چگونه مسلمان وشیعه شوم؟
آموزش گام به گام اسلام به زبان ساده برای غیر شیعیان

دانستنی‌های قبل از اسلام:





اعتقادات و باورهای یک مسلمان:

اسلام یعنی ایمان به خداوند مهربان، فرشتگان، کتاب های آسمانی، پیامبران و فرستادگان الهی مانند حضرت موسی علیهم‌السلام، ایمان به حضرت مسیح علیه السلام و نیز ایمان به روز قیامت و قضا و قدر. در این بخش باورها و اعتقادات اسلامی را برای شما شرح می‌دهیم:

  • اصول دین یا اصول ایمان به خدا چیست؟‌
  • ایمان به خدای یگانه(توحید)
  • ایمان به پیامبران الهی و کتب آسمانی آنان(نبوت)
  • ایمان به روز قیامت(معاد)
  • ایمان به عدالت خداوند(عدل)
  • ایمان به امامان و اوصیای الهی(امامت)
  • ایمان به فرشتگان
  • ایمان به قضا و قدر


اعمال و رفتارهای یک مسلمان:


وقتی شخصی اعتقادات اسلامی را آموخت و به آن‌ها ایمان آورد، نیمی از راه سعادت را پیموده است. بنا بر این در گام بعدی وی می‌تواند رسما مسلمان بودن خود را اعلام کند.
حال برای پیمودن نیمه دوم راه سعادت، شخص می‌تواند با عمل به کارهای نیک به مقصد برسد.
به طور کلی برای یک غیر مسلمان برای ورود عملی به اسلام،‌ در امور رفتاری، چهار گام وجود دارد: 1. آشنایی با نحوه ورود به اسلام،‌ 2. آشنایی با اصول عملی اسلام و عمل به آن‌ها،‌ 3. آشنایی با اصول اخلاقی اسلام، 4. آشنایی با آیین‌های اسلامی. از این چهار گام رفتاری،‌ گام اول و دوم از امور رفتاری واجب بوده و ترک آن‌ها حرام است. در این بخش گام‌های فوق را برای شما توضیح می‌دهیم: 


الف: ورود به اسلام:

در این بخش شما را با شرایط و نیز نحوه ورود به اسلام را برای شما توضیح می‌دهیم:



ب:‌ اصول عملی و فروعات:
 
در این بخش اصول عملی اسلام را به شما آموزش می‌دهیم. مانند این که چگونه نماز بخوانیم، روزه بگیریم، حج به جا بیاوریم و ... .




 
ج: اصول اخلاقی و فضایل:

در این بخش اصول اخلاقی و فضایل معنوی اسلام را به شما معرفی می‌کنیم.




د: آیین‌های اسلامی:

در این بخش آیین‌های اسلامی در موضوعات سیاسی و اجتماعی را به شما معرفی می‌کنیم. مانند آیین ازدواج، تولد، مرگ و ... .







دوره های رایگان آموزشی، ویژه انتخاب ایمان، شبهه شناسی و آشنایی مقایسه ای با ادیان




طبقه بندی: ورود به اسلام، بعد از اسلام، قبل از اسلام، اعتقادات یک مسلمان،
برچسب ها: شهادت، ایمان، قرآن، نماز، روزه، مسلمان، سهیل،
دنبالک ها: ورود به دوره رایگان راهنمای مقایسه ای ایمان، ورود به دوره مجازی و رایگان شبهه شناسی،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ یکشنبه 19 آذر 1391 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ شهاب ] [ نظرات ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سؤال:

آیا در گفتگو با اهل کتاب، تنها کافی است به عرضه تعالیم اسلام و دفاع از آنها اکتفا کنیم یا بهتر است از آموزه های دین طرف مقابل هم سخن بگوییم؟


پاسخ:

یکی از نکاتی که در مورد ادبیات و اصول گفتگوی موفق با عزیزان مسیحی، یهودی یا زرتشتی باید مورد توجه قرار گیرد، این است که مسائلی را که در دین ما و در مسیحیت (به عنوان مثال) وجود دارند، به صورت مقایسه ای عرضه کنیم و به سراغ موضوعات یک طرفه نرویم. بیان مقایسه ای موضوعات، به ما کمک زیادی در معرفی دینمان می کند. ما بنا نداریم اعتقادات خود را به کسی تحمیل کنیم. اسلام دین زور و شمشیر نیست که بخواهیم کسی را با تحمیل و اجبار، مسلمان کنیم. ما اندیشه ها و تعالیم خود را بیان می کنیم و انتخاب را به خود فرد واگذار می نماییم. این بیان باید به شیوه مقایسه ای باشد. در این مقایسه است که هنر ما مشخص می شود. هرچه این مقایسه، دقیق تر و جالب تر باشد، گفتگوی بهتر و مؤثرتری خواهیم داشت.

در ادامه به عنوان نمونه، سوژه ای برای این مقایسه بیان می شود:

بررسی جایگاه زن: سخن گفتن از جایگاه زن در اسلام، وقتی موفق تر خواهد بود که همزمان، جایگاه زن در مسیحیت را هم بیان کنیم. مثلاً خلقت زن از دنده چپ که در مسیحیت مطرح است، در روایات اسلامی رد می شود. امام صادق علیه السلام می فرمایند: «خداوند، منزه و بسیار بلند مرتبه تر از این (گونه نسبت ها) است. گوینده این سخن، (در حقیقت) می گوید خداوند تبارک و تعالی این توانایی را نداشت که برای آدم علیه السلام همسری غیر از دنده اش بیافریند ...[1]». بر اساس این روایت امام صادق علیه السلام دیدگاه خلقت زن از دنده چپ مرد و معتقدان به این موضوع را مورد توبیخ قرار می دهند. روایات دیگری هم در این زمینه داریم. البته روایاتی هم در زمره اسرائیلیات وجود دارند که خلاف این را می گویند. ولی از دیدگاه شیعه، این دسته از روایات، در برابر روایات صحیح، مانند آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شد، مورد پذیرش و اعتنا نیستند. اما در طرف مقابل، در کتاب مقدس، سفر پیدایش، فصل 2 خلقت زن از دنده چپ مرد[2] مطرح می شود. این یک تفاوت اعتقادی میان ما و مسیحیان است. مسلمانان اهل تسنن نیز با تأثیر پذیری از راویانی همچون شاگردان کعب الاحبار یهودی، همین دیدگاه توراتی را قبول کرده اند[3].

بنا بر این گفتگوی دینی با اهل کتاب، باید تنها بر اساس اسلام ناب انجام گیرد. بعد از بیان مطلب به صورت مقایسه ای، انتخاب با خود آن فرد اهل کتاب است و اوست که باید قضاوت کند کدام سخن درست است و همان را مبنای عمل قرار دهد.



[1]  رُوِیَ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْیَنَ أَنَّهُ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ خَلْقِ حَوَّاءَ وَ قِیلَ لَهُ إِنَّ أُنَاساً عِنْدَنَا یَقُولُونَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ حَوَّاءَ مِنْ ضِلْعِ آدَمَ الْأَیْسَرِ الْأَقْصَى فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ تَعَالَى عَنْ ذَلِکَ عُلُوّاً کَبِیراً أَ یَقُولُ مَنْ یَقُولُ هَذَا إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنَ الْقُدْرَةِ مَا یَخْلُقُ لآِدَمَ زَوْجَةً مِنْ غَیْرِ ضِلْعِهِ وَ یَجْعَلُ لِلْمُتَکَلِّمِ مِنْ أَهْلِ التَّشْنِیعِ سَبِیلًا إِلَى الْکَلَامِ أَنْ یَقُولَ إِنَّ آدَمَ کَانَ یَنْکِحُ بَعْضُهُ بَعْضاً إِذَا کَانَتْ مِنْ ضِلْعِهِ مَا لِهَؤُلَاءِ حَکَمَ اللَّهُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُم‏ ... . (من لا یحضره الفقیه، ج3، ص247؛ بحار الانوار، ج11، ص221؛ وسائل الشیعه، ج20، ص352.)

[2]  پیدایش 2: 22-21.

[3]  تفسیر جامع البیان، ج1، ص182؛ تفسیر الدر المنثور، ج2، ص116.




طبقه بندی: هدایت، زرتشت، یهودیت، مسیحیت، اسلام،
برچسب ها: گفتگو با اهل کتاب، عرضه مقایسه ای، اسلام ناب،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ یکشنبه 3 بهمن 1395 ] [ 12:06 ق.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

سوال:

گفتگو بر اساس موضوعات مشترک که قرآن کریم آن را مطرح کرده، به چه معناست؟ اگر قرار باشد فقط موضوعات مشترک را بگوییم، پس این گفتگو چه فایده ای دارد؟! ما هر دو به موضوعات مشترک معتقدیم. مهم آن است که او اعتقادات ما را بپذیرد. لطفاً در این باره توضیح دهید.


گفتگو با اهل کتاب بر اساس «کَلِمَةٍ سِواء» (بخش اول)

 

ادامه پاسخ:

اکنون این سوال مطرح می شود که بالاخره آیا ما بحث های اختلافی را بگوییم یا نه؟ حقیقت این است که،  «کلمةٍ سواء» بیانگر مبانی مشترک است. به عنوان مثال، شما می خواهید با یک عزیز مسیحی درباره عصمت پیامبران گفتگو کنید و از دریچه عقل وارد موضوع می شوید؛ در حالی که آن عزیز مسیحی از دریچه نقل به مسأله نگاه می کند. لذا به نتیجه نمی رسید. او می گوید در کتاب مقدس آیاتی وجود دارد که من بر اساس آنها می فهمم که یک پیامبر لازم نیست معصوم باشد. شما در مقابل، می گویید دلیل عقلی بر عصمت انبیاء وجود دارد. او می گوید من اصلاً عقل را قبول ندارم؛ من عقاید خود را تنها  بر اساس ایمان بنا می کنم... اگر تا صد سال هم به این شیوه گفتگو کنید، نتیجه بخش نخواهد بود؛ چون اصلاً مبنای شما با هم متفاوت است؛ حتی اگر بحث در مورد مشترکات باشد. مثلاً شما می گویید ما به دلیل عقلی، حضرت مسیح علیه السلام را قبول داریم. او می گوید من اصلاً این دلیل شما را نمی پذیرم. من به دلیل نقلی یا بر اساس ایمان، ایشان را قبول دارم. در این حالت، مفاهمه و گفتگو به درستی اتفاق نمی افتد.

بنا بر این، «کلمة سواء» علاوه بر معنای نخست، یعنی «موضوعات مشترک»، این مفهوم را هم در ضمن خود دارد که شما ابتدا باید تکلیفتان را در «مبانی مشترک» روشن کنید. یعنی شما در ابتدای صحبت با یک شخص مسیحی، می گویید دوست عزیز مسیحی من، بیا اول مشخص کنیم که گفتگوی ما قرار است بر چه مبنایی باشد. آیا شما عقل را قبول داری؟ او می گوید: نه، من عقل را قبول ندارم. شما می گویید: خب پس ما در این گفتگو، عقل را کنار می گذاریم. نقل و گزارش کلام الهی را چه طور؟ آن را قبول داری؟ می گوید: بله. شما می پرسید: آیا قرآن را هم به عنوان کلام الهی قبول داری؟ می گوید: نه، من فقط کتاب مقدس را قبول دارم. می گویید: پس ما گفتگوی مشترکمان را می گذاریم بر پایه کتاب مقدس. خب حالا بسم الله! یک موضوعی وجود دارد به نام توحید و تثلیث. بیا بر اساس کتاب مقدس، در موضوع تثلیث گفتگو کنیم.

این جا دیگر لازم نیست شما استدلال عقلی بیاورید. بلکه می گویید: بر اساس خود کتاب مقدس، توحید اثبات می شود. کتاب مقدس می گوید: «من یَهُوَه باشم و غیر از من خدایی نِی (نیست)[1]» این عبارت دال بر توحید است. حالا شما یک آیه تثلیث بیاور.

عزیز مسیحی می گوید: حضرت مسیح علیه السلام به حواریون می فرمایند: «بروید به نام پدر، پسر و روح القدس، امت ها را شایق سازید». شما جواب می دهید: این که به معنای تثلیث نیست! صرفاً سه اسم را کنار هم آورده است. مثل این که من بگویم: «بروید به نام امیرالمؤمنین علیه السلام، به نام امام حسین علیه السلام و به نام حضرت زهرا سلام الله علیها مردم را هدایت کنید». خب آیا معنای سخن من این است که این سه شخصیت بزرگ، یکی هستند و در عین حال، هر سه خدا هستند؟! خیر، این سه اسم تنها کنار هم آمده اند و چنین چیزی دال بر خدایی آنها نیست.

در این جا گفتگوی شما بر اساس نقل است؛ اگرچه که در مباحث اختلافی هم باشد. به این شکل، گفتگو چه در مشترکات باشد و چه در مسائل اختلافی، بهتر اتفاق می افتد و آن عزیز مسیحی اشکال ذهنی و فکری خودش را متوجه می شود.

چرا ما این برداشت را از «کلمة سواء» می کنیم و آن را به معنی «مبنای مشترک» تلقی می نماییم؟ چون خود قرآن کریم با همین روش گفتگو می کند. مثلاً می فرماید: «لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَة...[2]» (ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺧﺪﺍ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ [ﺍﻳﻦ] ﺳﻪ ﺗﺎﺳﺖ [ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ، ﺭﻭﺡ القدس] ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪﻧﺪ...). چرا خداوند بحث تثلیث را به این شکل مطرح می فرماید؟! چرا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در گفتگو با مسیحیان، مسائل اختلافی را مطرح می کنند؟ آیا قرآن کریم نمی توانست فقط از مسائل مشترک سخن بگوید؟ مثلاً فقط از حضرت مریم سلام الله علیها و حضرت مسیح علیه السلام صحبت کند و در مورد آنها هم تنها مباحث مشترک را بیان نماید؟ قرآن کریم می توانست هیچ اشاره ای به تثلیث نکند؛ می توانست از آمدن مسیحیان برای مباهله سخنی نگوید. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با مسیحیان نجران در مورد مسائل اختلافی صحبت می کنند. امام رضا علیه السلام با مسیحیان و یهودیان مناظره می کنند و مباحث اختلافی را مطرح می فرمایند.

اما امام رضا علیه السلام با مبانی مشترک وارد می شوند. یعنی بحث را با دلیل عقلی عرضه نمی کنند. بلکه با مبنای نقلی، این گفتگو را پی می گیرند. ایشان به جاثلیق می فرمایند شما که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را قبول ندارید، در کتاب مقدس خودتان بشارت به ایشان آمده است. بحث «فارقلیط» و بشارت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را مطرح می کنند[3]. این بشارتی که امام رضا علیه السلام در گفتگو با یک عزیز مسیحی بیان می فرمایند، موضوعی اختلافی است. اما چرا ایشان آن را مطرح می کنند؟ چون بر اساس یک مبنای مشترک است. آن حضرت، در همان مجلس، در گفتگو با رأس الجالوت که یک عالم یهودی است نیز می فرمایند: آیا می دانی که حضرت موسی علیه السلام به بنی اسرائیل فرمودند: به زودی از میان برادرانتان (برادران بنی اسرائیل)، پیامبری به سوی شما می آید؛ پس او را تصدیق کنید و سخنش را بشنوید[4]؟

ببینید امام رضا علیه السلام در بحث با یک یهودی یا مسیحی، از آیاتی که به عنوان کلام الهی مورد پذیرش آنهاست، دلیل می آورند. یعنی از مقبولات طرف مقابلشان و مبانی مورد پذیرش او استفاده می کنند؛ ولو در مباحث اختلافی. یکی از کارهایی که ما می خواهیم در رابطه با یک عزیز مسیحی، یهودی یا زرتشتی انجام دهیم، همین است که با این روش جلو برویم. یعنی ابتدا مبنای گفتگو را روشن کنیم. به عنوان مثال، می گوییم: آیا اوستا را قبول داری؟ من بر اساس اوستا جلو می روم؛ انجیل (متی، لوقا، مَرقُس، یوحنا) را قبول داری؟ بر اساس همین ها ادامه می دهیم. ما مسلمان ها اصلاً پولس را قبول نداریم. ولی به آن عزیز مسیحی که همه مبانی فکری اش بر اساس اندیشه های پولس است، می گوییم: پولس را قبول داری؟ خب ببین پولس خودش در مورد حجاب صحبت کرده و آن را تایید می نماید[5]. به همین ترتیب، در مباحث دیگری هم می توانیم بر اساس اندیشه های پولس با او گفتگو کنیم. مثلاً به کسی که حجاب را قبول ندارد یا کسی که با سبک جدیدی که «پِنتیکاست ها» انجام می دهند، از تکلم به زبان ها استفاده می کند، می گوییم ببینید نظر پولس مخالف اندیشه شماست. ما استدلالش را از کتاب مقدس برایتان ذکر می کنیم[6]. این نوع استدلال، بر اساس اندیشه های خود آن عزیزی است که طرف بحث ما قرار گرفته است.

اما حالا فرض کنید ما بخواهیم تثلیث را بر اساس قرآن کریم یا روایات اسلامی رد کنیم! او می گوید: من اصلاً قرآن و روایات شما را قبول ندارم. من مسیحی ام! حق هم دارد. اگر قرآن ما را قبول داشت که مسیحی نبود. لذا این کار صحیح نیست که ما با مبنای خودمان حرفمان را بزنیم و او هم با مبنای خودش. من به زبان فرانسه گفتگو کنم و او به زبان فارسی! به این شیوه اصلاً گفتگو اتفاق نمی افتد. او ادبیات و فرهنگ دیگری دارد. من اگر بخواهم، او حرفم را در گفتگوی ادیان درک کند، باید به این نکته توجه کنم که «همدلی از هم زبانی بهتر است». اول باید درک اتفاق بیفتد و سپس انتخاب محتوا و چینش و عرضه مطالب صورت بگیرد. آن درک این گونه اتفاق می افتد که ببینیم او در چه فضایی و بر اساس چه مبنایی دارد صحبت می کند و همان مبنا را مورد استفاده قرار دهیم.

پس جمع بندی بحث این است که قرآن کریم می فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَكُم ...» بیاییم و بر اساس «کلمةٍ سواء» گفتگو کنیم. این کلمة سواء در درجه اول، به معنی مبنای مشترک است و در مرحله بعد، محتوای مشترک را هم در بر می گیرد. البته باید توجه داشته باشید که مطرح کردن مباحث اختلافی، در همه جا لازم نیست. مثلاً شما می خواهید در همایشی صحبت کنید که همه شرکت کنندگان آن مسیحی هستند. در چنین موقعیتی لزومی ندارد بحث های اختلافی را که سبب رنجیده خاطر شدن آنها می شود، پیش بکشید. باید هدف گفتگو مشخص شود. یک جا گفتگوها دین شناسانه است؛ در جای دیگر، تنها بر اساس دیپلماسی دینی است. ما باید با دیپلماسی دینی هم آشنا باشیم. در دیپلماسی دینی، مانند دیپلماسی سیاسی و دیپلماسی اجتماعی لازم است اصولی رعایت شود. به عنوان مثال، در دیپلماسی اجتماعی، افراد یهودی، مسیحی، زرتشتی یا ... می خواهد نوع لباس خود را معرفی کند و برای این منظور، نمایشگاهی را برگزار می کنند. این جا اختلاف و هدایت و مباحثی از این دست مطرح نیست. در دیپلماسی سیاسی هم هدف، شکل گیری ارتباطات سیاسی است و معمولاً صحبت ها بر اساس مشترکات انجام می شود. دیپلماسی دینی هم همین طور است.

 اما جایی که گفتگوی شما، گفتگوی دین شناسانه است، مثلاً در یک جلسه پاسخ به شبهات یا در نشستی که شما قرار است در آن دین اسلام را معرفی کنید تا مورد بررسی علمی افراد قرار گیرد، شما باید مبانی اسلام را بیان کنید؛ عقل و نقل را تبیین نمایید؛ محتوای اندیشه های خود را بر اساس عقل و نقل مشخص کنید و ضمناً در بعضی موضوعات، اشاره کنید که در کتاب شما هم همین اندیشه مطرح شده است.

 



[1]  اشعیا 44: 6، 8؛ اشعیا 45: 5، 21.

[2]  لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ ثَالِثُ ثَلَاثَةٍ وَمَا مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ یَنتَهُوا عَمَّا یَقُولُونَ لَیَمَسَّنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (مائده، 73)

ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺧﺪﺍ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ [ﺍﻳﻦ] ﺳﻪ ﺗﺎﺳﺖ [ﭘﺪﺭ ، ﭘﺴﺮ ، ﺭﻭﺡ] ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﻜﻪ ﻫﻴﭻ ﻣﻌﺒﻮﺩﻯ ﺟﺰ ﺧﺪﺍﻯ ﻳﻜﺘﺎ ﻧﻴﺴﺖ. ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰ  ﮔﻮﻳﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﻧﺎﻳﺴﺘﻨﺪ، ﻗﻄﻌﺎَ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ [ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﭼﻨﻴﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﻯ] ﻛﺎﻓﺮ ﺷﺪﻧﺪ، ﻋﺬﺍﺑﻰ ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﻴﺪ.

[3]  بحارالانوار، ج 10، ص‏306-305؛ الاحتجاج، ج2، ص411؛ عیون اخبار الرضا، ج1، ص162.

[4]  بحارالانوار، ج 10، ص‏307؛ الاحتجاج، ج2، ص414؛ عیون اخبار الرضا، ج1، ص164.

[5] . اول تیموتائوس 2: 9.

[6] . اول قرنتیان 14.




طبقه بندی: هدایت،
برچسب ها: کَلِمَةٍ سِواء، مبانی مشترک، موضوعات مشترک، گفتگو با اهل کتاب،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ چهارشنبه 29 دی 1395 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

بسم الله الرحمن الرحیم

سوال:

گفتگو بر اساس موضوعات مشترک که قرآن کریم آن را مطرح کرده، به چه معناست؟ اگر قرار باشد فقط موضوعات مشترک را بگوییم، پس این گفتگو چه فایده ای دارد؟! ما هر دو به موضوعات مشترک معتقدیم. مهم آن است که او اعتقادات ما را بپذیرد. لطفاً در این باره توضیح دهید.

پاسخ:

در گفتگویی که بین ما به عنوان یک مسلمان با یک عزیز مسیحی صورت می گیرد تا بدون هیچ فریبی ادیان یکدیگر را بشناسیم، برای موفق بودن این گفتگو، لازم است از روشی که خداوند در قرآن کریم فرموده است، استفاده کنیم. قرآن کریم می فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَكُم ...[1]»

اهل کتاب شامل یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان (طبق نظر بعضی از مراجع تقلید) می شود. بنا بر این به دستور قرآن، ما باید با این افراد بر اساس «کلمة سواء» گفتگو کنیم. کلمه سواء در بیان بسیاری از مفسرین و کسانی که در این زمینه مطالعه کرده اند، این است که بیایید و مطالب مشترک را بیان کنید. این کار خوبی است و از ظاهر آیه هم می توان این استفاده را کرد.

«کلمةٍ سَواء» معنای دومی نیز دارد که تاکید ما بر استفاده از همین معنای دوم است: بر این اساس «کلمةٍ سواء» در نظر مشهور مفسرین این است که به عنوان مثال، شما در گفتگو با یک شخص مسیحی، در مورد حضرت مریم سلام الله علیها صحبت کنید و بگویید که حضرت مریم سلام الله علیها شخصیتی گرامی است که هم در اسلام از ایشان سخن گفته شده و هم در مسیحیت. قرآن کریم می فرماید «... یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ[2]» (خداوند تو را انتخاب کرده؛ پاک نموده و بر زنان عالم برتری بخشیده است.) و در سوره آل عمران و سوره مریم تعابیر بسیار زیبایی از قول حضرت مسیح علیه السلام نسبت به مادر بزرگوار و عزیزشان بیان شده است.

کتاب مقدس، آیات بسیار محدودی در مورد حضرت مریم سلام الله علیها در موضوع تولد مسیح علیه السلام، رابطه ایشان با فرزندشان و نامزدی آن حضرت سلام الله علیها با یوسف نجار دارد که یکی دو تای آنها را هم اگر نمی داشت، بهتر بود. مثلاً می گوید حضرت مریم سلام الله علیها با حضرت مسیح علیه السلام کار داشتند. به خانه ای که ایشان در آن بودند، می روند و در می زنند. به حضرت مسیح علیه السلام گفته می شود که مادرتان با شما کار دارند. ایشان با تعبیر زننده ای می گویند: «ای زن! مرا با تو چه کار؟![3]» یعنی حتی این بانوی بزرگوار را شایسته نمی دانند که به نام مادر خطاب کنند! و تعابیری از این دست، باز هم در کتاب مقدس وجود دارد. تا جایی که «مریم مَجدلیه» که یک بانوی روسپی بوده و بعداً توبه می کند، در کتاب مقدس بیشتر از حضرت مریم سلام الله علیها رنگ و جلوه دارد. اما در قرآن کریم این طور نیست. در آیات متعددی از سوره مبارکه مریم و تعداد دیگری از سُوَر قرآن، از ایشان با تعابیر بسیار زیبایی یاد می شود.

بنا بر این، گفته می شود که ما بیاییم و مشترکاتمان را بیان کنیم. مثلاً بگوییم: ما هم حضرت مریم سلام الله علیها را قبول داریم و جایگاه والایی را برای ایشان قائل هستیم. آیاتی از قرآن کریم را هم برای آنها تلاوت کنیم. مانند همان کاری که نماینده پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در حبشه و در نزد نجاشی انجام داد. جناب جعفر در آن جا آیات سوره مریم را خواند و این کار، بر آن پادشاه تأثیر داشت.

یا مثلاً باورمان به خود حضرت مسیح علیه السلام را با بهترین بیانات، معرفی کنیم و بگوییم ما هم به حضرت مسیح علیه السلام اعتقاد داریم و ایشان را معصوم از خطا می دانیم و نکاتی را در این رابطه بیان نماییم. یا به اصل تورات و انجیل بپردازیم. درست است که در این زمینه اختلافاتی وجود دارد و ما تورات و انجیل کنونی را به طور صد در صد نمی پذیریم (بخشی از آنها را می پذیریم و بخشی را قبول نمی کنیم)؛ ولی باور به اصل کتاب های آسمانی و ایمان به انبیاء گذشته، از ارکان اعتقادی ما هستند. این ها مشترکاتی است که می شود بر اساس آنها گفتگو کرد. موارد بیشتری هم وجود دارد. اخلاقیاتی که در کتاب مقدس آمده و در اسلام هم هست. مثلاً: قتل مکن؛ دروغ نگو؛ زنا مکن و همچنین سفارش به محبت، معجزات حضرت مسیح علیه السلام و داستان های انبیائی را که در کتاب مقدس و اسلام مشترک است، می توانیم بیان کنیم.

پس برداشت نخستی که از «کلمةٍ سواء» عرضه می شود، این است که ما ابتدا موضوعات مشترک را به خوبی بشناسیم. (خود این هم هنری است و تخصص می خواهد. باید موضوعات مختلف را مطالعه کنیم و ببینیم نظر اسلام واقعاً چیست تا دچار انحراف نشویم؛ سپس نظر مسیحیت را هم بدانیم و مشترکات را بیان کنیم. برای تبیین این که گفته شد دچار انحراف نشویم، به این مثال توجه کنید: ما قائل هستیم به این که همه پیامبران، معصوم از خطا هستند. حال وقتی می خواهیم مشترکات را بیان کنیم و به سراغ داستان پیامبرانی همچون حضرت سلیمان علیه السلام، حضرت داوود علیه السلام، حضرت موسی علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام می رویم، نباید آن مطالبی را که انحرافی است، بیان کنیم. مثلاً در کتاب مقدس آمده است که حضرت داوود علیه السلام مرتکب عمل نامشروع زنا شدند![4] ولی ما به چنین موضوعی معتقد نیستیم. البته روایاتی در منابع اسلامی تحت عنوان اسرائیلیان وجود دارد. به عنوان مثال، از منابع اهل سنت، در صحیح بخاری، صحیح مسلم و ... مطالبی وجود دارد که عصمت انبیاء را زیر سؤال می برد. بسیاری از عزیزان اهل سنت هم این ها را می پذیرند و قائل به عصمت انبیاء نیستند. منظور ما از مشترکات، این گونه مطالب نیست. زیرا در منابع شیعی، مسأله متفاوت است و این روایات مورد قبول ما نیستند. پس باید مشترکات صحیح را بر اساس اسلام ناب بیان کنیم.

تعبیر دومی که در مورد «کلمةٍ سواء» و بحث کردن بر اساس کلام مشترک، قابل برداشت بوده و صحیح تر نیز به نظر می رسد، مقداری با تفسیر اول متفاوت است. اگر شما فقط مشترکات را بیان کنید، اشکالی به وجود می آید و آن اشکال این است که شخص مسیحی از کجا بداند که شما در زمینه های اختلافی، چه اعتقادی دارید تا بتواند متوجه اشتباه خودش بشود و دین شما را به درستی بشناسد؟! وقتی شما فقط مشترکات را بیان کنید و مثلاً بگویید که ما هم به داستان حضرت داوود علیه السلام اعتقاد داریم، او از کجا بفهمد که شما حضرت داوود علیه السلام را معصوم از خطا می دانید و داستان زنایی را که (العیاذ بالله) به این پیامبر الهی نسبت داده شده، قبول ندارید؟

اکنون این سوال مطرح می شود که بالاخره آیا ما بحث های اختلافی را بگوییم یا نه؟


ادامه پاسخ:

گفتگو با اهل کتاب بر اساس «کَلِمَةٍ سِواء» (بخش دوم)



[1]  قُلْ یَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران، 64)

ﺑﮕﻮ : ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﻛﺘﺎﺏ! ﺑﻴﺎﻳﻴﺪ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺳﺨﻨﻰ ﻛﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺎ ﻭ ﺷﻤﺎ ﻳﻜﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ [ﻭ ﻫﻤﻪ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﺎﻯ ﺁﺳﻤﺎﻧﻰ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺑﻠﺎﻍ ﻛﺮﺩﻧﺪ] ﻛﻪ ﺟﺰ ﺧﺪﺍﻯ ﻳﮕﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﻴﻢ، ﻭ ﭼﻴﺰﻯ ﺭﺍ ﺷﺮﻳﻚ ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﻫﻴﻢ، ﻭ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻌﻀﻰ ﺭﺍ ﺍﺭﺑﺎﺑﺎﻧﻰ ﺑﻪ ﺟﺎﻯ ﺧﺪﺍ ﻧﮕﻴﺮﺩ. ﭘﺲ ﺍﮔﺮ [ﺍﺯ ﺩﻋﻮﺗﺖ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﻘﺎﻳﻖ] ﺭﻭﻯ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻧﺪ [ﺗﻮ ﻭ ﭘﻴﺮﻭﺍﻧﺖ] ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ : ﮔﻮﺍﻩ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﺎ [ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺣﻜﺎم ﺍﻭ] ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻫﺴﺘﻴﻢ.

[2]  وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ (آل عمران، 42)

ﻭ [ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ] ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﻯ ﻣﺮﻳﻢ! ﻗﻄﻌﺎً ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ ﻭ [ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺁﻟﻮﺩﮔﻰ ﻫﺎﻯ ﻇﺎﻫﺮﻯ ﻭ ﺑﺎﻃﻨﻰ] ﭘﺎﻙ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﺑﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﺑﺮﺗﺮﻯ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

[3] یوحنا 2: 4.                                                                                                     

[4]  دوم سموئیل 11.




طبقه بندی: هدایت،
برچسب ها: کَلِمَةٍ سِواء، موضوعات مشترک، گفتگو با اهل کتاب،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ جمعه 24 دی 1395 ] [ 03:02 ق.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال:
بهترین روش گفتگو با مسیحیان چیست؟ آیا لازم است نسبت به دیدگاه های خود پافشاری داشته باشیم تا حدی که شخص مجبور شود دیدگاه ما را بپذیرد؟

پاسخ:
خیر. چنین پافشاری ای لازم نیست. در گفتگوی ادیانی با عزیزان مسیحی، قرآن کریم روشی را معرفی می کند که این روش نیاز به تبیین دارد. قرآن می فرماید «وَ جَادِلهُم بِالَّتِی هِیَ أَحسَن1
» گفتگوی خود را بر بهترین روش و اسلوب بنا کن. با سخنان حکمت آمیز، موعظه و استدلال های خوب این کار را انجام بده. ما با عزیزان مسیحی دعوا نداریم و قرار نیست کسی را به خاطر اعتقادش سرزنش کنیم. کافی است اسلام خودمان را به او معرفی کنیم. بعد از آن دیگر خودش می داند و خدایش. با عقل و وجدان خودش قضاوت می کند؛ یا سخن ما را می پذیرد و یا نمی پذیرد. مِراء نباید اتفاق بیفتد. مراء یک عمل حرام است و به این معناست که بعد از آن که من سخنی را گفتم و او هم حرف خود را زد، بدون افزودن هیچ مطلب جدیدی، مدام سخن خود را تکرار و بر آن اصرار کنیم.
شما یک بار مطلبتان را همراه با استدلال بیان کنید؛ بعد از آن اگر همچنان شبهه ای در ذهن طرف مقابل وجود داشت، آن را هم جواب بدهید؛ اگر او پاسخی داد و شما هم جوابی برای آن حرف داشتید، بیان کنید؛ اما وقتی که مطالب علمی بحث تمام شد، دیگر با هم جدال غیر احسن و مراء نکنید. دیده اید که بچه های کوچک وقتی با هم دعوا می کنند، مثلاً یکی می گوید اسباب بازی من را بده؛ آن یکی: نمی دهم؛ بده؛ نمی دهم؛ ... و این جملات را چندین بار تکرار می کنند. گاهی اوقات گفتگوهای ما به این شکل است. این روش نادرستی است و ضمناً در دین ما هم از آن نهی شده است. نه فقط در گفتگو با یک مسیحی، بلکه در صحبت های عادی هم این عمل حرام است. بیانتان را بگویید؛ دیگر طرف مقابل اگر خواست، می پذیرد و اگر نخواست، نمی پذیرد. خودش می داند و خدای خودش. شما حجت را بر آن فرد تمام کنید و تصمیم گیری را به او بسپارید.


--------------------------------------------------

1- ادْعُ إِلَىٰ سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ (نحل، 125)
با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت‌یافتگان داناتر است.




طبقه بندی: هدایت، مسیحیت،
برچسب ها: جدال احسن، مراء،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ جمعه 10 دی 1395 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]
بسم الله الرحمن الرحیم

سوال:
گفتگو برای هدایت یهودیان بهتر است یا مسیحیان؟ با توجه به این که یهودیان در سراسر دنیا نفوذ و تأثیر بسیاری دارند، آیا بهتر نیست به جای مسیحیان، بیشتر برای هدایت یهودیان سرمایه گذاری کنیم؟

پاسخ:
خیر. بر خلاف یهودیان، گفتگو با عزیزان مسیحی، معمولاً یک گفتگوی موفق است. هم تجربیات کسانی که در این زمینه گام برداشته اند، این مطلب را ثابت کرده و هم قرآن کریم به این موضوع اشاره می کند و می فرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ ...1» (ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺳﺮﺳﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﻴﻨﻪ ﻭ ﺩﺷﻤﻨﻰ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣؤﻣﻨﺎﻥ، ﻳﻬﻮﺩﻳﺎﻥ ﻭ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻰ ﻳﺎﻓﺖ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺗﺮﻳﻨﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻭﺳﺘﻰ ﺑﺎ ﻣؤﻣﻨﺎﻥ، ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻣﻰ ﻳﺎﺑﻰ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻣﺎ ﻧﺼﺮﺍﻧﻰ ﻫﺴﺘﻴﻢ.)
در گفتگو میان ادیان، مسیحیان قرابت بیشتری با مسلمانان دارند. دلیل این امر هم در انتهای آیه بیان شده است: در میان مسیحیان، کشیشان و راهبانی هستند و «أَنَّهُمْ لَا یَسْتَكْبِرُون». آن تکبری که در بین عزیزان یهودی وجود دارد، در عزیزان مسیحی دیده نمی شود. معنای این تکبر چیست؟ بنده آن را به نژادپرستی معنا می کنم. آن نگاهی را که یهودیان دارند که شما باید از نژاد بنی اسرائیل باشید تا در این دین پذیرفته شوید، در اکثر مسیحیان وجود ندارد. وقتی که دین انسان به سمت یک نژاد خاص رفت، گفتگوی بین ادیانی او دچار اختلال می گردد و این ارتباط برقرار نمی شود. کسی که خودش را از نژاد برتر می داند و معتقد است که فقط باید از این نژاد باشید تا رستگار شوید و نجات آخرالزمانی را دریافت کنید، دچار تکبر می گردد و این حالت سبب می شود که ارتباط گفتگوی بین ادیانی او به خوبی شکل نگیرد.
به همین ترتیب، اگر یک شخص مسیحی هم صهیونیست باشد، یعنی نگاه نژاد پرستانه داشته باشد و تلاش کند برای این که نژاد بنی اسرائیل بر دنیا حاکم شود، آن مسیحی هم در زمره یهودیانی قرار می گیرد که «أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا» هستند. یعنی او هم در دایره این تکبر قرار می گیرد؛ چون نگاهش نگاه نژادی است. اما مسیحیانی که چنین نگاهی ندارند، کسانی هستند که قرآن کریم با وصف «أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا» از آنها یاد می کند.
پس ما در ابتدای گفتگو باید ببینیم آن عزیز مسیحی که داریم با او صحبت می کنیم، یک مسیحی صهیونیست است یا یکی از عزیزان مسیحی با هر یک از مذاهب کاتولیک، ارتدکس یا حتی پروتستان است که نگاه صهیونیستی و نژادپرستانه ندارد. با این افراد به راحتی می توان گفتگو کرد و ارتباط برقرار نمود. در این ارتباط، حداقل اتفاقی که می افتد، این است که اگر ما موفق نشویم او را به سمت اسلام راهنمایی کنیم، دست کم بسیاری از شبهات او رفع می شود و خیلی از تهمت هایی که نسبت به اسلام در ذهن او جا گرفته بود، برطرف می گردد.
بالاخره دشمنان، دروغ های زیادی را به اسلام نسبت می دهند. به عنوان مثال، می گویند مسلمانان در قرآنشان به حضرت مریم (س) توهین کرده اند. یا این که اسلام را معادل داعش و سر بریدن و امثال این کارها معرفی می کنند. از این دست سخنان نادرست، مرتب از سوی دشمن مطرح می شود و خیلی ها هم آن را باور می کنند. اما وقتی ما اسلام ناب را معرفی کنیم، این شبهات از ذهن افراد رفع می شود. این حداقل نتیجه ای است که به دست می آید و آن شخص می فهمد که اسلام، آن چیزی نیست که رسانه های هدفمند استعماری و استکباری (همان جریان صهیونیستی) بیان می کنند.


--------------------------------------------------
1- لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لَا یَسْتَكْبِرُونَ (مائده، 82)
ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺳﺮﺳﺨﺖ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩم ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﻴﻨﻪ ﻭ ﺩﺷﻤﻨﻰ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ، ﻳﻬﻮﺩﻳﺎﻥ ﻭ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻰ ﻳﺎﻓﺖ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺗﺮﻳﻨﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻭﺳﺘﻰ ﺑﺎ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ، ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻣﻰ  ﻳﺎﺑﻰ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻣﺎ ﻧﺼﺮﺍﻧﻰ ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﺍﻳﻦ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﺸﻴﺸﺎﻥ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ ﻭ ﻋﺎﺑﺪﺍﻥ ﺧﺪﺍ ﺗﺮﺱ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ [ﺩﺭ ﭘﻴﺮﻭﻯ ﺍﺯ ﺣﻖ] ﺗﻜﺒﺮ ﻧﻤﻰ  ﻛﻨﻨﺪ.




طبقه بندی: هدایت،
برچسب ها: گفتگو، مسیحی، یهودی، تکبر،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ سه شنبه 7 دی 1395 ] [ 01:17 ق.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]


بسم الله الرحمن الرحیم

سوال: منابعی را معرفی کنید که جوانان شیعه را در جوامع اهل سنت در مقابله با شبهات وهابیت قوی کند.
پاسخ:
سلام خدا بر یکایک شما عزیزان
معمولاً خیلی از عزیزان برای افزایش اطلاعات در زمینه گفتگوی میان مذاهب اسلامی، به سراغ کتاب هایی می روند که در آنها اختلاف مبانی شیعه و سنی گفته شده. کتاب های زیادی در این زمینه وجود دارند. مانند کتاب های آقای دکتر تیجانی و کتاب المراجعات که به نام «امامت و رهبری» به فارسی ترجمه شده (البته ترجمه های دیگری هم دارد). از جمله منابع سترگ و شاخص در این زمینه، کتاب الغدیر است.
ولی باید توجه داشته باشیم که آن جریانی که رو به روی ما قرار دارد، اهل تسنن نیستند؛ بلکه وهابیت است. لذا نوع کتاب هایی که لازم است در این زمینه مطالعه شود، متفاوت خواهد شد. بسیاری از مبانی، بین شیعیان و اهل تسنن مشترک است؛ ولی وهابیت آنها را قبول ندارد. اما بر اساس تبلیغ وهابیت حتی برای بعضی از اهل تسنن هم این شائبه ایجاد شده که نکند این ها در مبانی دینی ما نیست و لذا همان حرف های وهابیت را تکرار می کنند. موضوعاتی مانند زیارت، توسل و شفاعت مسائلی هستند که بیشتر توسط وهابیت مطرح و نفی می شود. در منابع اهل تسنن ادله و گزارش های تاریخی فراوانی در تأیید این موضوعات وجود دارد و بر این اساس،  علمای مذاهب مختلف آنها این مسائل را قبول دارند. اما وهابیت – که خودش گرایشات متعدد و مختلفی دارد - این ها را زیر سؤال می برد و این کار را به اسم اهل تسنن انجام می دهد. زیرا یکی از روش های تبلیغی وهابیت این است که بگوید همه سنی ها وهابی هستند و وهابیت از اهل سنت جدا نیست. در حالی که این یک دروغ محض است. تفاوت بسیاری بین آنها وجود دارد و نخستین کسانی که در مقابله با محمد بن عبد الوهاب، ابن تیمیه و ابن قیم جوزی (که ریشه های فکری وهابیت هستند) برخاستند و حتی فتوای قتل یا حکم زندانی شدن این افراد را دادند، علمای اهل سنت بودند. در واقع وهابیت یک جریان التقاطی و انحرافی درون اهل سنت است.
بنا بر این پیشنهاد من به جوانان عزیز این است که اگر می خواهند در این زمینه مطالعه کنند، به منابعی مراجعه نمایند که این نکته در آنها لحاظ شده باشد و به اسم وهابیت، به سراغ مطالعه مبانی اهل سنت نروند. زیرا این کار به معنی پذیرفتن مغالطه فرقه وهابیت است که خود را معادل کل اهل تسنن معرفی می کند. البته بعضی از ریشه های مبانی اعتقادی و اصول مذهب آنها با اهل سنت مشترک است. بر این اساس ممکن است کسی بگوید من می خواهم خیلی عمیق مطالعه کنم تا ببینم این ها که از ریشه اهل سنت برخاسته اند، چه می گویند.
یک مثال برایتان می زنم. در طول تاریخ، از درون شیعه جریانی به نام بهائیت با طراحی استعمارگران شکل گرفت (مانند همان وهابیتی که در اهل سنت طراحی کردند). حالا اگر کسی بخواهد اندیشه های بهائیت را نقد و بررسی کند، باید منابع خاص و متفاوتی را مورد مطالعه قرار دهد. اگر برای فهم بهائیت بخواهد کتاب های شیعه را بخواند، آنچه برداشت می کند، با واقعیت بهائیت فاصله خواهد داشت.
خب حالا برای معرفی کتاب، به نکته دیگری هم لازم است توجه شود. بسیاری از جوانان ما با اصطلاحات تخصصی آشنا نیستند. اگر آن جوان عزیز ما روی مبانی اسلامی و کلام اسلامی کار کرده و با این اصول آشنا باشد، می تواند به کتاب های تخصصی فراوانی که در این زمینه نوشته شده، مراجعه کند. ما در سایت infors.ir تعدادی از آثاری را که در این زمینه است، قرار داده ایم. ولی ممکن است شخصی بگوید که من مطالعه نداشته ام یا می خواهم بحث را خیلی ساده و در عین حال، مستند و تخصصی متوجه شوم و ببینم که نظر خود وهابی ها در این زمینه چیست. برای این کار من پیشنهاد می کنم که از برنامه هایی که در همین زمینه در شبکه جهانی ولایت تولید شده، استفاده کنند. این برنامه ها به صورت اینترنتی قابل دسترسی هستند و از بخش آرشیو سایت شبکه ولایت قابل دانلود است. در این بخش، برنامه های متعدد و متنوعی وجود دارد؛ مانند برنامه تریبون آزاد  که کارشناسان عزیز شبکه به صورت زنده، به سؤالات وهابی ها و بعضاً اهل تسننی که با برنامه تماس گرفته اند، در مورد شفاعت، زیارت، توسل و ... پاسخ می دهند. در این گفت و گو، تماس بیننده قطع نمی شود و بحث بین او و کارشناس برنامه ادامه پیدا می کند. جوان ما با دیدن این برنامه می تواند اطلاعات خود را افزایش دهد و ببیند که آنها چه واکنشی نشان می دهند؛ پاسخی که کارشناس به شبهات شخص وهابی می دهد، چیست و جواب آن شخص وهابی به این پاسخ چیست ... . این گفت و گو هم جذاب، شیرین، هیجان انگیز و جالب است و هم در عین حال، مفید. برای سطح اول کار و  آشنایی، دیدن این برنامه ها ، خوب است. نام برنامه های «سراب وهابیت» و «تریبون آزاد» را در سایت شبکه ولایت جستجو کنید. هم فیلم و هم صوت آنها موجود است. من به عزیزان سفارش می کنم که فایل صوتی آنها را دانلود کنند؛ روی فلش مموری بریزند و در اوقات فراغت خود، در اتومبیل یا مکان های دیگر، آنها را گوش کنند. حتی می توانند این فایل ها را به کلیپ های ده دقیقه ای تقطیع کنند تا در مسیرهای کوتاه هم به راحتی بتوانند از آنها استفاده نمایند. این خیلی برایشان مفید است. البته این برنامه ها به صورت تصویری هستند و مستندات و اسنادی که در مباحث مطرح می گردند به مخاطب نشان داده می شوند.
برای این که آشنایی مختصری هم با اختلافات مبانی شیعه و سنی پیدا کنند، یک کتاب ساده را خدمت شما معرفی می کنم: کتابی به نام «شهابی در شب» از دکتر ضیاء توحیدی در 196 صفحه است که متن کامل آن در اینترنت موجود می باشد. در این کتاب، گفت و گو و مناظره ای بین یک عالم شیعه با چند تن از علمای اهل تسنن در پاکستان شکل می گیرد. اصل گفت و گو و مناظره، حقیقی است و از کتاب شب های پیشاور گرفته شده که مناظره ای واقعی بین تنی چند از علمای اهل سنت و عالم برجسته شیعی سلطان الواعظین شیرازی در موضوعاتی همچون سجده بر مهر، توسل،‌ زیارت، شفاعت و ... است. اما نویسنده گرامی، آن را در قالب یک رمان و داستان درآورده و ادبیان آن را ساده کرده به طوری که نیاز به تخصص خاصی ندارد؛ اما جذاب است و شخص را با این گونه مباحث هم آشنا می کند. کتاب شهابی در شب تلخیص کتاب گرانسنگ شبهای پیشاور است.
علاوه بر این دو منبعی که معرفی شد، به عنوان منابع تفصیلی تر برای مطالعه تخصصی، سیرهای مطالعاتی مفصلی وجود دارد که شما می توانید از آنها استفاده کنید. شما می توانید در پیام رسان تلگرام، ربات 118 اعتقادی را به آن عزیز معرفی کنید. آدرس این ربات « @ihelpyoubot » می باشد. در تلگرام این آدرس را برای خودتان یا شخص دیگری تایپ کنید و بفرستید. به این ترتیب، آدرس تبدیل به لینک می شود. با کلیک بر روی لینک، می توانید وارد ربات شده و در آن عضو شوید. در آن جا سیرهای مطالعاتی زیادی را با موضوعات بهائیت، اعتقادات، وهابیت و ... در سه سطح قرار داده ایم که می توانید از منابع معرفی شده در آن ها استفاده کنید. ضمناً در آن جا با تایپ کاراکتر ستاره و عبارت سیر مطالعاتی (*سیر مطالعاتی) و زدن دکمه ارسال، به سیرهای مطالعاتی دسترسی پیدا می کنید. همچنین اگر خواستید سیرهای مطالعاتی با موضوع وهابیت، مسیحیت و ... را مشاهده کنید، در همین ربات به بخش موضوعات رفته و مرحله به مرحله پیش بروید تا سیر مطالعاتی مربوطه را پیدا کنید.
در سایت infors.ir هم این منابع در اختیارتان قرار می گیرد. در آن جا این منابع، به طور مفصل و با مشخصات کتاب شناختی معرفی شده اند.
 





طبقه بندی: اسلام،
برچسب ها: شبهات وهابیت، معرفی منبع، سیر مطالعاتی،
دنبالک ها: دانلود کتاب شهابی در شب، لینک دانلود مجموعه برنامه سراب وهابیت، لینک دانلود مجموعه برنامه تریبون آزاد، لینک شبکه ولایت، لینک شبکه بین المللی مطالعات ادیان ویژه سیر مطالعاتی،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ شنبه 27 آذر 1395 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

امر به معروف و نهی از منکر دو اصل دیگر از اصول عملی اسلام هستند.



آموزش احکام امربه معروف و نهی ازمنکر

[http://www.aparat.com/v/EvWkb]



معنای امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

[http://www.aparat.com/v/lXraK]



شش روش امربه معروف و نهی از منکر

[http://www.aparat.com/v/xrEIj]



امر به معروف حجت الاسلام پناهیان

[http://www.aparat.com/v/c531z]







طبقه بندی: بعد از اسلام،
برچسب ها: امر به معروف، نهی از منکر،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ شنبه 27 آذر 1395 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ خ توکلیان ] [ نظرات ]

 آیا تا به حال فکر کرده اید که برخی از افراد چرا تا این همه به مسیر خود ایمان دارند که حاضرند جان خود را بر سر آن از دست بدهند؟

اصلا ایمان چیست؟

چرا این همه ادیان مختلف وجود دارد؟

آیا واقعا خدایی وجود دارد؟

از کجا بدانیم چه کسی درست می گوید؟

از کجا بدانیم این کتاب هایی که به اسم کتاب های آسمانی هستند، واقعا کتاب های آسمانی هستند یا خیر؟

آیا با وجود این همه ادعاها اصلا حقیقتی هم وجود دارد؟ اگر وجود دارد چگونه قابل دسترسی است؟

من از کجا بدانم که اسلام درست است یا مسیحیت یا یهودیت یا ادیان دیگر؟

چرا بعضی از آدم هایی که اخلاق خیلی خوبی هم دارند، ایمان ندارند؟

چرا بعضی از آدم های با ایمان، بداخلاقند؟

اصلا پیدا کردن حقیقت به چه درد می خورد؟

چطور می توانیم ایمان خودمان را بسنجیم؟

و …

اگر شما از کسانی هستید که به دنبال جواب این سوالات هستید، یا ذهنی آکنده از شبهه دارید و حیرانید یا کسی را می شناسید که حیران است و می خواهید به او کمک کنید؟

اگر به دین بدبین شده اید و به دنبال روشی می گردید تا بدانید حقیقت چیست و کجاست؟

و گاهی به همه چیز شک می کنید که از کجا معلوم آن چه می گویند درست است؟ نکند حقیقت چیز دیگری است؟

درست آمده اید.. این دوره آموزشی صرف نظر از این که چه اعتقادی دارید، ایجاد شده تا به شما کمک کند..

 

پس:

 

 

در رشته تخصصی راهنمای مقایسه ای ایمان شرکت کنید


برای ورود به کلاس رایگان روی لینک زیر کلیک کنید



https://telegram.me/joinchat/CbhC8UB_UWkJTkqV-WIP6A
  
زمان شرکت در این دوره محدود است. اگر شما هم علاقمند هستید فرصت را از دست ندهید همین الان شرکت کنید
اگر این دوره را برای دوستانتان مفید دانستید، به آنان نیز معرفی کنید

ما سیر مطالعاتی های فراوانی هم برای شما داریم که می توانید با شرکت در این دوره از سایر دوره ها و سیر مطالعاتی ها و ... به رایگان استفاده کنید..






 






طبقه بندی: راه یافتگان،
برچسب ها: دوره راهنمای مقایسه ای ایمان،
دنبالک ها: کلاس راهنمای مقایسه ای ایمان در تلگرام،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ چهارشنبه 24 آذر 1395 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ شهاب ] [ نظرات ]

 

 

 

چگونه اثبات می‌کنید قرآن کلام خدا است؟ شاید سخن جبرئیل یا شیطان باشد.

بی‌گمان قرآن کلامی است که از سوی خداوند بر پیامبر اکرم(ص) وحی و الهام شده است. در اثبات نزول قرآن از سوى خداوند چند روش قابل تصور است که در ذیل به فهرست اجمالى آن شیوه‏ها اشاره مى‏شود.

شیوه اول: در این روش، از سخنان معصومان (ع) استفاده مى‏شود؛ یعنى روایاتى قطعى از شخص رسول اکرم (ص)، یا یکى از امامان معصوم (ع) وجود دارد که فرموده‏اند: قرآن از طرف خداوند است. این سخن اگر چه با توجه به معجزات آن بزرگواران و با عنایت به معجزات دیگر رسول گرامى اسلام (ص) که مقام الاهی آنها را ثابت مى‏کند و با در نظر گرفتن معصوم بودن آنان از هرگونه خطاى عمدى یا سهوى (چه در کردار و چه در گفتار)- که خود ادله‏اى متقن دارد و در جاى خود بحث خواهد شد - سخنى مقبول و قابل اثبات است، ولى این شیوه روش اصولى و اساسى و راهى آسان و به دور از پیچ و خم تأملات فراوان نیست؛ زیرا اولاً: خود پیامبر (ص) براى اثبات نبوت خویش، قرآن را به عنوان معجزه معرفى کرده است. ثانیاً: هیچ‏ کدام از معجزات دیگر ایشان و نیز معجزات امامان معصوم (ع) جز قرآن باقى نمانده است، گر چه به تواتر قطعى و ادلّه متقن و غیر قابل تردید، به اثبات رسیده باشد. افزون بر این، چنین استدلالى نقلى است و با آنچه در این جا مورد نظر است و معیار اصلى کلامى بودن این گونه مسائل به حساب مى‏آید، سازگارى ندارد. معیار مسائل کلامى عقلى بودن آنها است.

بنابراین، در استفاده از این شیوه براى اثبات وحیانى بودن قرآن، باید دقت نظر بیشترى مبذول داشت و در حل اشکالاتى که به این روش مى‏شود، دقت نمود
ادامه مطلب

طبقه بندی: قبل از اسلام، دین شناسی، ورود به اسلام،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ شنبه 25 آبان 1392 ] [ 01:36 ق.ظ ] [ soheil soheili ] [ نظرات ]

عنوان:اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟

 

دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری باز می گردد ولی دقیقاً مشخص نشده است که توسط چه کسی به این نام (اصول دین) خوانده شده است. بلکه اصولاً چنین مباحث علمی در پی مباحثات و تفکرات دانشمندان شکل گرفته و نتیجه یک حرکت علمی همه جانبه از سوی عالمان دینی بوده است و فرض واضع مشخص، فرضی صحیحی نیست.

اصل هر چیز، همان ریشه و اساس آن است که بنایش را روی آن می سازند، بنابراین، اصول دین چیزی است که ساختمان دین روی آن بنا گردیده است. [1]

اصطلاح اصول دین «اگر به معنای خاص [2] آن (یعنی اساسی ترین عقاید)، که در علم اعتقادات به کار برده می شود؛ استعمال شود، شامل عقاید اساسی در هر دین می شود که دین بدون آن عقاید تحقق نمی یابد.

همه ادیان توحیدی دارای سه اصل کلی مشترک می باشند: «اعتقاد به خدای یگانه،‌ اعتقاد به زندگی ابدی برای هر فردی از انسان در عالم آخرت و دریافت پاداش و کیفر اعمالی که در این جهان انجام داده است (معاد) و اعتقاد به بعثت پیامبران از طرف خدای متعال برای هدایت بشر به سوی کمال نهایی و سعادت دنیا و آخرت» [3] .

اما این اصطلاح و استعمال واژه «اصل» در مورد این گونه اعتقادات اساسی،‌ تابع اصطلاحات و قرار داد است [4] . و آیه یا روایتی که مستقیماً دلالت بر این مطلب کند وجود ندارد، بلکه دانشمندان اسلامی با توجه به اهمیت یکسری از مسائل آن ها را جزء اصول دین بر شمرده اند.

غیر از این اصول سه گانه که بین همه ادیان توحیدی مشترک است و بنیان این ادیان بر آن بنا نهاده شده است، علمای شیعه دو اصل امامت و عدالت را به این اصول اضافه کرده اند. اگر چه امامت از توابع نبوت است ولی به خاطر اختلافی که در صدر اسلام در صف مسلمانان ایجاد شد؛ شیعه برای ابراز این عقیده مهم خود، امامت و اعتقاد به آن را در اصول خود وارد کرد؛ زیرا با توجه به ادله عقلی و نقلی و سفارشات پیامبر اکرم (ص)؛ در صورت عدم استمرار نبوت توسط امامت دین ناقص و مردم در گمراهی واقع می شوند [5] .

اما فروع دین: فروع دین اصطلاحی است (در مقابل اصول دین) که به احکام عملی اسلام اطلاق می شود، رتبه اصول دین چون از باب علم (به همراه یقین) است، مقدم بر فروع دین که از باب عمل است می باشد، یعنی تا علم و اعتقاد نباشد عمل معنا ندارد به همین خاطر به این سری از احکام عملی اسلام، «فروع دین» گفته می شود که بر پایه اصول و بر آن بنا می شود و به قول مرحوم فیض کاشانی اصول دین مانند درختی است که فروع دین ثمرات آن است و می فرماید: «اشرف از میان این دو (علم و عمل)، علم است، علم به منزله درخت و عبادت به منزله ثمره آن است» [6] شمارش فروع به هشت یا ده؛ از باب اهمیت این ها در بخش عبادات است؛ و گرنه تعداد واجبات و محرمات علاوه بر احکام معاملات که جزء فروع دین محسوب می شوند، بسیار زیاد است. [7] اما آنچه از فروع دین که مشهور است این ده مورد است:

اول : نماز

دوم : روزه

سوم : خُمس

چهارم : زکات

پنجم : حج

ششم : جهاد

هفتم : امر به معروف (دستور به خوبیها و نیکیها)

هشتم : نَهْى از مُنکَر (بازداشتن از بدیها و زشتیها)

نهم : تَوَلَّى (دوستى با دوستان خدا)

دهم : تَبَرَّى (دشمنى با دشمنان خدا)



[1] الرحمانی الهمدانی، احمد، الامام علی (ع)، ص 586، نشر منیر،‌ تهران.

[2] مصباح یزدی، محمد تقی،‌ آموزش عقاید، ص 14، نشر بین الملل.

[3] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 65، ص ، نشر مؤسسه الوفاء، بیروت.

[4] آموزش عقاید، ص 14.

[5] در حدیث متواتر "ثقلین" ،(عترت و قرآن)، موجب هدایت مردم بعد از نبی (ص) شمرده شده است.

[6] فیض کاشانی، ملامحسن، علم الیقین فی اصول الدین، ج 1، صص 4 – 5، انتشارات بیدار.

 


نویسنده:م.معرف

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ دوشنبه 13 آبان 1392 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ soheil soheili ] [ نظرات ]

پرسش
فرار از پرداخت عوارض گمرکی در کشورهای خارجی اعم از کشورهای مسلمان و غیر اسلامی (یهودی، مسیحی، زرتشتی،‌ بودایی، هندو و ... ) جایز است یا خیر ؟


پاسخ 

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

به طور کلى تخلّف از قوانین و مقرراتى که براى نظم جامعه وضع شده است جایز نیست هر چند در کشورهای غیراسلامی باشد.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

اشکال دارد و اگر تعهدی برای آنها به موجب شرط ضمن عقد داده باشید لازم است به تعهد خود عمل کنید.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

جایز نیست.

دنبالک ها: فرار از گمرک در کشورهای غیر اسلامی،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ پنجشنبه 24 مرداد 1392 ] [ 01:27 ق.ظ ] [ شهاب ] [ نظرات ]
هر انسان دیندار و خداباوری پیش از هر چیز باید پاسخ این سوال را با تمام وجود بیاموزد مبنی بر این که چرا باید به وجود خدا اعتقاد داشته باشیم.
پاسخ این سوال و بحث اثبات خداوند متعال، یکی از موضوعاتی است که قرنهاست ذهن و جان بسیاری از انسان ها را مشغول به خود کرده.
برای بشر همواره بحث از وجود خدا از اهمیت بالایی برخوردار بوده است چرا که زندگی بی خدا و زندگی با خدا دو زندگی متفاوت است. بدون ایمان به خدا، بشر «تنها» می شود و خود باید با مشکلات دست و پنجه نرم کند  و رنج بکشد اما با ایمان به خدا او همواره همراهی برای خود در مشکلات و سختی ها دارد و اخلاق و عمل به اخلاق برایش با معنی است ،و نهایتا به آرامش خواهد رسید بنابراین بحث از وجود یا عدم خدا از مباحث اساسی است. در دین اسلام توحید به عنوان سر فصل اصول دیگر دین شمرده می شود و پس از اثبات توحید است که نبوت،امامت،عدل و معاد اثبات می گردد.
حال به طور کلی از دیدگاه ادیان ابراهیمی چه پاسخی برای این سوال وجود دارد و چرا باید به خدا معتقد باشیم؟

برای مشاهده پاسخ کلیک کنید برچسب ها: فلسفه اعتقاد به خدا، چرا باید به خدا معتقد باشیم، توحید،
دنبالک ها: چرا باید به خدا ایمان داشته باشیم؟‌،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ پنجشنبه 24 مرداد 1392 ] [ 01:15 ق.ظ ] [ شهاب ] [ نظرات ]
من یک مسلمان شناسنامه‌ای هستم که با تقلید به دین خودم یقین پیدا کرده‌ام. خداوند در قرآن کریم کسانی که از دین پدران خودشان تقلید کرده اند را سرزنش نموده اند. آیا این آیات شامل امثال من نیز می شود؟ آیا حتما باید در اعتقادات و اصول دین هر کسی برود و خودش تحقیق کند؟‌

برای مشاهده پاسخ کلیک کنید

طبقه بندی: بعد از اسلام، قبل از اسلام،
برچسب ها: تفکر در اعتقادات، تقلید در عقاید، مسلمان شناسنامه‌ای، پدر و مادر مسلمان،
دنبالک ها: مسلمان شناسنامه ای و تقلید در اعتقادات،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ] [ 08:38 ب.ظ ] [ شهاب ] [ نظرات ]
برای آن که بتوانم با یک فرد مسیحی ازدواج کنم، وی به دین اسلام روی آورد. حال آن که وی به صورت ظاهری و تنها به خاطر ازدواج با من مسلمان شده بود، و در واقع از دین اسلام تبعیت نمی کرد.
لازم به ذکر است که اکنون این شخص مانعی برای روحیات معنوی و مذهبی ام شده است. هر وقت که تنها باشم پر از معنویتم و آن گاه که وی با من است فاقد آن.
می خواهم بدانم که آیا وی مانعی برای تقرب من به درگاه خداوند است؟ آیا می توانم از وی طلاق بگیرم؟ (چون در خلال مدتی که وی دین را به سخره گرفته است حس می کنم به نقطه ای رسیده ام که مرتکب گناه می شوم)
لطفاً در اسرع وقت به سؤال این جانب پاسخ دهید. با تشکر



پاسخ

سعی کنید او را هدایت کنید که این امر بسیار بهتر از طلاق است، زیرا نجات یک انسان نجات تمام بشریت است و اسلام آوردن یک فرد حتما نجات وی خواهد بود. ولی اگر او باعث گمراهی شما می شود، طلاق واجب است.






طبقه بندی: بعد از اسلام،
برچسب ها: ازدواج با مسیحی،
دنبالک ها: ازدواج با مسیحی ای که ظاهرا مسلمان شده،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ] [ 07:02 ب.ظ ] [ شهاب ] [ نظرات ]

دلیل این‌که یک مسلمان نمی‌تواند با یک فرد اهل کتاب(زرتشتی، یهودی و مسیحی) ازدواج دایم کند، در صورتی که می‌تواند ازدواج موقت کند در چیست؟




برای مشاهده پاسخ کلیک کنید

طبقه بندی: بعد از اسلام،
برچسب ها: ازدواج دائم، ازدواج موقت، اهل کتاب، ازدواج با مسیحی، ازدواج با زرتشتی، ازدواج با یهودی،
دنبالک ها: ازدواج مرد مسلمان با زن یهودی مسیحی یا زرتشتی،

اشتراک و ارسال مطلب به:

[ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ شهاب ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
در این وبلاگ شما با آموزش‌هایی درباره این که چگونه یک مسلمان و شیعه شوید، آشنا خواهید شد. شما حتی اگر مسلمان و شیعه هستید و در این زمینه سوال یا نظراتی دارید، دیدگاه‌های خود را برای ما بنویسید تا در ثواب تکمیل کردن این آموزش‌ها شریک باشید. دست شما را برای هر گونه همکاری می‌فشاریم.
ای دی ارتباط با ما در تلگرام:
@Adyan_mazaheb
دوره های آموزشی و رایگان ما به صورت مجازی:
www.channel313.ir
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
شما چقدر با اسلام آشنا هستید؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب