت حجاب به او بدهید. بعد از این صحبت ها، او حجابش را درست می کند و می رود؛ اما پس از مدت کوتاهی، او را می بینید که دوباره به حالت قبل برگشته است. شما با این روش، ویروس را برطرف نکرده اید؛ بلکه تنها علائم را رفع نموده اید.
روش دوم: شخصی بی حجاب شده است. شما بررسی می کنید که چرا بی حجابی در او به وجود آمده است. ممکن است ببینید که در محیط کار این شخص، خانم محجبه ای رفتار بدی انجام داده و مثلاً حق او را خورده یا حقوقش را پرداخت نکرده است؛ یا این که معلم محجبه ای برخورد بدی با این شخص انجام داده و یا به هر حال، یک انسان با ظاهر مذهبی به او ضربه ای زده و او اصلاً از تیپ مذهبی بدش آمده است. او می گوید: من اصلاً چنین خدای بد اخلاقی را نمی خواهم و به خدایی که به جای توصیه به محبت، می خواهد به من ضربه بزند، اعتقادی ندارم... . این مسأله، خودش را در قالب بی حجابی، به عنوان یک اعتراض نشان می دهد.
راه حل مشکل، این است که شما به جای ورود به بحث حجاب و ایجاد انگیزه برای آن، سعی کنید ویروس را درمان کنید. با او صحبت کنید و به او راهکار ارائه بدهید. اجازه بدهید خوب تشریح کند که عامل این مسأله چیست. برای حل آن عامل، تلاش کنید؛ صحبت و پا در میانی نمایید تا حل شود. بعد از رفع مشکل، ایمان او هم خود به خود درست خواهد شد.
مشاوره خیلی به حل این مسائل کمک می کند. ممکن است شما بگویید: من که مشاوره بلد نیستم! پس چه طور به این فرد کمک کنم؟
بله مشاوره یک کار تخصصی است. باید او را به دست متخصص بسپارید. شخصی را به او معرفی کنید که هم مشاور دینی باشد و هم در موضوعی که مشکل اصلی اوست، تخصص داشته باشد و بتواند مشکل زندگی این فرد را حل کند.
به عنوان مثال، شخصی را در نظر بگیرید که در زمینه درس خواندن مشکل دارد و می گوید: من هر چه درس می خوانم، چیزی یاد نمی گیرم؛ جامعه به من فشار می آورد؛ خدا به من ذهن کندی داده؛ پس من خدا را قبول ندارم. راه کمک به چنین فردی این است که روش درست درس خواندن را به آنها یاد بدهید.
شخص دیگری می گوید: چرا من دست به هر چیزی که می زنم، خاکستر می شود؟! مغازه راه انداخته ام، ورشکست شدم؛ رفتم مسافر کشی کنم، پلیس جریمه ام کرد و ... . پس من بدبختم. خدا من را قبول ندارد؛ پس من هم او را قبول ندارم. اصلاً خدا نیست. اگر بود، من را می دید ... .
راه کمک به او این است که به او مشاوره اقتصادی بدهید. مثلاً به او بگویید: تو برای سوپر مارکت خود، کوچه ای را انتخاب کرده ای که پنج سوپرمارکت دیگر در آن وجود دارد. آنها قدیمی تر و شناخته شده تر از تو هستند و مشتری ها بیشتر به آنها مراجعه می کنند. تو باید اول برای شغلت برنامه ریزی کنی و ببینی که در آن محل، چه مغازه ای نیاز است و همان مغازه را به راه بیندازی یا این که اگر سوپرمارکت را انتخاب کرده ای، مکانی را برای آن در نظر بگیری که سوپرمارکت دیگری در آن نقطه نباشد.
خلاصه برای رفع مشکلش به او مشاوره اقتصادی بدهید و ضمناً بگویید همان خدایی که می گویی قبولش نداری، بارها بر مشورت تأکید کرده است. تو وقتی که می خواهی کاری را شروع کنی، باید از قبل، با اهل خبره ی آن فن مشورت کنی و نکات مربوط به شغل را از آنها یاد بگیری.
بخشی از این بی اعتقادی هم حاصل اثر روانیِ ناشی از فشار اطرافیان است. مثلاً وقتی که همه خانواده و اطرافیان می پرسند که چرا فلانی ورشکست شد، او نمی تواند بگوید که این اتفاق به دلیل ناشیگری و عمل اشتباه خودم رخ داده است. بنا بر این می گوید: خدا من را زمین زد! من بدبختم و دست به هر چیزی که می زنم، به حادثه ای گرفتار می شوم و ... .
اگر این شخص مؤمن باشد، ممکن است بگوید: برای من جادو و جنبل کرده اند. اما اگر ایمانش سست باشد، می گوید: من اصلاً خدا را قبول ندارم. اگر خدا بود، بعد از این همه گریه و زاری که من کردم، کارم درست می شد.
پاسخ این است که دعا، توسل و انجام اعمال عبادی قطعاً لازم است؛ اما در کنار آن، انسان باید درست برنامه ریزی کند و کار را پیش ببرد. گاهی اوقات این برنامه ریزی های نادرست ماست که به ما ضربه می زند؛ اما راحت ترین کار این است که ما آن را به گردن خدا بیندازیم و از این طریق، مانع آشکار شدن ضعف خود شویم.

جمع بندی این بحث این است که بهترین راه کمک به افرادی از این دست، این است که در گفتگوی دو نفره با آنها، ابتدا ویروس را کشف و سپس آن را حذف کنید.
***
ممکن است شما که الآن در حال خواندن این مطلب هستید، خودتان دچار این مشکل شده باشید. در این صورت، باید به دنبال راه حل و حذف ویروس باشید. بروید بگردید و کارشناس آن موضوع را پیدا کنید تا به شما کمک کند که ویروس را از قلبتان بکَنید. اگر نگران این هستید که کسی بفهمد ضربه ای که شما خورده اید، ناشی از ضعف یا اشتباه خودتان بوده است، می توانید به یک کارشناس ناشناس مراجعه کنید. 
با فرافکنی چیزی درست نمی شود. ما باید برای پیدا کردن راه حل مشکلمان تلاش کنیم. در این تلاش، بهترین، قوی ترین و تأثیر گذار ترین کسی که می تواند به ما کمک کند، خود ما هستیم. با غر زدن، درگیر شدن با دیگران و انکار خدا، چیزی درست نمی شود.
باید دنبال کارشناس برویم و حتی برای این کار هزینه کنیم. اگر کارشناس اول مشکل ما را حل نکرد، به سراغ دومی برویم. اگر مشکل حل نشد، به کارشناس سوم مراجعه کنیم و ... .
همان طور که ما برای یک بیماری سرطان، هزینه های سنگینی می کنیم تا به درمان جسممان دست پیدا کنیم، لازم است که برای درمان روح خود هم با همین جدیت تلاش کنیم. بیماری روح، جدی تر و خطرناک تر از بیماری های جسم است. باید برای این کار هم، به دنبال بهترین درمان بگردیم. اگر این بهترین درمان با صرف هزینه امکان پذیر می شود، این هزینه را پرداخت کنیم و به دفاتر و مراکز مشاوره مراجعه کنیم تا بالاخره راه حل مشکل خود را بیابیم.




طبقه بندی: هدایت، آتئیسم،
برچسب ها: فرافکنی، تقدیر، مشاوره، درمان علتی، درمان علامتی،
دنبالک ها: وظیفه ما در برابر تند خویی آتئیست ها، رویگردانی از دین به سبب نارضایتی از حکومت!،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ شنبه 2 اردیبهشت 1396 ] [ 01:33 ق.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
در این وبلاگ شما با آموزش‌هایی درباره این که چگونه یک مسلمان و شیعه شوید، آشنا خواهید شد. شما حتی اگر مسلمان و شیعه هستید و در این زمینه سوال یا نظراتی دارید، دیدگاه‌های خود را برای ما بنویسید تا در ثواب تکمیل کردن این آموزش‌ها شریک باشید. دست شما را برای هر گونه همکاری می‌فشاریم.
ای دی ارتباط با ما در تلگرام:
@Adyan_mazaheb
دوره های آموزشی و رایگان ما به صورت مجازی:
www.channel313.ir
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
شما چقدر با اسلام آشنا هستید؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب