چگونه مسلمان وشیعه شوم؟
آموزش گام به گام اسلام به زبان ساده برای غیر شیعیان

برخی از پرسش ها و پاسخ ها:






اگر شما هم برای راهنمایی دیگران به سوی ایمان،‌ سوالی دارید، می توانید آن را از بخش نظرات بپرسید.



*****


دانستنی‌های قبل از اسلام:





اعتقادات و باورهای یک مسلمان:

اسلام یعنی ایمان به خداوند مهربان، فرشتگان، کتاب های آسمانی، پیامبران و فرستادگان الهی مانند حضرت موسی علیهم‌السلام، ایمان به حضرت مسیح علیه السلام و نیز ایمان به روز قیامت و قضا و قدر. در این بخش باورها و اعتقادات اسلامی را برای شما شرح می‌دهیم:

  • اصول دین یا اصول ایمان به خدا چیست؟‌
  • ایمان به خدای یگانه(توحید)
  • ایمان به پیامبران الهی و کتب آسمانی آنان(نبوت)
  • ایمان به روز قیامت(معاد)
  • ایمان به عدالت خداوند(عدل)
  • ایمان به امامان و اوصیای الهی(امامت)
  • ایمان به فرشتگان
  • ایمان به قضا و قدر


اعمال و رفتارهای یک مسلمان:


وقتی شخصی اعتقادات اسلامی را آموخت و به آن‌ها ایمان آورد، نیمی از راه سعادت را پیموده است. بنا بر این در گام بعدی وی می‌تواند رسما مسلمان بودن خود را اعلام کند.
حال برای پیمودن نیمه دوم راه سعادت، شخص می‌تواند با عمل به کارهای نیک به مقصد برسد.
به طور کلی برای یک غیر مسلمان برای ورود عملی به اسلام،‌ در امور رفتاری، چهار گام وجود دارد: 1. آشنایی با نحوه ورود به اسلام،‌ 2. آشنایی با اصول عملی اسلام و عمل به آن‌ها،‌ 3. آشنایی با اصول اخلاقی اسلام، 4. آشنایی با آیین‌های اسلامی. از این چهار گام رفتاری،‌ گام اول و دوم از امور رفتاری واجب بوده و ترک آن‌ها حرام است. در این بخش گام‌های فوق را برای شما توضیح می‌دهیم: 


الف: ورود به اسلام:

در این بخش شما را با شرایط و نیز نحوه ورود به اسلام را برای شما توضیح می‌دهیم:



ب:‌ اصول عملی و فروعات:
 
در این بخش اصول عملی اسلام را به شما آموزش می‌دهیم. مانند این که چگونه نماز بخوانیم، روزه بگیریم، حج به جا بیاوریم و ... .




 
ج: اصول اخلاقی و فضایل:

در این بخش اصول اخلاقی و فضایل معنوی اسلام را به شما معرفی می‌کنیم.




د: آیین‌های اسلامی:

در این بخش آیین‌های اسلامی در موضوعات سیاسی و اجتماعی را به شما معرفی می‌کنیم. مانند آیین ازدواج، تولد، مرگ و ... .







دوره های رایگان آموزشی، ویژه انتخاب ایمان، شبهه شناسی و آشنایی مقایسه ای با ادیان




اگر فکر می کنید برای هدایتگری نیاز به یک دوره آموزشی تخصصی دارید،‌ می توانید در دوره مجازی ما در این زمینه شرکت کنید. ثبت نام در دوره راهنمای مقایسه ای ایمان



طبقه بندی: ورود به اسلام، بعد از اسلام، قبل از اسلام، اعتقادات یک مسلمان،
برچسب ها: شهادت، ایمان، قرآن، نماز، روزه، مسلمان، سهیل،
دنبالک ها: ورود به دوره رایگان راهنمای مقایسه ای ایمان، ورود به دوره مجازی و رایگان شبهه شناسی،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ یکشنبه 19 آذر 1391 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ شهاب ] [ نظرات ]
سؤال:
پیوستن به جوامع مجازی یا حقیقی ضد دین برای شنیدن حرف های آنها و تحقیق در مورد حقیقت عقاید خودمان و دیگران، چه اشکالی دارد؟

پاسخ:
اسلام دین تحقیق و تعقل است. گرچه در فروعات و احکام، شخص یا باید خود مجتهد شده و احکام را از منابع اصیل آن دریافت کند یا احتیاط کند و یا تقلید؛ اما در عقاید،‌ تقلید جایی ندارد. قرآن کریم،‌ روایات و رساله های مراجع تقلید، انسان را به اندیشه ورزی و تعقل در عقاید سفارش می کنند. خداوند متعال در قرآن کریم، انسان ها را از پیروی کورکورانه از دین پدران و مادران بر حذر می دارد و به آنان سفارش می کند که عقاید استدلالی و همراه با برهان داشته باشند:‌
«وَ إِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ شَیْئًا وَ لَا یَهْتَدُونَ» (المائدة: ١٠٤)  
و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر بیایید!»، می‌گویند: «آنچه از پدران خود یافته ایم، ما را بس است!». آیا اگر پدران آنها چیزی نمی دانستند و هدایت نیافته بودند (باز از آنها پیروی می کنند)؟!

بعضی از افراد به همین دلیل و به دنبال تحقیق در عقاید خود، در اجتماعات خداناباوری و شبهه افکن حضور پیدا می کنند تا به اصطلاح، به نقاط ضعف و قوت عقاید خود آگاه شوند. آنها از این موضوع غافلند که روش اشتباهی را در پیش گرفته اند. اگر خداناباوران از روی خیرخواهی و صداقت به بیان دیدگاه های خود می پرداختند، ممکن بود که حضور در جمع آنها موجه باشد؛ اما مشکل این جاست که در این اجتماعات انواع و اقسام فریب ها، مغالطات و روش های شستشوی مغزی به کار گرفته می شود تا شخص ایمان خود را از دست بدهد. شیطان موجودی شل و وارفته یا خیرخواه بشر نیست که ما در محضرش بنشینیم و از او معرفت و خداشناسی بیاموزیم. او برای گمراهی بشر قسم خورده است:
«قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ» (ص: ٨٢)
گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد.
 
به نظر شما اگر شیطان بخواهد اعتقاد به خدا را از کسی بگیرد، بهترین جا برای این که حرف ها و اندیشه هایش را منتشر کند کجاست؟ مسجد یا جمعی که همه در جبهه خداناباوری هستند؟ پس کسی که نفر اصلی در پشت پرده همه این جریانات است، قسم آشکار خورده که در چنین جمع هایی خیرخواهانه عمل نخواهد کرد.
«إِنَّ الشَّیْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ لِیَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ» (فاطر: ٦)
البتّه شیطان دشمن شماست. پس او را دشمن بدانید. او فقط حزبش را به این دعوت می کند که اهل آتش سوزان (جهنم) باشند!

کسی که به دنبال تحقیق در عقاید و اندیشه های خود است، با این هدف تحقیق می کند که راه سعادت خود را پیدا کند. حال آیا می توان انتظار داشت که دشمن قسم خورده ما، راه سعادت را به ما نشان بدهد؟
«الشَّیْطَانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ» (البقرة: ٢٦٨) 

شیطان، شما را (به هنگام انفاق) وعده فقر و تهی دستی می دهد و به فحشا (و زشتی ها) امر می کند. ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می دهد و خداوند، قدرتش وسیع و (به هر چیز) داناست. (به همین دلیل، به وعده‌های خود وفا می کند.)

بنا بر این، تعقل و پژوهش در اعتقادات را نباید در این گونه اجتماعات، صفحات، گروه ها و کانال ها جستجو کرد. پژوهش در دین باید مبتنی بر مبانی درست چنین پژوهشی باشد که در پاسخ به سؤال جداگانه ای به اختصار در این باره نکاتی را به شما تقدیم می کنیم.




طبقه بندی: آتئیسم، اسلام،
برچسب ها: تحقیق، فریب، مغالطه، شستشوی مغزی، شیطان،
دنبالک ها: طیف های گوناگون حاضر در جبهه جبهه خداناباوران، مطالعه کتاب های الحادی برای آگاه شدن از اعتقادات افراد بی دین!،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ دوشنبه 7 فروردین 1396 ] [ 11:29 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
سؤال:
آیا افرادی که واقعاً بی دین نیستند، ولی برای کسب منافعی، با سایت ها یا جوامع مجازی ضد دین همکاری می کنند، حقیقتاً بخشی از جبهه کفر به حساب می آیند؟ توبه این افراد چگونه است؟

پاسخ:
افرادی هستند که هر جا بوی پول و دنیا به مشام برسد، آنجا حضور دارند و هیچ موضوع دیگری هم برایشان مهم نیست. بسیار پیش آمده که با شخصی که در برخی از اجتماعات آتئیستی به نفع آنان به تبلیغ می پرداخته، گفتگو کرده ایم و دیده ایم که علائق مذهبی خوبی دارد و از حیث اعتقادی، با آنان همراه و هم کیش نیست. اما می گوید مدیر این صفحه اجتماعی یا کانال به ازای هر ساعت تبلیغی که برای او انجام می دهم، مبلغ قابل توجهی را به من می دهد. من کاری ندارم که این کانال درباره چیست و چه می گوید؛ فقط تبلیغ می کنم و پولم را می گیرم. کاری به کار کسی ندارم! این افراد غافل هستند که هر یک نفری که به این گونه کانال ها هدایت می کنند و آن فرد در معرض انحراف قرار می گیرد، نسبت به انحراف او، به عنوان یک حق الناس مسئولند. هیچ راه بازگشت و توبه ای هم در این حق الناس وجود ندارد جز این که وی افرادی را که به این صفحات کشانده و منحرف شده اند، پیدا کند و یک به یک آن ها را هدایت نماید. چنین کاری هم عملاً غیر ممکن است. این سوداگران با دریافت این مبالغ، هر اندازه هم که زیاد باشد، واقعاً خود را بیچاره می کنند. مبلغ دریافتی آنان نسبت به کار خطرناکی که انجام می دهند، واقعاً ناچیز و بی ارزش است. ما اسم این افراد را برده فروشان اعتقادی می گذاریم. آنها مستضعفان فکری را جذب کرده و به عنوان برده به خداناباوران می فروشند.
«أُولَئِكَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَ مَا كَانُوا مُهْتَدِینَ» (بقره: ١٦)
آنان کسانی هستند که «هدایت» را به «گمراهی» فروخته‌اند و (این) تجارت آنها سودی نداد؛ و هدایت نیافته‌اند.
   
دسته دیگری از افراد هم هستند که با هدف اخذ پناهندگی در جبهه خداناباوری تلاش می کنند. کسی بود که می گفت: اشک می ریختم و علیه اهل بیت علیهم السلام در یکی از سایت های خداناباور مطلب می نوشتم! وی هر چند در نهایت توبه کرد و بازگشت، اما نوزده هزار مطلب و شبهه ای که علیه دین، خدا و مقدسات نوشته بود، در سایت خداناباوران باقی ماند. اصرارها و التماس های این شخص به مدیران سایت مزبور برای حذف آن مطالب هم تأثیر نبخشید و آنها حاضر به حذف مطالب نوشته شده توسط او نشدند. وی در گفتگوی خود می گفت که برای اخذ پناهندگی به سفارت اسرائیل در کشور ترکیه مراجعه کرده بود. به او گفته بودند باید کاری انجام دهد که ثابت کند کشور جمهوری اسلامی ایران به دنبال دستگیری و اعدام اوست. یکی از راه های میانبر هم که برای اثبات این موضوع به او پیشنهاد داده بودند، این بوده که علیه اسلام و پیامبر و اهل بیت علیهم السلام شنیع ترین مسائل را بنویسد. بیش از چهار سال این شخص و امثال او را برای انتشار چنین مطالبی به دنبال خود کشانده بودند و در نهایت هم نه به وی پناهندگی دادند و نه از او حمایت کردند. او نیز در اوج فقر و بیچارگی به آغوش ایران اسلامی بازگشت و هم مورد محبت دوستانش قرار گرفت و هم با توبه ای که کرد، خداوند او را مورد توجه قرار داد. این سنت خداوند است که می فرماید:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى» (طه: ١٢٤)  
و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!

متأسفانه بسیاری از افراد هستند که روز به روز از خدا بیشتر فاصله می گیرند و اختناق و سختی زندگیشان هم بیشتر می شود. برخی از این افراد به جای بازگشت و پناهنده شدن به آغوش خدا، پناهندگی به آغوش جبهه خداناباوری و کفر و غربت را انتخاب می کنند. در حالی که خداوند می فرماید:
«... وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً» (الطلاق: ٢)
... و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند.
«وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْراً» (الطلاق: ٣)
و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد و هر کس بر خدا توکل کند، او کفایت امرش را می‌کند. خداوند فرمان خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است!

این دسته از افراد را نباید دشمن تلقی کرد. این ها نیاز به حمایت دارند. نیاز دارند که وجدانشان را بیدار کنید.




طبقه بندی: هدایت، آتئیسم،
برچسب ها: تبلیغ ضد دین، پناهندگی، توبه،
دنبالک ها: طیف های گوناگون حاضر در جبهه جبهه خداناباوران،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ چهارشنبه 2 فروردین 1396 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
سؤال:
آیا همه کسانی که به اسم خداناباوری فعالیت کرده و در فضای مجازی بحث می کنند، واقعاً خدا ناباور هستند؟ وقتی با بعضی از این ها گفتگو می شود هیچ تأثیری بر آنها نداشته و گویا که عمدا دلشان می خواهد مخالفت کنند. بعضی از این افراد هم گویی که هم خدا را قبول دارند و هم قبول ندارند. آیا حساب این ها را هم باید با آتئیست ها یکی دانست؟

پاسخ:
در مقام گفتگو و هدایتگری، هیچ وقت این موضوع را مد نظر خود قرار ندهید که طرف مقابل شما یک کافر است. بله طبق آیات قرآن، انکار کننده آیات الهی را نباید به عنوان دوست خود بگیرید و به او اعتماد کنید؛ ولی شما او را یک انسان ببینید که به شما و کمکتان نیاز دارد؛ هر چند که به شما هم توهین کرده و بد و بیراه بگوید.
تشخیص این که آیا این شخص از لحاظ شرعی کافر محسوب می شود یا خیر، وظیفه ما نیست. وظیفه حاکم شرع و حکومت است. با این ظواهر دنیای مجازی نمی توان کسی را محکوم به کفر کرد. ما باید همه این افراد را انسان هایی ببینیم که به کمک اعتقادی ما نیاز دارند.
امام علی علیه السلام در نامه 53 در نهج البلاغه، به مالک اشتر می فرمایند:‌ انسان ها دو دسته اند:
«... فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَكَ فِی الْخَلْقِ ...»
مردم دو دسته اند: دسته اى برادر دینى تو و دسته دیگر همانند تو در آفرینش مى باشند.

ما در امر هدایتگری خود، همگان را باید انسان ببینیم. جالب این جاست که امام علی علیه السلام در ادامه همین عبارات می فرمایند:
«... یَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ یُؤْتَى عَلَى أَیْدِیهِمْ فِی الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلَ الَّذِی تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ یُعْطِیَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ ...»
اگر گناهى از آنان سر مى زند یا علت هایى بر آنان عارض مى شود، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهى مرتكب مى گردند، آنان را ببخشاى و بر آنان آسان گیر؛ آن گونه كه دوست دارى خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد.

بنا بر این اگر شما با کسانی که در جبهه خداناباوران هستند گفتگو می کنید، مبنای این گفتگو را کینه، انتقام جویی و دشمنی قرار ندهید. و البته گفتگوی خود را بر مبنای به دوستی گرفتن و تبعیت از آنان هم بنا نکنید. بلکه مبنای گفتگوی شما این باشد که می خواهید فردی را هدایت کنید که یکی از آفریده های خداست. او هم انسان است. بنده ای از بندگان خداست که دچار غفلت شده و به بیراهه رفته است. کسی است که به کمک شما نیاز دارد. لذا دلسوزانه به او کمک کنید. حال این که او اهل بهشت است یا جهنم به ما ارتباطی ندارد. این را خداوند قضاوت خواهد کرد. «... وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» (انعام: 117). ما واقعاً نمی دانیم.
مشکلی که وجود دارد این است که ما همیشه به دنبال نتیجه هستیم. لذا وقتی می خواهیم با یک نفر در جبهه خداناباوران گفتگو کنیم، به این فکر می کنیم که بالاخره او هدایت شد یا نه و آیا بهشتی شد یا هنوز جهنمی است. در حالی که این روش غلطی است. به جای این کار باید به وظیفه خود فکر کنیم. ما وظیفه ای داریم و باید به این وظیفه عمل کنیم. اما نتیجه اش با ما نیست؛ با خداست.
گاهی دیده ایم که دوستانی که با اهالی جبهه خداناباور بحث و گفتگو می کنند، آرامش خود را از دست می دهند. حرص می خورند؛ غمگین می شوند و غصه می خورند که چرا این همه با فلان شخص صحبت کردم؛ اما او باز هم به سر جای اول برگشته و گویی سخنانم هیچ تأثیری نداشته است. لذا نا امید شده و دیگر وظیفه خود را رها می کنند. دلیل چنین رویکردی این است که این دوستان به نتیجه عمل فکر می کنند نه به وظیفه ای که بر عهده دارند. خداوند متعال می فرماید‌ برخی از خداناباوران بدی عملشان، در نظرشان آراسته شده و خوب جلوه می کند، لذا حرف شما را نمی پذیرند. شما غصه نخورید. خداوند هر کس را که بخواهد، هدایت می کند. اما باید از خدا بخواهیم که واسطه کاشتن این بذر هدایت ما باشیم و این توفیق را خداوند متعال به ما ببخشد:
«أَفَمَن زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَیْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یَصْنَعُونَ» (فاطر: ٨)  
آیا کسی که عمل بدش برای او آراسته شده و آن را خوب و زیبا می‌بیند (همانند کسی است که واقع را آنچنان که هست می‌یابد)؟! خداوند هر کس را بخواهد گمراه می سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند. پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود. خداوند به آنچه انجام می‌دهند داناست!
حقیقت این است تمام کسانی که در جبهه خداناباوری و آتئیسم به روی خداباوران شمشیر می کشند، واقعاً کافر و خداستیز نیستند. در خیلی از موارد هم ما نمی توانیم تشخیص دهیم و این خداوند است که به قلوب انسان ها آگاه است:
«وَ رَبُّكَ یَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ مَا یُعْلِنُونَ» (القصص: ٦٩)
و پروردگار تو می داند آنچه را که سینه هایشان پنهان می دارد و آنچه را آشکار می‌سازند!

در یک تقسیم بندی ساده، کسانی را که در جبهه خداناباوری علیه ادیان فعالیت می کنند، می توان به گروه های زیر تقسیم کرد:
الف) کسانی که واقعاً کافرند؛ جبهه کفر را مدیریت می کنند و با ایجاد اجتماعات مجازی در پی گسترش خداناباوری و آتئیسم هستند.

ب) کسانی که از پیروان جریانات انحرافی دیگر هستند؛ اما اطلاعات کافی برای گفتگو ندارند. لذا خود را در پشت نقاب خداناباوری پنهان می کنند. در این زمینه می توان به برخی از بهائیان، ملی گراها و ... اشاره کرد که مدیریت تعدادی از اجتماعات مجازی را بر عهده دارند. انگیزه اینان از چنین کاری، ضربه زدن به اسلام و تضعیف آن است و برایشان تفاوتی ندارد که این ضربه، از ناحیه آتئیسم وارد شود یا بهائیت و ... . لذا جبهه ای را برای جنگ اعتقادی و تقابل با باورهای اسلامی (و علی الخصوص، شیعی) ایجاد می کنند و در این جبهه، از هر ناحیه ای که به این اعتقادات ضربه وارد شود، آن را به نفع خود تلقی می کنند. از آن جایی که جبهه خداناباوری مانند سایر جریانات محدودیت خاصی ندارند، لذا از تمام ظرفیت آن می توانند علیه خدا و مقدسات استفاده کنند. به همین دلیل نقاب آتئیسم در جنگ علیه اسلام و به ویژه اسلام ناب، بسیار مورد علاقه جریانات ضد اسلامی و ضد شیعی است.

ج) کسانی که هر جا بوی پول و دنیا به مشام برسد، آنجا حضور دارند و هیچ موضوع دیگری هم برایشان مهم نیست. بسیاری از این افراد، از حیث اعتقادی، با آنان همراه و هم کیش نیستند. اما در قبال مبلغی که از مدیر یک صفحه اجتماعی یا کانال ضد دین دریافت می کنند، حاضرند برای آنها کار تبلیغاتی انجام دهند.
   
د) کسانی که با هدف اخذ پناهندگی در جبهه خداناباوری تلاش می کنند. این افراد، بعضاً با وجود علایق مذهبی، تن به چنین کار می دهند و در بسیاری از موارد هم به هدف مطلوب خود دست نمی یابند. این دسته از افراد را نباید دشمن تلقی کرد. این ها نیاز به حمایت دارند. نیاز دارند که وجدانشان را بیدار کنید.


هـ) کسانی که برای تحقیق در اعتقادات خود به این اجتماعات پیوسته اند و به دنبال یافتن نقاط ضعف و قوت عقاید خود می گردند. آنها غافلند که روش و محل تحقیق خود را اشتباه انتخاب کرده اند. زیرا آنچه در این اجتماعات عرضه می شود، آکنده از فریب و دروغ و شبهه است نه حقیقت و صداقت.
 
و) برخی از کسانی که در اجتماعات خداناباوری حضور دارند، از سر شگفتی از این گونه مکان ها سر در آورده اند. خداناباوران و آتئیست ها با توجه به دیدگاه ماتریالیستی و مادی گرایی صرفی که دارند، به پیشرفت های دنیوی و مادی خود خیلی می نازند. بسیار شده که تصاویری را به صورت مقایسه ای از فقر و تنگدستی خداباوران قرار می دهند و در مقابل تصاویری دال بر ثروت و آرامش خداناباوران. سپس قضاوت می کنند که دین نمی تواند سعادت دنیا را فراهم آورد. افرادی هم هستند که این جلوه های ظاهری دنیوی برایشان جالب است و با حسرت به تماشای کلیپ ها و تصاویر آنان می نشینند. خداوند در قرآن کریم می فرماید:
«وَ لَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَ أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ أَن یُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الدُّنْیَا وَ تَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَ هُمْ كَافِرُونَ» (التوبة: ٨٥) 
مبادا اموال و فرزندانشان، مایه شگفتی تو گردد! (این برای آنها نعمت نیست؛ بلکه) خدا می خواهد آنها را به این وسیله در دنیا عذاب کند، و جانشان برآید در حالی که کافرند!

به این سنت، سنت امهال خداوند می گویند.
 
ز) گروهی از اعضای اجتماعات خداناباوری کسانی هستند که از سر تصادف با این اجتماعات آشنا شده اند و محض کنجکاوی در این جمع ها حضور دارند. این افراد نسبت به آنچه خداناباوران می گویند، اعتمادی ندارند و در عین حال، نسبت به عقاید خود نیز تعصبی ندارند. این ها افرادی بی تفاوت هستند که صرفاً محض تماشا در جمعی حضور یافته اند. در این باره پیش تر در جواب سؤالات قبل نکاتی را تقدیم کردیم. گفتیم که صرف حضور در این گونه اجتماعات، سبب می شود تا خداناباوران ما را در زمره آمار جمعیتی خود به حساب آورده و از آن برای جذب افراد جدید استفاده می کنند. خداوند در قرآن کریم می فرماید وقتی در چنین اجتماعاتی قرار گرفتید که آیات الهی انکار می شود، آن را ترک کنید.
 
ح) افراد دلسوزی که در اجتماعات خداناباوران عضو می شوند و با دین پیام های آنان، پیوسته در غصه و تلاطم به سر می برند و از عمق وجود می سوزند که چرا این افراد فعالند و علیه دین تلاش می کنند. این عزیزان بدون هیچ سودی، تنها رنج می برند و آرامش روحی خود را از دست می دهند.
 
ط) عده ای نیز با قصد رصد اجتماعات ضد دین، در آنها حضور می یابند و پیوسته نیز گزارش هایی را از جدیدترین فعالیت های خداناباوران به اساتید و متخصصین مربوطه ارائه می کنند. خوب است این افراد بدانند که اساتید مربوطه، غالباً در جریان این فعالیت ها هستند. بنا بر این، چنین رصدهایی از جانب آنها، تنها موجب بالا رفتن بازدید مطالب و افزایش اعضای آن اجتماعات می شود.
 
علاوه بر این ها افراد و گروه های دیگری هم هستند که در این گونه جمع ها حضور دارند. بنا بر این، در گفتگوهایی که در اجتماعات خداناباوران در فضاهای مجازی داریم، باید بدانیم که همه این افراد، معاند و ستیزه جو و در دسته کافران هدایت ناپذیر نیستند. لذا هم قضاوت ما و هم زبان گفتگو، روش و محتوای سخن ما باید با توجه به نوع مخاطب باشد تا تأثیر گذاری بهتری را به ارمغان بیاورد.



طبقه بندی: هدایت، آتئیسم،
دنبالک ها: حضور در جلسات و گروه های خداناباوران، تبلیغ برای خداناباوران در ازای کسب منافع مادی، جستجوی حقیقت و هدایت در جوامع ضد دین!،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ یکشنبه 29 اسفند 1395 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

سؤال:
آتئیست ها و خداناباوران پدیده های مختلف را از دریچه علم نگاه می کنند. این کار چه اشکالی دارد که بسیاری از مذهبی ها با آن مخالف اند؟ چرا نباید از خرافه دوری کنیم و حقایق علمی را بپذیریم؟ آتئیست ها می گویند مسلمانان از علم دوری می کنند و بیشتر به خرافه علاقه دارند.

پاسخ:
اتفاقاً علمی نگریستن پدیده ها از نگاه دین اسلام امر پسندیده ای است. اصلاً یکی از ویژگی های اساسی و مشهور قرآن کریم، اعجاز علمی آن است. پژوهشگران به بیش از 300 اعجاز علمی در قرآن استناد می کنند. قرآن کریم و روایات صحیح اسلامی بارها خداباوران را به علم آموزی توصیه می کنند. علم یکی از امور مقدس در اسلام به شمار می رود.
 قرآن کریم می فرماید:
«... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ ...» (الزمر: ٩)
بگو: «آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند، یکسانند؟! تنها خردمندان متذکر می شوند!»
حدود یک چهارم آیات قرآن کریم درباره علم و دانش است. در مجموع، آیات قرآن درباره علم را می توان به چهار دسته به شرح زیر تقسیم نمود:
•    آیاتی که درباره علم الهی است.
•    آیاتی که درباره علم پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و سایر پیامبران علیهم السلام است.
•    آیاتی که در تبیین اهمیت و ارزش علم و دانش است.
•    آیاتی که واژه علم به صراحت در آنها نیامده؛ اما مفهوماً در باب علم است و بر آن تطبیق می کند.
در روایات نیز سفارش های فراوانی نسبت به علم و علم آموزی وجود دارد. موضوع علم در روایات اسلامی آن قدر برجسته و مهم است که در منابع روایی معمولاً یک باب و فصل با عنوان «باب وجوب طلب العلم» وجود دارد. به عنوان مثال، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حدیثی می فرمایند:

 

«طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة[1]»

جست و جو و تحصیل علم بر هر مرد و زن مسلمانی فرض و واجب است.

 

همین امر سبب شده تا مسلمانان از دیرباز به دنبال علم باشند و علم صرف نظر از فوایدی که دارد، برایشان مقدس باشد.

از سوی دیگر می دانیم که قرن ها مسیحیت بر کشورهای مختلف دنیا حاکم بوده است. در کتاب مقدس یعنی عهد عتیق و عهد جدید، متأسفانه آیات و گزاره هایی وجود دارد که با فَکت ها و قوانین علمی، تعارضات بسیاری دارد. از این دست آیات در قرآن کریم پیدا نمی شود؛ اما در کتاب مقدس فراوان است. از جمله مشهورترین این موارد می توان به نظریه زمین مرکزی اشاره کرد. بر اساس این نظریه که بیش از ده آیه کتاب مقدس آن را مطرح می کنند، زمین مرکز عالم تصور می شود که ثابت است و خورشید به دور آن می گردد. اسناد تاریخی فراوانی وجود دارد که دانشمندان مسیحی همچون کوپرنیک، با بررسی آثار دانشمندان مسلمانی مانند ابوریحان بیرونی، دیدگاه کروی بودن را آموخته و در جامعه خود مطرح کردند. اما کلیسا و رهبران مسیحی با جدیت به مخالفت با امثال کوپرنیک پرداختند؛ به طوری که وقتی بعد از او، گالیله این نظریه را به شکل علنی تر مطرح کرد، توسط کلیسا محاکمه شد و برای گریختن از حکم اعدام، مجبور شد نظریه ثابت نبودن زمین و گردش آن را پس بگیرد. به نظر شما این نظریه چه اشکالی داشت که وقتی گالیله آن را مطرح کرد، محاکمه شد؟ اشکال در این جا بود که کتاب مقدس نظری را خلاف یک فکت و واقعیت علمی مطرح می کرد (مانند آنچه کوپرنیک و گالیله و بیرونی می اندیشیدند). در حالی که قرآن کریم با حقایق علمی سازگار است و در این باره می فرماید:

«وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُونَ» (الأنبیاء: ٣٣)

او کسی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید. هر یک در مداری در حرکتند!

 

وقتی که در کتاب مقدس خرافه هایی مانند ثابت بودن زمین[2]، مربع و چهار گوش بودن زمین[3] و ... وجود داشت، با رشد فزاینده علم در کشورهای غربی، پیدایش فکت ها و بدیهیات علمی و ... بسیاری از افراد به تعارض میان علم و دین رسیدند. این تعارض تنها در کتاب مقدس وجود داشت. همین باعث شد تا بسیاری از مسیحیان به سمت آتئیسم و خداناباوری گرایش پیدا کنند.

از طرف دیگر با رشد سیاست های استعماری و استکباری به ویژه در دوران معاصر، غرب برای مبارزه با اسلام تلاش کرد تا از تمام ظرفیت خود استفاده کند. یکی از این ظرفیت ها، انداختن چالش های موجود در دامنه جغرافیایی خود به دامن اسلام است. از جمله این ظرفیت ها در تهاجم فرهنگی برنامه ریزی شده غرب، همین آتئیسم و خداناباوری است. در حقیقت خداناباوران با پیشینه ذهنی مخالفت و تعارض علم و دین که ره آورد مسیحیت است، به چالش با اسلام بر آمده اند. در حالی که اسلام اساساً در زمینه علم با مسیحیت از زمین تا آسمان متفاوت است. اما چون اطلاعات خداناباوران اندک است و درک درستی در اسلام شناسی ندارند، به روی اسلام نیز به مانند مسیحیت شمشیر می کشند. در این زمینه در روایات ضعیف و جعلی اسلامی نیز جستجو کرده، شواهدی را بر تأیید ادعای خود پیدا می کنند و استناداتی را یافته و بر اساس آن به قضاوت نسبت به دیدگاه اسلام می پردازند. بدین بیان که اسلام را دین خرافه تلقی می کنند که در برابر علم ایستاده است. در حالی که اساساً ماهیت اسلام با آنچه که مسیحیت (فعلی) به صورت خرافه در غرب عرضه کرده، متفاوت است.

مسأله دیگری که به این موضوع کمک می کند، قرائت های مختلف اسلامی است. اسلام در اندیشه مذاهب اربعه اهل سنت، با اندیشه مسیحیت (تحریف شده) بسیار نزدیک است. در صدر اسلام یهودیان و مسیحیانی بودند که مسلمان شدند. با مسأله منع حدیث توسط عمر بن خطاب، خلیفه دوم، تعدادی از شخصیت های برجسته از میان این تازه مسلمانان که به قصاصین مشهور بودند، اندیشه های خرافی تورات را در قالب روایات اسلامی در کوی و برزن ها برای مسلمانان تعریف می کردند. این قصه ها با عناوین مختلف به صورت روایت وارد منابع اسلامی، به ویژه منابع سیره و منابع تفسیری شد.

شیعیان به دلیل این که دیدگاه های خود را مستقیماً از اهل بیت و امامان معصوم علیهم السلام می گرفتند، این گونه روایات تازه مسلمانان را که در کلام پیامبر اسلام نیامده بود، با عنوان اسرائیلیات رد می کردند و هنوز نیز آن ها را خرافه دانسته و نمی پذیرند. اما اهل سنت به دلیل این که روایات مزبور را در کتاب های مهم خود همچون صحیح بخاری و صحیح مسلم (که آنها را در رتبه ای بعد از قرآن می دانند) مشاهده می کنند، این روایات را می پذیرند. یکی از راویان مهم اهل سنت ابوهریره است که شاگرد کعب الاحبار، عالم تازه مسلمان و معروف یهودی است. ابوهریره که تنها چهار سال پیش از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مسلمان شده بود، 5374 روایت از پیامبر نقل کرده است. امام علی علیه السلام درباره ابوهریره می فرمایند: «إنَّ أکذَبَ الناس علی رسولِ الله أبوهرَیرَةِ الدوسی[4]» (حقیقتاً کسی که بیشترین دروغ را به رسول خدا نسبت داده است، ابوهریره از قبیله دوس است). در منابع اسلامی روایات فراوانی از این گونه افراد دیده می شوند که با علم تعارضات جدی دارند و تأیید کننده همان اندیشه های خرافی تورات هستند. مانند نظریه زمین مرکزی که هم از دیدگاه علم و هم از دیدگاه قرآن کریم و نیز روایات صحیح شیعه رد شده است.

نکته حاصل بعد از بیان توضیح فوق این است که بسیاری از خداناباوران و آتئیست ها در محیط های مجازی فارسی زبان، با شیعیان گفتگو می کنند؛ اما با مبانی اهل سنت. نسبت به اسلام ناب قضاوت می کنند؛ اما با روایاتی از اسرائیلیات و خرافه های توراتی. از جمله این موارد همان بحث اهمیت علم است. لذا این افراد در بستر دیدگاه های علمی کتاب مقدسی و توراتی، می خواهند اسلام اصیل را به چالش بکشند. نادرست بودن این روش، کاملاً مشخص است. آنها اساساً اسلام و دیدگاه آن را نسبت به علم نفهمیده اند.

مسأله دیگری که در این جا وجود دارد، این است که اگرچه آتئیست ها و خداناباوران، با ژست علمی بحث می کنند، اما خود آنها به جای علم از خرافه دفاع می کنند. به عنوان مثال می توان به فرضیه تکامل انواع و فرگشت داروین اشاره کرد. این فرضیه، علی رغم این که یک فکت علمی نیست، اما مورد توجه و دفاع خداناباوران قرار دارد.



[1]  کلینی، محمد بن یعقوب، (1407). الکافی، مصحح، علی اکبر غفاری، تهران: دار الکتب الاسلامیه، ج 1، ص 30.

[2]  ربع مسکون نیز پایدار گردیده است و جنبش نخواهد خورد (مزامیر 93: 1).

   فرشتگان خود را بادها می‌گرداند و خادمان خود را آتش مشتعل؛ که زمین را بر اساسش استوار کرده، تا جنبش نخورد تا ابدالآباد. (مزامیر104: 4- 5)

[3]  و بعد از آن دیدم چهار فرشته، بر چهار گوشه زمین ایستاده ... (مکاشفه 7: 1).

   تا بیرون رود و امّت‌هایی را که در چهار زاویه جهانند، یعنی جوج و ماجوج را گمراه کند ... (مکاشفه 20: 8).

[4]  و قد روی عن علی علیه السلام أنّه قال: ألا إنّ إکذب النّاس، أو قال: أکذب الأحیاء، علی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم أبوهریرة الدوسی (إبن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، (1385 ه.ق.). شرح نهج البلاغة، قم: دار احیاء الکتب العربیة، ج 4، ص 68).







طبقه بندی: آتئیسم، یهودیت، مسیحیت، اسلام،
برچسب ها: علم، دین، کتاب مقدس، اسرائیلیات، اسلام ناب،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ پنجشنبه 26 اسفند 1395 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

سؤال:

عضویت در کانال ها و گروه هایی که افراد ضد دین و خدا ناباور مدیریت آن ها را بر عهده دارند، از نظر شرعی چه حکمی دارد؟ با توجه به این که شخص از نظر اعتقادی به خود اطمینان کامل دارد، اما صرفاً برای این که بداند نظر آن ها نسبت به عقاید خداپرستان چیست،‌ آیا می تواند در چنین گروه های اینترنتی یا سایت ها و کانال ها حضور داشته باشد؟

 

پاسخ:

در این باره در پاسخ سؤالات قبل توضیحاتی را تقدیم کردیم که به شما در تحلیل پاسخ کمک می کند. اما از نظر شرعی استفتائات مختلفی از مراجع معظم تقلید در موضوع شبکه های اجتماعی شده است. به عنوان نمونه نظر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای از مراجع تقلید را به شما تقدیم و آن را تحلیل می کنیم. در پاسخ ایشان به یک استفتاء کلی در موضوع شبکه های اجتماعی آمده است:


به ‌طور کلی اگر مستلزم مفسده (مانند ترویج فساد، نشر اکاذیب و مطالب باطل) بوده و یا خوف ارتکاب گناه باشد و یا موجب تقویت دشمنان اسلام و مسلمین شود، جایز نیست و الا مانعى ندارد[1].


در این حکم شرعی همان طور که ملاحظه می کنید، دلایل زیر را علت عدم عضویت در این گونه صفحه ها،  گروه ها و کانال ها ذکر کرده اند:

1- ترویج فساد: مانند صفحات، کانال ها و گروه های منتشر کننده جوک ها، عکس ها و کلیپ های مستهجن.

2- نشر اکاذیب: مانند صفحات، کانال ها و گروه های شایعه پراکن. این روزها گروه ها و پیج های زیادی هستند که برای جذب عضو بیشتر به ترویج شایعه نسبت به مسائل مختلف می پردازند. از شایعات مرتبط با شخصیت های مشهور گرفته تا شایعات سیاسی، اقتصادی، دینی و ... . مانند شایعات منتشره درباره بازیگران، فوتبالیست ها و ... در حدی که تهمت های فراوانی زده می شود و آبروهای بسیاری ریخته می شود.

3- مطالب باطل: مانند صفحات و گروه ها و کانال هایی که به نشر خرافه می پردازند یا در موضوعاتی همچون طلسم، بخت گشایی و شبهاتی علیه خدا و اهل ایمان اقدام می کنند. برخی از این کانال ها با نقل قول و طراحی و انتشار عکس نوشته از احادیث ضعیف و جعلی، مطالب باطل و نادرستی را به مخاطبان القا می کنند.

4- خوف ارتکاب گناه: مانند صفحات، گروه ها و کانال هایی که با انتشار تصاویر تبلیغی برهنه، موجبات نگاه به نامحرم را فراهم می آورند و حضور شما در این گروه، خوف این را ایجاد می کند که نگاهتان به چنین تصاویر یا کلیپ هایی بیفتد.

5- تقویت دشمنان اسلام و مسلمین: صرف حضور ما در پیج ها، گروه ها و کانال های دشمنان خدا و پیامبر و اهل ایمان، خود باعث تقویت آنان می شود. ما از سر کنجکاوی حضور می یابیم اما توجه نداریم که آنان از کثرت کاربران خود استفاده تبلیغی کرده و همین باعث تقویت آنان می شود و حرام است.

 



[1] . خامنه ای، سید علی، استفتاء شماره ۱۶۰۲۷۵ . (1391) ، بازیابی در تاریخ هفتم مارس 2017 از پیوند:

 http://www.migna.ir/prthm-nz.23nv-dftt2.html




طبقه بندی: آتئیسم، اسلام،
دنبالک ها: مطالعه کتاب های الحادی برای آگاه شدن از اعتقادات افراد بی دین!، استفاده از سایت ها، صفحات، گروه ها، کانال ها و کتب ضاله،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ دوشنبه 23 اسفند 1395 ] [ 11:59 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
سؤال:
آیا کتاب هایی که در دفاع از خداناباوری و الحاد نوشته شده اند، جزء کتاب های ضاله محسوب می شوند؟ آیا می توان فایل مقالات و کتاب هایی با مضامین الحادی را در گوشی یا رایانه شخصی ذخیره کرد؟ آیا می توان در سایت ها یا کانال های تلگرامی که این گونه کتاب ها به اشتراک گذاشته می شوند، عضو شد؟

پاسخ:
بله. این کتاب ها همگی از کتب ضاله هستند. اما حکم دانلود و نگهداری از این گونه فایل ها و کتاب ها به خود شما بستگی دارد. توضیح این که به طور کلی خرید و فروش، نگهداری و استفاده از کتاب ها، سایت ها، صفحات، گروه ها و کانال هایی که شبهات و عقاید گمراه کننده را نشر می دهند، بر عموم افرادی که مایه علمی لازم و تخصص کافی را ندارند و اطلاعات اعتقادی و دینی آنان در حد استادی نیست، حرام است.
لذا با توجه به این مسأله حکم تأسیس صفحات (پیج ها)، گروه ها و کانال هایی که به انتشار این گونه کتاب ها، رمان ها و ... می پردازند، روشن می شود. مدیران و کسانی که در این زمینه ها فعالیت می کنند، نه تنها مرتکب کار حرام می شوند، بلکه اگر کسی از رهگذر فعالیت آنها انحراف عقیدتی پیدا کند، نسبت به این اتفاق، به عنوان حق الناس مسؤول هستند.
توبه کسی که چنین آثاری را ذخیره و نگهداری می کند، تصمیم به ترک این عمل و نیز محو آثاری است که ذخیره نموده. اما توبه کسی که این کتاب ها را توزیع کرده، بسیار سخت و سنگین است. چرا که علاوه بر متوقف کردن فعالیت خود و محو آثار مزبور، باید تمام کسانی را که به واسطه فعالیت وی دچار انحراف عقیدتی شده اند، یافته و آنان را به راه حق بازگرداند.
اما نگهداری و استفاده از این منابع برای اساتید و دانشمندانی که توانایی نقد و بررسی دارند، نسبت به متون اسلامی به اندازه کافی مسلط هستند و نیز از اعتقاد راسخی برخوردارند، در صورتی که در راستای پاسخ گویی به شبهات به آنها نیاز داشته باشند، مجاز است و گاهی واجب کفایی و یا حتی واجب عینی است.
اساتید و کسانی که نگهداری چنین فایل هایی برای آنان مجاز است نیز باید مراقبت کنند که اطرافیانشان به این گونه آثار که آکنده از مطالب کذب و شایعه پراکنی است، دسترسی نداشته باشند.




طبقه بندی: هدایت، آتئیسم، اسلام،
برچسب ها: کتاب های ملحدان، کتب ضاله، نگه داشتن کتب و فایل های الحادی،
دنبالک ها: مطالعه کتاب های الحادی برای آگاه شدن از اعتقادات افراد بی دین!، حکم شرعی عضویت در صفحات و گروه های ضد دین،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ جمعه 20 اسفند 1395 ] [ 11:57 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

سؤال:
در گفتگو با یک آتئیست و ملحد تا به اعتقادات او آگاهی و اشراف کافی وجود نداشته باشد، نمی توان موفق بود. آیا می توان با این هدف به مطالعه کتاب های کسانی پرداخت که اندیشه های الحادی دارند؟

پاسخ:
این کار تنها برای کسانی جایز است که از مایه علمی قوی در آگاهی نسبت به مبانی اسلامی بهره مند هستند. کسی که تخصص کافی ندارد، با این کار نه تنها به خود آسیب می زند، بلکه تأثیر بدتری نیز بر مخاطب دارد. چرا که با دفاع ضعیف، این تلقی و ذهنیت را در مخاطب ایجاد می کند که لابد اسلام در زمینه مورد بحث پاسخی برای عرضه ندارد. در حالی که اسلام پاسخ دارد؛ اما فردی که در حال پاسخ دادن است، توانایی لازم را ندارد. کار مانند کسی است که توانایی و تخصص لازم را در درمان و جراحی قلب ندارد و به صرف این که می بیند یک نفر از بیماری و درد قلبی رنج می برد، به سراغ کتاب های جراحی قلب رفته، سر خود مطالعاتی انجام داده و رأساً اقدام به جراحی می کند! این فرد با اطلاعات ناقصی که دارد، نه تنها بیمار را درمان نمی کند، بلکه درد او را بیشتر نیز خواهد کرد و چه بسا که سبب مرگ او هم بشود. در بیماری های جسمی، مردم به جای این که خودشان برای درمان اقدام کنند، هر طور شده، کمک می کنند تا پزشک متخصصی را به بالین بیمار برسانند؛ اما شگفت انگیز است که در بیماری های روحی، این دغدغه وجود ندارد و خود بدون اطلاعات کافی برای جراحی روح فرد اقدام می کنند.




طبقه بندی: هدایت، آتئیسم، اسلام،
برچسب ها: کتاب های ملحدان، کتب ضاله، گفتگو با آتئیست،
دنبالک ها: استفاده از سایت ها، صفحات، گروه ها، کانال ها و کتب ضاله، حکم شرعی عضویت در صفحات و گروه های ضد دین،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ سه شنبه 17 اسفند 1395 ] [ 10:48 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
سؤال:
کسی که بخواهد به شبهات خداناباوران پاسخ دهد، به چه علوم و آگاهی هایی نیاز دارد و در چه زمینه هایی باید متخصص باشد؟ 

پاسخ:
در گفتگوهای بین خداباوران و خداناباوران، موضوعات مختلفی محور بحث قرار می گیرد. موضوعات تاریخی، سیره، فقهی، تفسیری، کلامی، رجالی، روایی، علوم قرآن، منطق، فلسفه، ادبیات، اجتماعی، سیاسی، علوم تجربی مانند فیزیک، زیست شناسی، پزشکی و ... . 
بدیهی است شما نمی توانید کسی را پیدا کنید که به همه این موارد مسلط باشد. چرا که تسلط بر هر یک از این علوم، خود به یک عمر نیاز دارد. از طرف دیگر این گونه نیست که با تسلط بر تنها یکی از محورها، بتوان در سایر موارد نیز تخصص و پاسخ های دقیق داشت. اما کسی که حداقل بیست سال در حوزه علمیه با مبانی تعدادی از این رشته ها آشنا شده باشد، به طور کلی می تواند کمک خوبی برای بحث با یک آتئیست باشد.
شیوه ای که خداناباوران در نقد خداباوران و زیر سؤال بردن ادیان به کار می گیرند، بیشتر شیوه تاریخی است. در نقد تاریخی با توجه به این که گزارش های ضعیف تاریخی فراوانی وجود دارد که می تواند مستمسک خداناباوران قرار بگیرد، لذا آنان به این شاخه علمی علاقه زیادی نشان می دهند. بنا بر این کسی که بخواهد با این افراد وارد گفتگو شود، باید اطلاعات تاریخی خوبی داشته باشد. اکثر شبهاتی که این افراد مطرح و منتشر می کنند، در مسائل تاریخی است. آن ها معمولاً جعلیات تاریخی را به عنوان مسلمات مطرح می نمایند و رفتارهای غلط حاکمان مسلمان در طول تاریخ را نیز به عنوان دستورات اسلام به دیگران معرفی می کنند. 
نقطه ضعف خداباوران در گفتگو با خداناباوران، در عدم اطلاع دقیق در علوم تجربی مانند فیزیک، فیزیک کوانتوم و زیست شناسی است. البته در این زمینه متخصصان فراوانی وجود دارند. اما متأسفانه افرادی که در این عرصه ها تخصص دارند، در زمینه علوم اسلامی تخصص کافی ندارند و متخصصان علوم اسلامی نیز غالباً به این شاخه های علوم تجربی مسلط نیستند. هر چند در هر دو مورد متخصصانی جامع وجود دارد؛ اما تعداد این افراد کم است و با توجه به حجم گسترده شبهات، به متخصصان بیشتری نیاز است. 
نقطه ضعف خداناباوران در گفتگو با خداباوران در فلسفه است. با وجود این که خداناباوران ادعای خردگرایی دارند، اما در عرصه های فلسفی شدیداً دچار ضعف هستند. لذا در گفتگوها معمولاً تلاش می کنند تا با کشاندن بحث و گفتگو را از عرصه های فلسفی به عرصه های زیست شناسانه و فیزیک، احتمال چیرگی خود را افزایش دهند.
از جمله علومی که در گفتگو با خداناباوران باید بدان مسلط بود، منطق، مغالطات و روش مناظره است. نوشته های این افراد معمولاً آکنده از مغالطه است و جالب این که در عرصه مغالطات و پرهیز از سفسطه ادعای فراوانی دارند. اما کسی که با آنان گفتگو می کند باید با این امور آشنا باشد تا در دام روش های خاص آنان گرفتار نشود.



طبقه بندی: هدایت، آتئیسم،
برچسب ها: گفتگو با آتئیست، تاریخ، علوم تجربی، فلسفه، مغالطه،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ جمعه 13 اسفند 1395 ] [ 11:20 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
سؤال:
آیا ما هم می توانیم در پاسخ به هتاکی، استهزاء و توهین های خداناباوران، آنان را مسخره کنیم؟ 

پاسخ:
به صورت معمول در گفتگوها و پاسخ به شبهات تمسخر جایز نیست. زیرا معمولاً خداناباورانی که شبهه افکنی می کنند، و لو از روی عناد، به دلیل آسیب هایی است که از رهگذر مسائل اجتماعی، سیاسی و ... دیده اند و نمی توانند بین عمل اشتباه یک مسلمان و آموزه های اسلام تفکیک قائل شوند. اگر این افراد در مسیر روشنگری قرار گیرند، امکان هدایتشان وجود دارد. اما در صورتی که پس از تمسخر کردن، با مقابله به مثل ما رو به رو شوند، به لجاجت می افتند و در حقیقت، تنفر آنها نه تنها رفع نخواهد شد، بلکه عمیق تر هم می شود. یکی از استراتژی های اصلی برنامه ریزان جنگ فرهنگی بین خداناباوری با خداباوران همین است که اجازه گفتگو ندهند و ادبیاتی را بر گفتگوها حاکم کنند که سرشار از تندخویی باشد تا به این ترتیب، امکان ایجاد ارتباط سالم با یک خداباور را از خداناباوران سلب کنند. باید این استراتژی آنها را با صبوری نقش بر آب کرد. 
اما در چهار موضع می توان به صورت مقابله به مثل این کار را، البته به نحوی متین و مؤدبانه انجام داد:
الف) در جایی که هم به عناد مخاطب خداناباور خود یقین داریم و هم می دانیم که وی برای تحت تأثیر قرار دادن سایر مخاطبانی که ناظر بر گفتگوی ما هستند، به تمسخر روی می آورد تا کسی سخن حق را نشنود. به عبارت دیگر، شخص فهمیده است که پاسخ ما منطقی است؛ اما برای این که کسی متوجه نشود، به تمسخر، استهزاء و آلوده کردن فضای بحث متوسل می شود.
در سوره هود آمده است که حضرت نوح علیه السلام در برابر كسانى كه او و پیروانش را به تمسخر گرفته بودند، گفتند: اگر ما را مسخره كنید، ما نیز شما را مسخره خواهیم كرد: «... اِن تَسخَروا مِنّا فَاِنّا نَسخَرُ مِنكُم كَما تَسخَرون» (هود: 38). برخى مفسران استهزاى نوح علیه السلام را به معناى حقیقى و دلیل بر جواز مقابله به مثل این عمل دانسته‌اند  (المیزان، ج‌10، ص‌225).
به عنوان مثال در جایی که نسبت به اولیای الهی توهین و تمسخر می کنند، می توان از روش شهید باقری استفاده کرد که وقتی با استاد خود در دانشگاه گفتگو می کرد و استادش بر الحاد خود و نظریه فرگشت و تصادفی بودند خلقت اصرار می ورزید، وی گفت: اشکالی ندارد استاد؛ ما که به اجداد خودمان ایمان داریم؛ نسبمان مشخص است و مطمئن هستیم اجدادمان همگی انسان بوده اند. اما اگر شما اصرار دارید که اجدادتان میمون بوده اند، مختارید.
ب) دومین جایی که مجاز است به استهزای طرف مقابل روی آورد، استهزاء‌ و افشای ماهیت سردمداران و شخصیت های اصلی و مهم مکاتب الحادی است. یعنی کسانی که با وجود دانستن حقیقت، با سرمایه گذاری فراوان، تلاش می کنند تا برای ایجاد اختلاف و شکاف در جامعه اسلامی، جوانان را به سمت نهیلیسم، باورهای پوچ و اندیشه های خرافی گرایش دهند. این گروه را می توان با تمام قوا و انواع روش ها (البته به شکل متین و تأثیرگذار) اعم از کاریکاتور، کلیپ، فوتوکلیپ، عکس نوشته، ساخت لطیفه و ... استهزاء کرد. می توان اسرار پشت پرده آن ها،‌ ثروت اندوزی هایشان، آلودگی های اخلاقی شان و ... را افشا کرد تا دیگران افراد اصلی این جریان ها را بشناسند. 
به عنوان مثال وقتی شخص خداناباور قدرت بی انتهای خداوند را زیر سؤال برده و با مسخرگی و لودگی موضوع را مطرح می کند، می توان در قالبی استهزاء آمیز به رهبران جنبش های آتئیستی اشاره کرد که حتی نمی توانند مگسی را از خود برانند.
ج) سومین محل در جواز استهزای خداناباوران، استهزای اندیشه های باطل آنان اما با بیانی حکمت آمیز است. لطیفه سازی در این زمینه می تواند بسیار تأثیر گذار باشد. گاهی برای یک فرد هر چه از استدلال و براهین سخن بگویید، آن چنان تأثیر نمی گیرد که از یک جوک کوتاه تأثیر می پذیرد. 
د) چهارمین موضع جواز تمسخر خداناباوران نیز در برخی از مواردی است که در ستیزه ها و شبهه افکنی های خود سفسطه می کنند. به طور کلی خداناباوران از مغالطه بسیار استفاده می کنند. گاهی اگر شما برای مخاطبان تبیین کنید که فرد خداناباور از چه مغالطه ای استفاده کرده است، متوجه منظور شما نمی شوند. اما اگر لطیفه ای را که همان مغالطه در آن به کار رفته است، بگویید و سپس برای جمع توضیح دهید که این حرف ایشان شبیه فلان جوک است، گرچه فرد مورد استهزاء‌ و خنده جمع قرار می گیرد، اما هم خود او و هم جمع حاضر به اشکال و نوع مغالطه فرد خداناباور آگاه می شوند.
 
به طور کلی در همه انواع چهارگانه فوق، در نوع استهزاء باید دقت کرد روشی به کار گرفته شود که اثر هدایتی داشته باشد؛ وجدانی را بیدار کند یا سستی اندیشه ای را آشکار نماید.



طبقه بندی: هدایت، آتئیسم،
برچسب ها: استهزاء، مقابله به مثل، موارد جواز تمسخر،
دنبالک ها: عکس العمل ما در برابر تمسخر مقدسات در جمع،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ سه شنبه 10 اسفند 1395 ] [ 02:55 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
سؤال:

گاهی اوقات تحمل تمسخرها و توهین های خداناباوران، بسیار دردناک و رنج  آور است. وظیفه ما در قبال این افراد چیست؟ آیا راهی برای هدایت آنها وجود دارد؟


پاسخ:

بسیار دیده ام که عزیزان با ایمان، از استهزاء و توهین های خداناباوران نسبت به مقدسات بسیار دلگیر و رنجیده خاطر می شوند. این رنجیدگی ارزش بسیاری دارد. اما گاهی باید رنج کشید و شکیبایی ورزید تا مرواریدی خلق شود. امر هدایت در دستان عزیز خداوند متعال است. ما در این عرصه نقشی نداریم جز آن که خداوند توفیق دهد واسطه هدایت قرار گیریم. این توفیق نیز با مجادله به دست نمی آید. با معنویت به دست می آید. ما اگر خودمان اهل عمل و معنویت باشیم، خداوند نیز می تواند تأثیر شگرفی در کلام ما قرار دهد. پس علاوه بر این که دغدغه هدایت دیگران را داریم، چند برابر آن باید دغدغه افزایش معنویت و انجام اعمال نیک و وظایف خود را داشته باشیم. آن گاه که خودمان را بسازیم، دیگران هم ساخته خواهند شد.

خداوند بندگان خوب خود را چنان دوست دارد که اگر کسی آنان را مورد استهزاء‌ قرار دهد، با استهزاء کننده برخورد سختی خواهد کرد. اولیای الهی گاهی که از سوی کسی مورد تمسخر قرار می گرفتند، چون آن فرد را دوست داشتند، به خلوت می رفتند و با گریه و زاری به درگاه الهی می خواستند که خداوند از گناهش بگذرد و به خاطر آن تمسخر و توهین، او را مورد عذاب قرار ندهد. این اوج خیرخواهی بندگان خوب خداست.
خداوند در قرآن کریم می فرماید كیفر استهزاء کنندگان آیات و انبیاء الهى و مؤمنان، جهنّم است:

«ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آیَاتِی وَ رُسُلِی هُزُواً» ﴿الكهف: ١٠٦﴾
(آری) این گونه است! کیفرشان دوزخ است، به خاطر آن که کافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به سخریه گرفتند!

این افراد بر اساس آیات متعدد قرآن به عذاب الهی گرفتار می شوند و در برابر فریاد آنان براى خروج، با لحنى تحقیر كننده، به خاموشى فراخوانده خواهند شد:

«رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ» ﴿المؤمنون: ١٠٧﴾
پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر؛ اگر بار دیگر تکرار کردیم، قطعاً ستمگریم (و مستحق عذاب)!»

«قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَ لَا تُكَلِّمُونِ» ﴿المؤمنون: ١٠٨﴾  
(خداوند) می‌گوید: دور شوید در دوزخ و با من سخن مگویید!

«إِنَّهُ كَانَ فَرِیقٌ مِّنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا وَ أَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ» ﴿المؤمنون: ١٠٩﴾  
(فراموش کرده‌اید) گروهی از بندگانم می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی!

«فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیّاً حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِی وَ كُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ» ﴿المؤمنون: ١١٠﴾
امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتید تا شما را از یاد من غافل کردند؛ و شما به آنان می‌خندیدید!

نه اعمالى كه در دنیا انجام داده‌اند برایشان سودى خواهد داشت و نه یاورانى كه غیر از خدا براى خود برگزیده‌اند:
«مِّن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لَایُغْنِی عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَیْئاً وَ لَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللهِ أَوْلِیَاءَ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ» ﴿الجاثیة: ١٠﴾  
و پشت سرشان دوزخ است و هرگز آنچه به دست آورده‌اند، آنها را (از عذاب الهی) رهایی نمی بخشد؛ و نه اولیایی که غیر از خدا برای خود برگزیدند (مایه نجاتشان خواهند بود) و عذاب بزرگی برای آنهاست!

آتئیست هایی را می شناسم که برای به دست آوردن آمار اعضای بیشتری در صفحات فیس بوک، اینستاگرام و گروه ها و کانال های تلگرامی خود از هیچ اقدامی فروگذار نمی کنند. این افراد وقتی به آمار مخاطبانشان نگاه می کنند، خوشحال اند که تعداد آنها افزایش پیدا می کند. اما با این کار، چیزی جز عذاب برای قیامت خود نمی اندوزند.

آنان در آخرت هیچ كمك و یاورى نخواهند داشت:

«وَ قِیلَ الْیَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِیتُمْ لِقَاءَ یَوْمِكُمْ هَذَا وَ مَأْوَاكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكُم مِّن نَّاصِرِینَ» ﴿الجاثیة: ٣٤﴾
و به آنها گفته می‌شود: «امروز شما را فراموش می‌کنیم همان گونه که شما دیدار امروزتان را فراموش کردید و جایگاه شما دوزخ است و هیچ یاوری ندارید!

«ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آیَاتِ اللهِ هُزُواً وَ غَرَّتْكُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فَالْیَوْمَ لَا یُخْرَجُونَ مِنْهَا وَ لَا هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ» ﴿الجاثیة: ٣٥﴾
این به خاطر آن است که شما آیات خدا را به مسخره گرفتید و زندگی دنیا شما را فریب داد!» امروز نه آنان را از دوزخ بیرون می آورند و نه هیچ گونه عذری از آنها پذیرفته می‌شود!

بسیار پیش آمده که خداناباوران اهل تمسخر و توهین و استهزاء، از تنگی اوضاع زندگی خود و خواری های بسیاری که می کشند، گلایه می کنند. این ها غافل هستند که این وضعیت، نتیجه رفتار خودشان است. اگر خودشان را اصلاح کنند، زندگیشان هم اصلاح می شود. کاش می فهمیدند.




طبقه بندی: هدایت، آتئیسم، اسلام،
برچسب ها: تمسخر، توهین، تنگی زندگی، عذاب آخرت، شکیبایی،
دنبالک ها: عکس العمل ما در برابر تمسخر مقدسات در جمع،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ جمعه 6 اسفند 1395 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
سؤال:

گاهی اوقات خداناباوران، نام انبیاء و ائمه علیهم السلام یا اولیای الهی را با بی احترامی و توهین بیان می کنند. آیا ادامه صحبت و پاسخ دادن به این افراد کار صحیحی است؟ آیا اصلاً این افراد به دنبال پاسخ هستند تا نیازی باشد که با آنها گفتگو کنیم؟


پاسخ:

نسبت به موضوع توهین خداناباوران به مقدسات،‌ نکته ای وجود دارد که گاهی از آن غفلت می شود. در بسیاری از موارد، فرد مقابل توهین نمی کند؛ بلکه در همان بستر فرهنگی که در آن قرار دارد،‌ گفتگو می کند. به عنوان مثال وقتی که یک مسلمان شیعه می خواهد نام امیرالمؤمنین علیه السلام را بر زبان بیاورد، می گوید امام علی علیه السلام. وقتی یک مسلمان سنی می خواهد نام آن حضرت را بر زبان بیاورد، می گوید علی رضی الله عنه. طبیعی است که وقتی یک آتئیست و خداناباور هم می خواهد نام آن حضرت علیه السلام را بر زبان بیاورد، می گوید: علی. در گفتگوهای اینترنتی زیادی دیده ام که در چنین مواردی مشاجره های فراوانی برای نحوه این خطاب ها بین طرفین گفتگو در می گیرد. اهل ایمان و خداباوران باید سعه صدر بیشتری داشته باشند. باید دقت کنند با فردی گفتگو می کنند که نه تنها تشیع، بلکه اسلام و بلکه بالاتر از آن، دین و فراتر از دین، خدا را هم قبول ندارد. لذا انتظار این که چنین فردی نام های اولیای خدا را با پیشوند و پسوندهای احترام آمیز بیاورد، انتظار درستی نیست. گرچه ما از این موضوع ناراحت و غمگین می شویم. اما این دلیل نمی شود که بخواهیم فرد را مجبور کنیم تا آن گونه که ما دلمان می خواهد، این نام ها را بر زبان جاری کند. در نود و پنج درصد این موارد نیز، افراد مقابل قصد توهین ندارند. آنان در این ادبیات رشد کرده اند. کتاب هایی خوانده اند که پر از شبهه بوده و همیشه نام ها را به این شکل ذکر کرده اند. به این نوع ادب، خو کرده اند. گرچه رفتارشان درست نیست، اما در این گونه موارد به صرف چنین رفتاری، به آنان اتهام توهین نزنیم؛ از کوره در نرویم؛ صبوری پیشه کنیم و تلاش کنیم که با اخلاق خوب و زیبا به سؤالات و شبهاتشان جواب بدهیم.
گاهی پیش می آید که خداناباوران عمداً این کار را می کنند. به گونه ای اسامی را ذکر می کنند و ادبیات خودشان را تنظیم می کنند که طرف خداباور را به خشم بیاورند. در این حالت اگر شما که در جبهه اهل ایمان قرار دارید، شکیبایی نکنید و شما هم با تندخویی به ناسزاگویی به طرف مقابل بپردازید، از شیوه درست بحث که در قرآن کریم به آن دعوت شده ایم فاصله گرفته اید:
«ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» ﴿النحل: ١٢٥﴾
با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است و او به هدایت‌یافتگان داناتر است.

یک نکته بسیار زیبا در این آیه شریفه قرار دارد که راهنمای بسیاری از ما در گفتگو است. بسیار پیش می آید که اهل ایمان می گویند ما می دانیم این فردی که دارد این گونه و با چنین ادبیاتی شبهه می پراکند، واقعاً سؤال ندارد. بلکه عمداً چنین می کند تا ما را خشمگین کند؛ مورد تمسخر قرار دهد؛ سرکار بگذارد و ... . خلاصه نیت درستی در گفتگوی خود ندارد. در این گونه موارد باید چه برخوردی داشته باشیم؟ آیا اصلاً گفتگوی خود را با این افراد ادامه بدهیم؟
آیه شریفه ای که ذکر کردیم، پاسخ ما را می دهد. پاسخ این است که شما باید به وظیفه خودتان عمل کنید. وظیفه ما هدایتگری است. اگر جواب سؤال و شبهه شخص را می دانیم، باید بدون توهین و با ادبیات مناسب پاسخ او را بدهیم و اگر هم نمی دانیم، او را به کسی که می داند، ارجاع دهیم. اما اجازه نداریم وی را به نداشتن صداقت در گفتگو متهم کنیم. این آیه شریفه در قسمت دوم می فرماید:
«... إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» ﴿النحل: ١٢٥﴾   
... پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است و او به هدایت یافتگان داناتر است.

این عبارت به این معناست که خداوند از نیت و دل افراد با خبر است. چه بسا ما در تشخیص اشتباه کنیم. اگر شما نسبت به مخاطبتان این تصور را داشته باشید که در گفتگویش با شما اهل فریب است و صادق نیست، یقیناً لحن بیان و حوصله ای که برای پاسخ به وی به خرج می دهید،‌ نسبت به حالتی که تصور داشته باشید شخص مقابل، در گفتارش صداقت دارد، بسیار متفاوت خواهد بود. در مواردی که حتی به عدم صداقت طرف مقابلتان اطمینان و یقین صد در صد دارید،‌ باز هم نه در کلامتان آن را ابراز کنید و نه در رفتارتان آن را بروز دهید. بلکه صادقانه و با نیت الهی پاسخ سؤالش را بدهید. این شیوه همان سیره اهل بیت علیهم السلام است. در برخی از شبکه های اجتماعی و سایت های اینترنتی افرادی شبهه ای را مطرح می کنند و بعد، رفته با نام کاربری دیگری و با چهره متفاوتی دوباره ظاهر شده و رفتار متفاوتی را از خود به نمایش می گذارند. بسیار پیش می آید که اهل ایمان در گفتگو با این افراد، به جای توجه به محتوای گفتگو و شبهه و پاسخ دهی، وقت و توان خود را صرف کشف ماهیت فرد مقابل و حواشی می کنند که روش درستی نیست. یقیناً ما هیچ گاه نباید از دسیسه های دشمن غافل باشیم. اما در گفتگوی موفق با یک خداناباور گاهی باید تجاهل کرد. بگذارید او فکر کند شما را فریفته است. اما شما که برای خدا تلاش می کنید، با صداقت عمل کنید. تشخیص صداقت یا عدم صداقت طرف مقابل را بگذارید بر عهده خداوند متعال.

البته روش بحث تجاهل صادقانه، در جایی کاربرد دارد که زمینه آن وجود داشته باشد و حضور شما در جمعی که چنین ادبیاتی بر آن حاکم است، تأییدی بر رفتار آنان نباشد. اما در یک گروه اینترنتی یا جایی که حضور شما سبب تأیید جمع مزبور است و آنان از صرف وجود شما چه فعال باشید و چه غیر فعال، سوء استفاده تبلیغاتی می کنند، وضع فرق می کند. در چنین مواردی، آن جمع را ترک کنید. چنان که آیه 68 سوره انعام[1] که در پاسخ سؤالات قبل به آن اشاره شد، ما را بدان سفارش می کرد و توضیحات لازم را پیش تر در این باره ارائه کردیم.

 



[1]  «وَ إِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمَّا یُنسِیَنَّكَ الشَّیْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» (الأنعام: ٦٨)

هرگاه کسانی را دیدی که آیات ما را استهزا می‌کنند، از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند! و اگر شیطان از یاد تو ببرد، هرگز پس از یاد آمدن، با این جمعیت ستمگر منشین!




طبقه بندی: هدایت، آتئیسم، اسلام،
برچسب ها: بی احترامی به اولیای الهی، ادبیات متفاوت، صداقت در گفتگو، تجاهل صادقانه،
دنبالک ها: حضور در جلسات و گروه های خداناباوران،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ دوشنبه 2 اسفند 1395 ] [ 11:58 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

سؤال:

آیا حضور کنجکاوانه در جلسات حضوری یا گروه های مجازی خداناباوران که با محوریت توهین و استهزاء اعتقادات دینی شکل گرفته اند، بدون هیچ گونه تأیید و همراهی با آنها، اشکال دارد؟


پاسخ:

برخی از افراد هستند که از سر کنجکاوی در این گونه گروه ها و جلسات باقی می مانند. دلایل موجهی را نیز برای خود دارند. مانند این که می خواهم بدانم اعتقادات این ها چیست یا می خواهم جواب شبهات و سؤالاتی را که مطرح می کنند، از اساتید بپرسم و اخبار جلسه را به افراد آگاه اطلاع بدهم و ... . هیچ یک از این دلیل ها برای حضور در چنین جلساتی، موجه نیست و خداوند ما را از این کار، هر دلیلی هم که داشته باشیم، نهی کرده است و در قرآن کریم می فرماید:

«وَ إِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمَّا یُنسِیَنَّكَ الشَّیْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» (الأنعام: ٦٨)
هرگاه کسانی را دیدی که آیات ما را استهزا می‌کنند، از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند! و اگر شیطان از یاد تو ببرد، هرگز پس از یاد آمدن، با این جمعیت ستمگر منشین!

دلیل مسأله هم روشن است. چون در این جلسات محور حضور، تمسخر و استهزاء است؛ نه حقیقت جویی و دست یافتن به جواب. تمسخر و استهزاء نیز ظلم است و حضور در چنین جلساتی مشارکت در ظلم محسوب می شود:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ ... وَ مَن لَّمْ یَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (الحجرات: ١1)
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از شما گروه دیگر را مسخره کنند؛ ... و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!
خداوند متعال در آیه دیگری می فرماید:
«وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْكُمْ فِی الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللَّهِ یُكْفَرُ بِهَا وَ یُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَ الْكَافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً» (النساء: ١٤٠)
و خداوند (این حکم را) در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می کنند، با آنها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند! وگرنه، شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند، منافقان و کافران را همگی در دوزخ جمع می کند.

این نازل ترین مرحله است که خداوند می فرماید جلسه و جمع کسانی که آیات خدا را مسخره می کنند، ترک کنید. خداوند به نحو اولی، خداباوران را از دوستی با این افراد نهی می کند. متأسفانه گاه شاهدیم که دختری مؤمن دل در گرو محبت پسری بی ایمان دارد یا بالعکس. از عاقبت این گونه دوستی ها و مهرورزی ها باید پرهیز کرد:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَكُمْ هُزُوًا وَ لَعِبًا مِّنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِیَاءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ» ﴿المائدة: ٥٧﴾
ای کسانی که ایمان آورده اید! افرادی که آیین شما را به باد استهزاء و بازی می‌گیرند -از اهل کتاب و مشرکان- ولیّ خود انتخاب نکنید و تقوای الهی پیشه کنید اگر ایمان دارید!
 
خداناباواران و آتئیست ها در گروه های اینترنتی خود در شبکه های اجتماعی،‌ تلاش می کنند تا افراد بیشتری ولو مخالف با عقاید خود را در جمعشان جذب کنند. سپس از آمار بالایی که به دست می آورند، برای جذب افراد جدید و بیشتر استفاده می کنند. به عنوان مثال در شبکه اجتماعی تلگرام وقتی یک آتئیست کانالی را تأسیس می کند که در آن موفق به جذب ده هزار عضو می شود، به واسطه این آمار تلاش می کند تا حقانیت خود را به نمایش بگذارد. بارها دیده شده که در جذب افراد جدید در تبلیغات خود می نویسند پربازدیدترین کانال و ... . این عبارات بر جذب افراد جدید تأثیر زیادی دارد. بر اساس گزارش های موثق، بسیاری از آتئیست ها با روش های نرم افزاری خاصی حتی کاربرانی جعلی را در کانال خود ایجاد می کنند تا مخاطب با دیدن تعداد بالای اعضای یک کانال یا گروه خداناباور، ناخودآگاه تحت تأثیر مطالب آن قرار گیرد. این مسأله تأثیر روانی زیادی بر مخاطبان دارد. برای دشمن در جنگ نرم، سیاهی لشکر، خود یک عامل موفقیت محسوب می شود و از آن بهره برداری می کند.
حضور ناموجه ما در چنین کانال ها، گروه ها و جلساتی، حتی اگر از سر کنجکاوی باشد، مسؤولیت سنگینی دارد. چرا که دشمن و جبهه خداستیز از حضور ما برای جذب دیگران استفاده می کند. یعنی در حقیقت، ما خود ندانسته به عامل تبلیغاتی آنان تبدیل شده ایم. حتی اگر یک نفر به همین دلیل جذب چنین کانال ها و گروه هایی شود، روز قیامت ما باید نزد خداوند متعال پاسخ گو باشیم. این غفلت بسیار بزرگی است که یک خداباور و دوست دار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و عاشق اهل بیت علیهم السلام ناخواسته کاری کند که به یک ابزار تبلیغی برای دشمنان خدا و پیامبر و اهل بیت علیهم السلام تبدیل شود.




طبقه بندی: هدایت، آتئیسم، اسلام،
برچسب ها: حضور در گروه های خداناباوران، تمسخر مقدسات، سیاهی لشکر دشمن، ترک جمع،
دنبالک ها: عکس العمل ما در برابر تمسخر مقدسات در جمع،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ شنبه 30 بهمن 1395 ] [ 12:10 ق.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

سؤال:

وقتی در جمعی قرار می گیریم که اهل تمسخر و استهزاء مقدسات هستند، چه عکس العملی نشان بدهیم؟


پاسخ:

همان طور که قبلاً اشاره شد، بسیاری از این افراد، تنها غافل هستند نه کافر. برخوردهای چکشی، فقط موجب دورتر شدن آنها از مسیر حق و نزدیک تر شدنشان به جبهه خداناباوران می شود. بسیار شده که جوانانی سؤال می پرسند وقتی در چنین جمعی که اهل تمسخر و استهزاء مقدسات هستند، قرار می گیریم چه کار کنیم؟ خداوند متعال در قرآن کریم ما را راهنمایی کرده است. می فرماید:

«وَ إِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمَّا یُنسِیَنَّكَ الشَّیْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» (الأنعام: ٦٨)

هرگاه کسانی را دیدی که آیات ما را استهزا می‌کنند، از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند! و اگر شیطان از یاد تو ببرد، هرگز پس از یاد آمدن، با این جمعیت ستمگر منشین!

بر اساس این آیه شریفه وقتی که در چنین جمعی قرار گرفتید، سعی کنید موضوع را عوض کنید. این کار نیز خیلی ساده است. معمولاً جوانان دوست دارند که از آنان تعریف و تمجید شود. فردی را در جمع انتخاب کنید و‌ از تخصص او تعریف کنید؛ به گونه ای که وی تحریک شود و در زمینه ای که تخصص دارد، به بیان اطلاعاتی بپردازد. معمولاً هم بهتر است کسی را انتخاب کنید که خوش بیان تر و بر جمع تأثیرگذارتر است. حتی اگر این فرد، عامل اصلی توهین به مقدسات و خداباوری باشد، با تغییر موضوع و معطوف کردن حواس او به مسأله ای دیگر، جلسه را به نفع خداباوری تغییر دهید. اگر قدرت این کار را دارید، نگذارید عده ای از روی غفلت از حدود خود خارج شوند و کاری کنند که خداوند از آنان سلب توفیق کرده و سرنوشت بدی پیدا کنند. لذا کمک به آنان در عوض کردن موضوع بحث، لطف و رحمتی است که سزاوار است آن را از دوستان غافل خود دریغ نکنید. در قالب یک مثال موضوع را بیشتر تبیین می کنیم:

مثلاً شما می توانید بگویید فلانی در زمینه موبایل رودست ندارد. حتی می توانید به طنز بگویید من در هیچ زمینه ای قبولش ندارم؛ ولی در زمینه موبایل، او را از همه بیشتر قبول دارم و شروع کنید به تعریف و تمجید کردن از او در همین راستا. بعد هم او را مخاطب قرار دهید و بگویید: من اگر بخواهم فلان گوشی موبایل را بخرم، توصیه شما چیست؟ یا برای فلان کار چه نرم افزار جدیدی را سراغ دارید و ... . سپس مدیریت تغییر محتوای جلسه را تا انتها، خودتان به طور نامحسوس بر عهده بگیرید.

حال اگر در چنین جلسه ای دیدید که نمی توانید در تغییر موضوع بحث تأثیر گذار باشید، جلسه را به نحوی که توضیح می دهیم ترک کنید:

برخی از افراد هیمنه و جاذبه شخصیتشان برای جمعی که در آن قرار دارند، به گونه ای است که اگر به نشانه اعتراض جلسه را ترک کنند، این باعث می شود که دیگران به خودشان آمده و متوجه اشتباهشان بشوند. اگر شما از این دسته از افراد هستید، حتماً همین اقدام را انجام دهید.

معمولاً توهین هایی که در این جلسات به مقدسات و خداباوری صورت می گیرد، توسط همه اعضای جلسه نیست. در غالب این جلسات یک یا دو نفر توهین و تمسخر می کنند و بقیه می خندند یا سکوت می کنند. در این حالت کاری که شما می کنید، این است که حساب آن یک یا دو نفر توهین کننده را از سایر اعضای جمع و گروه جدا کنید. به این صورت که شخصیت سایر اعضا را بالا ببرید و شخصیت و رفتار توهین کنندگان را به شدت تحقیر کنید. به گونه ای که سایر اعضای جمع بین خود و توهین کننده ها فاصله زیادی را احساس کنند و سپس به عنوان اعتراض به توهین کنندگان، به نمایندگی از کل جمع، جلسه یا گروه اینترنتی را ترک کنید. مثلاً فرض کنید در یک گروه تلگرامی در جمع دوستان عضو هستید. یکی از دوستان عضو در گروه، توهینی را به خداوند یا مقدسات انجام می دهد و شما می دانید که وجود شما و تذکر در گروه بر رفتار این فرد تأثیری ندارد. با نوشتن متنی حساب کل دوستان در گروه را از فرد توهین کننده و هتاک جدا می کنید. مثلاً می نویسید:

دوست عزیزم جناب آقای فلانی، داشتن سؤال یا شبهه نسبت به دین و اعتقادات اصلاً بد نیست. خیلی هم خوب است که انسان به دنبال جواب سؤالات خود باشد. اما این نحوه بیان توهین آمیز و زشتی که شما دارید درست نیست و همه دوستان به این رفتار شما اعتراض دارند. شما با بی ادبی خودتان، در حقیقت به همه اعضای گروه توهین کردید. ممکن است سایر دوستان واکنشی نشان ندهند، اما من نمی توانم رفتار شما را تحمل کنم. زیرا اگر روز قیامت خداوند از من سؤال بپرسد که چرا در برابر توهینی که فلان شخص به خداوند یا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یا ائمه علیهم السلام انجام داد، واکنشی نشان ندادی، جوابی ندارم که بدهم. بقیه دوستان شاید دلیلی داشته باشند؛ اما من نمی خواهم در برابر حضرت زهرا سلام الله علیها شرمنده شوم. با احترام به همه اعضا و مدیر محترم گروه، این جا را ترک می کنم.

  در حقیقت شما با نوشتن چنین متنی یا عباراتی شبیه به این و متناسب با فضایی که در آن قرار دارید، حتی در غیاب خودتان، سایر اعضای گروه را در تقابل با شخص هتاک قرار خواهید داد و فضا را برای هتاکی و توهین به مقدسات ناامن می کنید.

ممکن است بگویید شخصیت من به گونه ای است که حضور یا عدم حضورم در این جلسات تأثیری بر تغییر رفتار جمع ندارد. در این صورت از همان ابتدا سعی کنید در چنین جلساتی وارد نشوید و اگر هم اتفاقی در آن قرار گرفتید، باز هم طبق روشی که گفتیم عمل کنید. یعنی نکته ای اعتراض آمیز که سبب بیدار شدن وجدان خفته ولو یکی دو نفر از اعضای جلسه شود را پیدا کنید، آن را علنی کرده و با احتجاج به آن جلسه را ترک نمایید.

 




طبقه بندی: هدایت، آتئیسم، اسلام،
برچسب ها: تمسخر مقدسات، تغییر موضوع بحث، ترک جمع،
دنبالک ها: اثر معکوس در روش نادرست هدایت،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ سه شنبه 26 بهمن 1395 ] [ 04:41 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

سؤال:

آیا ممکن است انتخاب نادرست زمان یا موضوع گفتگو درباره خدا و دین، بر روی طرف مقابل، اثر عکس داشته باشد و باعث دلزدگی یا پرخاشگری او شود؟


پاسخ:

گاهی رفتار کسانی که در بحث و گفتگو درباره خدا و دین توهین و ناسزاگویی می کنند، به این دلیل است که ما گفتگو را در زمان مناسبی مطرح نکرده ایم. در واقع، ما علی رغم این که فرد مخاطب، هنوز آمادگی لازم را نداشته، بحث را به میان کشیده ایم. زیاد پیش می آید افراد مذهبی که می دانند فلان شخص با اعتقاد به خداوند متعال مشکل دارد یا نسبت به دین اسلام مخالفت هایی دارد، وقت و بی وقت تا اشخاص مزبور را می بینند، مباحث اعتقادی را به میان می کشند. در نهایت کار به جایی می رسد که آن شخص از کوره در می رود و با ناسزاگویی به مقدسات یا صحنه را ترک و یا اوقات جمع را تلخ می کند.

در این گونه موارد انگیزه ها متفاوت است. گاهی آن فرد مذهبی که چنین کاری کرده، از سر دلسوزی و با نیت خیرخواهانه عمل کرده تا بلکه فردی را هدایت کند و از نهایت کار نیز دلگیر و غمگین می شود. اما این روش اشتباه است. چرا که ناخودآگاه فرد را به موضع لجاجت افکنده است.
قرآن کریم می فرماید برخی از انسان ها هستند که از گفتگو و سخن درباره خداوند، ناراحت می شوند:
«وَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذَا ذُكِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ» (الزمر: 45)
هنگامی که خداوند به یگانگی یاد می‌‏شود، دل های کسانی که به آخرت ایمان ندارند، مشمئز (و متنفر) می‏‌گردد؛ اما هنگامی که از معبودهای دیگر یاد می‌‏شود، آنان خوشحال می‏‌شوند.
متقابلاً مؤمن نیز هر کجا سخن از خدا باشد، خوشحال می شود:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَ عَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَكَّلُونَ» (الأنفال: 2)
مؤمنان همان كسانى ‏اند كه چون خدا یاد شود، دل هایشان بترسد (از خوف و شوق بلرزد) و چون آیات او بر آنان خوانده شود، بر ایمانشان بیافزاید و بر پروردگار خود توكل مى‏ كنند.

حال برای گفتگو با فردی که آکنده از شبهات است و به هر دلیلی از خدا رویگردان شده است، نباید به گونه ای عمل کنیم که لجاجت وی را بیشتر برافروزیم و بیشتر او را از خداوند متعال و دین متنفر کنیم. بلکه باید با روشی درست، او را هدایت کنیم. گاهی فرد مؤمن بی توجه است و تصور می کند که چون خودش از کلام و گفتگو درباره خداوند خشنود می شود، لابد طرف مقابل هم همین گونه است. در حالی که آیه شریفه به ما هشدار می دهد که همه مثل مؤمنین نیستند. در این گونه موارد، همان گونه که امام علی علیه السلام فرموده اند.[1]، از دریچه اشتیاق و اقبال قلب ها وارد شوید. لذا درباره این گونه شخصیت ها و مخاطب ها،‌ لازم نیست از همان ابتدا مباحث اعتقادی را به میان بکشید تا با اشمئزاز و تنفر جلسه را ترک کنند و فاصله آنان با خداوند نیز بیشتر شود. می توانید درباره امور دیگری گفتگو کنید تا دریچه اشتیاق و ورود به قلب آن فرد را بیابید و سپس از همان دریچه با روشی دقیق و هدایتگرانه، خداوند را به وی معرفی کنید.
 اما گاهی آن فرد مذهبی که بحث را در مقابل این گونه خداناباوران ستیزه خو پیش کشیده، نیت خیرخواهانه ندارد. در این گونه موارد با خوشحالی می گوید: دیدید بالاخره کم آورد! او کافر شده و حقش بود و ... . در جلسات خانوادگی، بین اعضای خانواده مانند برادر و خواهر، پدر و فرزند و ... این نوع مجادلات زیاد در می گیرد. این گونه گفتگوها پر از نفسانیت است. این کار، بسیار نادرست و زشت است که ما بخواهیم برای این که به دیگران ثابت کنیم اطلاعات مذهبی بالایی داریم،‌ در گفتگوهای جمعی، یک قربانی برای خود پیدا کنیم و او را جلوی همه تحقیر نماییم. ما این شخص را تحقیر می کنیم و در خارج از جمع ما، دوستان خداناباور او را تکریم می کنند. لذا همین باعث می شود که او روز به روز از ما دورتر شده و به جمع آنان نزدیک تر گردد؛ تا حدی که بعد از مدتی واقعاً خود را از سنخ آنان خواهد دانست. لذا گفتگویی که برای هدایت نباشد و هدف از آن صرفاً مجادله و حس برتری جویی باشد، نه تنها ارزش معنوی ندارد، بلکه ممکن است از مصادیق مراء به حساب بیاید که عملی حرام است. اگر این رفتار ما سبب شود که فرد مزبور به طور کلی از دین و خداوند جدا شود، روز قیامت ما به دلیل رفتار خود مسؤولیتی بسیار سنگین خواهیم داشت.
 گاهی علت رفتار تند کسانی که نسبت به خداوند متعال شبهه دارند و در جبهه خداناباوری قرار می گیرند، این است که نسبت به نوع نگاه ما ناراحت اند. آنان دو دسته هستند. یک دسته افراد عنود و لجوج که در مورد این دسته نیز در آینده، نکاتی را خواهیم گفت. دسته دیگر، خداناباورانی هستند که دشمنی و لجاجت ندارند؛ بلکه خواسته اند با عقل و پژوهش به نتیجه برسند؛ اما مسیر را اشتباه رفته اند. بارها با چنین افرادی در دانشگاه های مختلف مواجه شده ایم. این شخص شنیده است که برای عقاید دینی باید تحقیق کرد؛ او هم بدون مشورت و اطلاعات لازم، تحقیق خود را از خواندن کتاب های کسانی همچون نیچه، راسل، کسروی و ... شروع کرده است. این شخص عناد ندارد؛ اما ذهنی آکنده از سؤال و ویروس های اعتقادی دارد. حال وقتی که سؤالات خود را می پرسد، از آن جا که تحت تأثیر ادبیات نویسندگانی بوده که آثارشان را خوانده است، فرد خداباوری که مخاطب وی قرار می گیرد، تصور می کند این فرد، کافری لاابالی و خداستیزی هدایت ناپذیر است. لذا با چنین زمینه ذهنی با او برخورد می کند. وقتی پای درد دل این گونه افراد می نشینیم، می بینیم از این موضوع ناراحت اند و می گویند: چرا همه تصور می کنند ما دشمن آن ها هستیم؛ به ما کافر می گویند؛ ما را نجس می دانند و ...؟! در حالی که ما فقط سؤال داریم.
بنا بر این، مسأله خیلی دقیق است. نباید به صرف مواجه شدن با چنین افرادی آنان را دشمن خدا تلقی کرد. بین یک کافر واقعی با کسی که در جبهه کفر نفس می کشد، باید تفاوت قائل شد. در این گونه موارد بهترین کمک به جبهه خداناباوران و آتئیست ها این است که افراد شبهه دار را از خود برانیم و بگوییم شما کافر شده اید. آتئیست ها نیز دقیقاً همین را می خواهند و به دنبال چنین افرادی می گردند تا آنان را جذب کنند. به جرأت می توان گفت بیش از نود درصد کسانی که به جبهه خداناباوری ملحق می شوند، به دلیل برخورد نادرست ما خداباوران بوده است. بیش از نود درصد کسانی هم که به جبهه خداباوری می پیوندند به دلیل برخورد و رفتار شایسته و درست خداباوران بوده است. تنها حدود ده درصد عامل این تغییر اعتقادی، پژوهش در باورها و اعتقادات، یا تمایل به لاابالی گری و فرار از محدودیت های شرعی و ... است.

گاهی جوانانی هستند که غافل و بی توجه اند. مثلاً در جمعی که گرد هم می آیند، با تعریف کردن جوک های زننده اعتقادی، به تمسخر و توهین به باورهای دینی و گاه خداوند متعال و یا مقدسات دینی می پردازند؛ کلیپ هایی در تمسخر نماز درست می کنند و ... . این گونه افراد واقعاً کافر نیستند. غافل اند. نباید با برخورد چکشی، آنان را در جبهه خداناباوری محسوب کرد. در پاسخ سؤالات بعد، به نوع مواجهه صحیح با این افراد، بیشتر خواهیم پرداخت.




[1]  «إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَهْوَةً وَ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَأْتُوهَا مِنْ قِبَلِ شَهْوَتِهَا وَ إِقْبَالِهَا فَإِنَّ الْقَلْبَ إِذَا أُكْرِهَ عَمِیَ» (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، حکمت 193)

دل ها را روى آوردن و پشت كردنى است. پس دل ها را آن گاه به كار وادارید كه خواهشى دارند و روى آوردنى. زیرا اگر دل را به اجبار به كارى وادارى كور مى گردد.

 




طبقه بندی: هدایت، آتئیسم، اسلام،
برچسب ها: زمان نامناسب، موضوع نا مناسب، اثر معکوس،
دنبالک ها: عکس العمل ما در برابر تمسخر مقدسات در جمع،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ شنبه 23 بهمن 1395 ] [ 11:59 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

سؤال:

بعضی از افراد، به سبب نارضایتی به حق یا ناحقی که از دستگاه های حکومتی و دولتی پیدا کرده اند، از دین رویگردان شده و نسبت به همه افراد مذهبی، برخوردهای نامناسبی را از خود بروز می دهند. شیوه صحیح تعامل با چنین افرادی چگونه است؟


پاسخ:

گاهی نارضایتی های برخی از افراد از عوامل و مسائل حکومتی سبب می شود تا از دین برگشته و با اشخاص مذهبی برخوردهای توهین آمیز داشته باشند. این افراد به دلیل ضربه روحی سختی که خورده اند، قدرت تحلیل لازم را ندارند و به دنبال آن می گردند تا آنچه را که سبب آزردگی آنان شده است، چکشی کنند و بر سر جایی و شخصی فرود بیاورند تا تشفی خاطر پیدا کنند. در این گونه موارد نیز باید توهین های فرد به شخص خودتان را تحمل کرده و با او همدردی کنید تا تخلیه شود و بعد از این که آرامش پیدا کرد، با بیان مناسب ابتدا برای او جا بیندازید اتفاقی که افتاده، ربطی به شما ندارد و اعتماد سازی کنید.
سپس در مرحله دوم اگر می توانید، راه حلی را پیدا کنید تا مشکل او حل شود. مثلاً اگر در مشکلی اداری گرفتار شده، اگر کسی از او رشوه ای گرفته، اگر بی عدالتی ای اتفاق افتاده و ...، و شما واقعاً کاری از دستتان بر می آید، به او وعده کمک بدهید (دقت کنید که وعده بیهوده کار را بدتر می کند. فقط اگر واقعاً می توانید، به او وعده کمک بدهید).
در مرحله سوم برای او با بیانی زیبا توضیح دهید که مسلمانی با اسلام فرق می کند. آن چه یک مسلمان انجام می دهد، گاهی خلاف دستور اسلام است. اسلام نیز نسبت به این رفتارهای خلاف، بی تفاوت نیست و فرد خاطی را هم در این دنیا و هم در آخرت، مجازات خواهد کرد. برای او مثال هایی را ذکر کنید که افرادی در حق خود شما اجحاف ها و ظلم های بدتری را مرتکب شده اند؛ اما شما آرامش خودتان را از دست نداده اید و به جای آن، به دنبال راه حل رفته اید. برای او توضیح دهید که بی اعتقادی به خدا و دین، نه تنها موجب آرامش نمی شود، بلکه کار را بدتر می کند. با بیانی معنوی و مثال هایی محسوس برایش توضیح دهید که اگر او به عنوان اعتراض به رفتار یک فرد،‌ به خداوند متعال بد و بی راه بگوید و اعتراض کند، تنها به خود آسیب رسانده است. مانند راننده ای که یک پلیس او را به دلیل رشوه ندادن، بی دلیل جریمه کند و او هم در مقابل، ماشین خود را به آتش بکشد! در این صورت، خود او ضرر می کند. این شخص به جای آتش زدن ماشینش و ناسزاگویی به سایر رانندگان، باید تلاش کند پلیس خاطی را به مراجع قضایی مربوطه معرفی نماید.





طبقه بندی: هدایت،
برچسب ها: نارضایتی از حکومت، رویگردانی از دین،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ چهارشنبه 20 بهمن 1395 ] [ 04:19 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
در این وبلاگ شما با آموزش‌هایی درباره این که چگونه یک مسلمان و شیعه شوید، آشنا خواهید شد. شما حتی اگر مسلمان و شیعه هستید و در این زمینه سوال یا نظراتی دارید، دیدگاه‌های خود را برای ما بنویسید تا در ثواب تکمیل کردن این آموزش‌ها شریک باشید. دست شما را برای هر گونه همکاری می‌فشاریم.
ای دی ارتباط با ما در تلگرام:
@Adyan_mazaheb
دوره های آموزشی و رایگان ما به صورت مجازی:
www.channel313.ir
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
شما چقدر با اسلام آشنا هستید؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب